نقشآفرینی فرامرزی ایران، برخلاف برخی روایتهای رایج، پدیدهای مختص به جمهوری اسلامی نیست. حکومت پهلوی نیز بهویژه در دهه ۱۳۵۰، از قدرت نظامی و ظرفیتهای اقتصادی کشور برای اثرگذاری بر تحولات منطقهای استفاده میکرد. با این حال، بررسی تاریخی این تجربه نشان میدهد که برای فهم سیاست خارجی ایران، صرف اشاره به حضور نظامی یا حمایت از بازیگران خارج از مرزها کافی نیست. مسئله اساسی آن است که این ظرفیتها در خدمت چه اهدافی قرار داشتند، در چه ساختار بینالمللی به کار گرفته میشدند و چه نسبتی با استقلال سیاسی، منافع ملی و اراده مردم ایران برقرار میکردند.