روسیه، نقش محوری در توافق صلح قره باغ و پیامدهای آن

جمهوری آذربایجان و ارمنستان در تاریخ ۱۹ آبان ماه سال جاری (۹ نوامبر ۲۰۲۰) در پی جنگی ۴۴ روزه، قرارداد صلحی را با میانجی گری روسیه امضا کردند که بر اساس آن هفت منطقه اشغالی پیرامونی جمهوری خود خوانده قره باغ که طی جنگ سال های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴ به اشغال نیروهای ارمنی در آمده و بخشی از آنها در جریان جنگ اخیر آزاد شده بود، به طور کامل در اختیار نیروهای آذربایجانی قرار گرفت
دی ۱۳۹۹
علی اکبر جوکار

جمهوری آذربایجان و ارمنستان در تاریخ 19 آبان ماه سال جاری (9 نوامبر 2020) در پی جنگی 44 روزه، قرارداد صلحی را با میانجی گری روسیه امضا کردند که بر اساس آن هفت منطقه اشغالی پیرامونی جمهوری خود خوانده قره باغ که طی جنگ سال های 1991 تا 1994 به اشغال نیروهای ارمنی در آمده و بخشی از آنها در جریان جنگ اخیر آزاد شده بود، به طور کامل در اختیار نیروهای آذربایجانی قرار گرفت. این توافق صلح در حالی حاصل شد که طی 25 سال گذشته، یعنی بعد از آتش بس سال 1994 با وجود مذاکرات طولانی دو طرف که با میانجی گری روسیه، ایالات متحده آمریکا و فرانسه روسای گروه مینسک انجام شده بود، نتیجه ای به دست نیامده بود. نکته مهم قرارداد مذکور نقش محوری روسیه و عدم حضور سایر قدرت ها به ویژه آمریکا و فرانسه بود که موضوع این نوشتار می‌باشد.

مروری مختصر بر تحولات بحران قره باغ

جمهوری آذربایجان و ارمنستان از سال 1991 به دلیل حمایت نیروهای ارمنستان از اعلام استقلال جمهوری خود خوانده قره باغ از جمهوری آذربایجان که فرآیند آن از سال 1988 شروع شده بود، وارد جنگی شدند که نتیجه آن کشته شدن بیش از 35 هزار نفر و آوارگی صدها هزار نفر تا زمان آتش بس در سال 1994 بود. در این جنگ هفت منطقه پیرامونی قره باغ کوهستانی که ارامنه آن را آرتساخ می خوانند به تصرف نیروهای ارمنستان در آمد و با امضای قرارداد آتش بس در بیشکک، بحران مذکور منجمد و سه کشور روسیه، آمریکا و فرانسه به عنوان روسای گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا مسئولیت میانجی گری و حل بحران را بر عهده گرفتند. از آن زمان طرح ها و پیشنهادات متعددی برای حل بحران ارائه شد که هیچ کدام به نتیجه نرسید و در مقاطع کوتاهی در سال 2016 و جولای 2020  نیز برخوردهای نظامی‌بین دو طرف صورت گرفت.  

بی نتیجه بودن تلاش های میانجی گرایانه گروه مینسک برای حل بحران و تداوم اشغال سرزمین‌های جمهوری آذربایجان توسط ارمنستان در کنار مطالبات مردم جمهوری آذربایجان برای باز پس گیری این مناطق باعث شد در تاریخ 6 مهرماه (27 سپتامبر) جنگی جدید بین دو کشور آغاز شود که با برخوردهای نظامی قبلی متفاوت بود. برتری میدانی نیروهای نظامی جمهوری آذربایجان و موفقیت آنها در آزاد سازی بخش هایی از سرزمین‌های اشغالی این کشور زمینه ای را فراهم کرد که در نهایت منتج به بیانیه یا توافق صلح 9 نوامبر بین دو کشور با میانجی گری روسیه گردید که دستاوردی مهمی‌برای باکو محسوب می‌شود.

بدون تردید یکی از مهم ترین عوامل این موفقیت برتری جمهوری آذربایجان در ابعاد نظامی، اقتصادی و سیاسی بود. دولت جمهوری آذربایجان طی 25 سال گذشته علاوه بر تقویت بنیه اقتصادی و نظامی‌کشور - که شاخص های آن به مراتب بهتر از وضعیت ارمنستان شده بود-، همکاری دو جانبه سیاسی و بین المللی به ویژه با همسایگان را نیز تعمیق بخشیده بود. عامل مهم دیگر این موفقیت، تغییر شرایط سیاسی و بین المللی در منطقه و جهان از جمله رویکرد روسیه نسبت به کشورهای منطقه قفقاز جنوبی بود. در حالی که به نظر بسیاری از تحلیل گران، استراتژی روسیه در منطقه قفقاز جنوبی حفظ وضع موجود بود، مواضع و رفتار این کشور در جریان جنگ اخیر نشان داد که رویکرد روسیه نسبت به وضعیت منطقه بر اساس واقعیات میدانی و تحولات بین المللی تا حدودی تغییر کرده است. در این نوشتار ضمن بررسی دلایل تغییر رویکرد روسیه نسبت به تحولات قره باغ و آثار آن بر ژئوپلتیک منطقه به این سوال پاسخ داده خواهد شد که این سیاست چه تاثیری بر جایگاه ژئوپلتیک این کشور خواهد داشت.

تحولات مواضع روسیه نسبت به بحران قره باغ       

در استراتژی سیاست خارجی روسیه منطقه قفقاز جنوبی بخشی از حوزه منافع حیاتی این کشور تلقی شده و تحولات آن ارتباط مستقیمی‌با منافع و امنیت ملی روسیه دارد. در دوران پسا شوروی بیشترین تهدیدات نسبت به امنیت ملی روسیه جدید از این ناحیه بوده و بیشترین بحران‌ها در حوزه کشورهای استقلال یافته پسا شوروی، در این منطقه رخ داده است. گرایشات گریز از مرکز در مناطق قفقاز روسیه و سیاست های گسترش ناتو و همسایگی شرقی غرب از جمله مواردی است که باعث نگرانی امنیتی روسیه بوده است. از طرف دیگر، اهمیت منطقه قفقاز جنوبی در حوزه انرژی و صادرات آن به اروپا به دلیل سیاست انرژی محور روسیه از اهمیت خاصی برخوردار بوده و این موضوع در ملاحظات اقتصادی و ژئوپلتیک این کشور همیشه لحاظ شده است. در نتیجه می‌توان گفت ایفای نقش برتر در تحولات منطقه قفقاز جنوبی از اولویت های روسیه بوده و این کشور تلاش نموده است تحولات این منطقه را در راستای منافع ملی خود مدیریت نماید؛ موضوعی که در جریان جنگ 44 روزه جمهوری آذربایجان و ارمنستان نیز مشهود بود.

در تحلیل رفتار روسیه نسبت به بحران قره باغ و اختلافات جمهوری آذربایجان و ارمنستان چند مرحله قابل ذکر می‌باشد. مرحله اول از 1991 تا 1994 که بنا به نظر تحلیل گران آذری به طور غیر مستقیم جانب ارمنستان را گرفته و از این رفتار به عنوان یکی دلایل موفقیت ارامنه در مناطق نبرد یاد می‌شود. مرحله دوم در فاصله 1994 تا 2000 است که با توجه به راکد شدن بحران قره باغ، اولویت روسیه حل مشکلات داخلی خود در عین همکاری و حضور در مذاکرات صلح  قره باغ می‌شود. مرحله سوم از سال 2000 تا 2020 می‌باشد. در این مرحله روسیه سیاست همکاری فعال و متوازن را در روابط با دو کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان در پیش گرفته و این روابط را در سطوح مختلف، از جمله نظامی‌گسترش می دهد. مرحله آخر جنگ 44 روزه است که روسیه به ایفای نقش محوری می‌پردازد.  

در تحلیل رفتار روسیه نسبت به این بحران چند مرحله قابل مشاهده است. مرحله اول، مواضع اعلامی روسیه بود که بر اساس عدم جانبداری از طرفین درگیر و تاکید بر ضرورت آتش بس فوری صورت گرفت. مرحله دوم، اقدامات عملی از طریق تماس های دیپلماتیک بود که از طریق رایزنی مکرر با مقامات مسئول آذربایجان و ارمنستان، برگزاری نشست با وزرای خارجه دو کشور درگیر بحران، رایزنی با مقامات فرانسه، ترکیه و ایران و حمایت از نشست وزرای خارجه آذربایجان و ارمنستان با وزیر خارجه آمریکا در 26 اکتبر در واشنگتن، صورت گرفت. مرحله سوم نیز میانجی گری مستقل و حصول توافق صلح و نهایتا، مرحله آخر اعزام نیروی حافظ صلح به منطقه پس از توقف درگیری است. از نکات مهم رفتار روسیه رعایت توازن در برخورد با دو کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان بود. در نتیجه این سیاست ایروان خیلی سریع متوجه شد که نمی‌تواند علیرغم حضور در پیمان امنیت جمعی و همچنین معاهده دوستی، همکاری و کمک متقابل بین روسیه و ارمنستان که در سال 1997 امضا شده بود، انتظار زیادی از مسکو داشته باشد.

در همان روزهای اولیه جنگ، مقامات و رئیس جمهور روسیه مشخص کردند که این پیمان‌ها برای دفاع از سرزمین اصلی ارمنستان بوده و شامل مناطق اشغالی در درون جمهوری آذربایجان نمی‌شود. اظهارات پوتین  در این خصوص مشخص کرد که سیاست روابط متوازن مسکو با باکو و ایروان جایگزین ندارد. وی در مصاحبه با تلویزیون روسیه در روز هفتم اکتبر، با اشاره به تعهدات کشورش در قبال ارمنستان به عنوان عضو سازمان پیمان امنیت جمعی اظهار داشت: "ما به عنوان بخشی از این معاهده تعهدات خاصی داریم. روسیه همیشه تعهدات خود را محترم شمرده و به آن ادامه خواهد داد. جای تاسف بسیار است که درگیری‌ها ادامه دارد؛ اما (درگیری‌ها) در خاک ارمنستان انجام نمی‌شود." این اظهارات بعدا توسط لاوروف وزیر خارجه و پسکوف سخنگوی کرملین نیز تکرار گردید.

بررسی عملکرد روسیه پیرامون جنگ بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان نشان از تنظیم رفتار این کشور متناسب با تحولات صورت گرفته در وضعیت دو کشور و منطقه می‌باشد که برخی از شاخص های مهم آن به شرح زیر است.

  • تغییر توازن نظامی و اقتصادی به نفع جمهوری آذربایجان در مقابل ارمنستان و اراده این کشور برای تغییر وضعیت موجود در رابطه با قره باغ و ارمنستان
  • تلاش ترکیه برای بهره برداری از اختلافات بین روسیه و آمریکا و گرفتن نقش و امتیازات بیشتر در منطقه
  • اولویت ایران برای ایجاد صلح و ثبات دائم در مرزهای شمالی مطابق با حقوق بین الملل و اهمیت حل بحران قره باغ به عنوان یکی از موانع همکاری‌های منطقه ای
  • تداوم مشکلات و اختلافات روسیه با اوکراین و گرجستان، وضعیت بلاروس بعد از انتخابات، تشدید تحریم های اروپا و آمریکا و چشم انداز پیروزی بایدن و احتمال تشدید اختلافات آمریکا با روسیه
  • درگیر بودن آمریکا در مسائل داخلی و انتخابات ریاست جمهوری و عدم آمادگی برای ورود جدی به مسائل قفقاز جنوبی در جریان بحران و ناتوانی اروپا برای ایفای نقش مستقل از آمریکا در منطقه

از طرفی همان گونه که اشاره شد روسیه طی سال های گذشته تلاش نموده است در روابط با جمهوری آذربایجان و ارمنستان توازن لازم را ایجاد نماید. نکته برجسته این رفتار روسیه، فروش همزمان تسلیحات نظامی‌به دو کشور بوده است؛ موضوعی که با انتظارات ارمنستان که عضو سازمان پیمان امنیت جمعی می‌باشد همخوانی نداشت. احتمالا بر اساس همین انتظار بود که نیکول پاشینیان رئیس جمهور ارمنستان در نامه مورخ 31 اکتبر خود به رئیس جمهور روسیه، ضمن تشریح وضعیت منطقه و حضور تروریست های اعزامی از خاورمیانه در جنگ قره باغ و نزدیک شدن جنگ به مرزهای ارمنستان، از طرف روس درخواست کرد که بر اساس بند 2 "معاهده دوستی ،همکاری و کمک متقابل نوع و میزان کمک مسکو به ایروان مشخص گردد.    

در مجموع می‌توان گفت اقدامات روسیه در جریان بحران قره باغ متاثر از تحولات میدانی و فضای سیاسی منطقه ای و بین المللی صورت گرفت که پیامدها و پیام های خاص خود را داشت. اول اینکه توافقنامه صلح با میانجی گری صرف روسیه صورت گرفت و آمریکا و فرانسه در آن حضور نداشتند. این درحالی بود که دو کشور مذکور در 26 سال گذشته یک پای ثابت مذاکرات صلح قره باغ بودند که تا 9 نوامبر به نتیجه نرسیده بود. پیام این وضعیت برای رقبای جهانی ژئوپلتیک روسیه که به دنبال نفوذ در منطقه قفقاز جنوبی هستند بسیار روشن و دقیق است. دوم، تلاش ترکیه برای حضور در مذاکرات صلح بود که روسیه اجازه این امر را به آنکارا نداد.  اگر چه آنکارا به دلیل حمایت سیاسی و نظامی از جمهوری آذربایجان، انتظار داشت با وساطت باکو در روند سیاسی مذاکرات صلح نیز مشارکت داشته باشد ولی این امر محقق نگردید. (البته با وجود ادعای آنکارا مبنی بر حضور نیروهای حافظ صلح این کشور در خطوط تماس، در توافق صلح قره باغ هیچ گونه اشاره ای به این موضوع نشده است.) سوم، تقویت تصویر روسیه در افکار عمومی مردم جمهوری آذربایجان بود که تا پیش از این روسیه را به عنوان حامی وضع موجود در قره باغ  می‌شناختند . چهارم ورود نیروهای امنیتی روسیه درون خاک آذربایجان است که تا سالها تداوم خواهد یافت. بر اساس بند 3 قرارداد مذکور، در گذرگاهی که برای ارتباط بین ارمنستان و قره باغ کوهستانی در منطقه لاچین اختصاص یافته، تعداد 1960 نیروی صلح بان روسی با ادوات و تجهیزات نظامی مربوطه مستقر خواهند شد و وظیفه کنترل و نظارت بر آن را بر عهده خواهند گرفت. حضور نیروهای روسیه در جمهوری آذربایجان مکمل حضور نیروهای این کشور در پایگاه نظامی‌گیومری و تکمیل پازل حضور نظامی روسیه در قفقاز جنوبی ارزیابی شده است.

در حال حاضر این سوالات مطرح است که روند تحولات ژئوپلتیک منطقه بعد از صلح قره باغ به چه سمتی خواهد بود. آیا روسیه می‌تواند بعد از این جمهوری آذربایجان را وارد تشکیلات منطقه ای مانند اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان پیمان دسته جمعی نماید؛ امری که تاکنون باکو از آن اجتناب نموده است. با وجود سلطه روسیه بر اقتصاد و امنیت ارمنستان، گرایشات سیاسی در این کشور به چه سمتی خواهد رفت؟ دعوت جمهوری آذربایجان از نیروهای ترکیه برای حضور در این کشور (خارج از چارچوب توافق صلح ) چه تغییری در معادله رقابت و همکاری روسیه و ترکیه از قفقاز تا شمال مدیترانه خواهد داشت؟ با توجه به همکاری مسکو و تهران در موضوعات مختلف منطقه ای و بین المللی و روابط دوستانه تهران با باکو و ایروان کیفیت همکاری‌های منطقه به چه سمت و سویی خواهد رفت؟      

علی اکبر جوکار، کارشناس ارشد مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز

   (مسئولیت محتوای مطالب  برعهده نویسندگان است و بیانگر دیدگاه‌های مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی نیست)

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است