دلایل شکل گیری طوفان الاقصی و مسیر آینده آن

۲۹ مهر ۱۴۰۲
مشاهده ۲۰۴۴

 در شرایطی که طی ماه‌های اخیر، ایالات متحده تلاش های گستردهای را برای ایجاد ارتباط بین عربستان و اسرائیل انجام داده بود و برخی کشورهای عرب منطقه نیز روابط خود را با اسرائیل آغاز کرده اند، در سالروز جنگ یوم الکیپور حمله غافلگیرانه و گسترده  نیروهای حماس به اسرائیل با عنوان «طوفان الاقصی» با پرتاب ۵هزار راکت به شهرک های یهودی نشین مجاور و برخی مناطق در مرکز اسرائیل انجام شد. همزمان نیروهای این گروه وارد مناطقی شدند که تحت اشغال اسرائیلی‌ها بود.

حمله ای که جهان را شگفت زده کرد و سایر بحران‌ها و جنگ های مهم همچون جنگ روسیه و اوکراین و بحران قره باغ را نیز در سایه قرار داد . در رابطه با دلایل ایجاد این بحران باید گفت تداوم اشغالگری و شهرک سازی‌های رژیم صهیونیستی، تحمیل فشار و محرومیت شدید بر ملت فلسطین به ویژه ساکنان نوار غزه، ترک تازی‌های دولت راست گرای نتانیاهو در شرایط سکوت جامعه بین المللی از جمله دلایل مهمی هستند که صبر ملت فلسطین را لبریز کرده بودند.

 ولی در نهایت شاید این تلاش های رژیم اسرائیل برای نفوذ و عادی سازی روابط با کشورهای اثر گذار جهان عرب و اسلام به ویژه عربستان بود که حتی با علم به پاسخ کوبنده اسراییل، شروع جنگ با این رژیم را برای رهبران حماس منطقی ساخت؛ رویدادی که در صورت عملیاتی شدن آرمان فلسطین مستقل را به تاریخ می سپرد و رژیم صهیونیستی را به برنده اصلی منازعه ۷۰ ساله با فلسطین تبدیل می‌کرد. بر این اساس نتیجه فوری این جنگ تعلیق و مسکوت ماندن مذاکرات عادی سازی بوده و حداقل تا زمانی که جنایات این رژیم را در غزه در اذهان عمومی زنده باشد، بحث توسعه پیمان ابراهیم و عادیسازی روابط رژیم صهیونیستی با عربستان عملیاتی نخواهد شد.

اما در هر صورت لازم است تلاش ها برای پایان این جنگ هر چه زودتر آغاز شود. در مورد راه حل های کمک کننده برای پایان این جنگ باید گفت؛ هر چند ارائه تحلیل قطعی در این مورد کار آسانی نیست و تا حد زیادی به شیوه تداوم جنگ، طرح های ارائه شده از سوی کشورهای میانجی و میزان مداخله قدرت های منطقه ای و بین المللی در جنگ  بستگی دارد، اما به نظر می رسد چند سناریوی ممکن در این زمینه وجود دارد؛

سناریوی نخست؛ تداوم جنگ تا نابودی و شکست کامل یکی از طرفهاست. در قالب این سناریو جنگ از حالت دوجانبه بین حماس و رژیم صهیونیستی خارج شده و همچون مدل جنگ جهانی اول و دوم به سمت یارگیری منطقه ای و بین المللی حرکت می‌کند. افزایش طرف های درگیر در این جنگ قطعا سطح ویرانی و تلفات انسانی را برای هر دو طرف به طرز وحشتناکی افزایش خواهد داد و ممکن است به واسطه فعال نمودن و تشدید رقابت ها و خصومت های دیرینه و نهفته در منطقه غرب آسیا، به یک جنگ فرسایشی و پرهزینه برای همه کشورهای درگیر تبدیل شود. نتیجه این جنگ جهانی جدید در نهایت شکل گیری یک توافق صلح جدید به نفع جبهه غالب و  ایجاد تحولی اساسی در نقشه و ژئوپلیتیک منطقه است. همانگونه که مواضع و رویه محور مقاومت، آمریکا و اروپا هم نشان می دهد، این سناریو به دلیل هزینه‌های بالای آن برای کشورهای منطقه و قدرت های جهانی و نامعلوم بودن نتایج ان احتمال وقوع اندکی دارد و این کشورها می‌کوشند تا حد امکان از گسترده شدن دامنه جنگ و رویارویی قدرتهای مطرح با یکدیگر خودداری کنند.

سناریوی دوم؛ اوکراینیزه شدن جنگ اسرائیل و حماس است؛ یعنی همچون مدل جنگ اوکراین هیچ کشوری در حمایت از طرف های درگیر به طور مستقیم وارد جنگ نمی‌شود، اما به طور مخفیانه یا آشکار به حمایت مالی، اطلاعاتی، نظامی و لجستیکی از یکی از طرف ها می‌پردازند. این سناریو نسبت به سناریوی نخست احتمال وقوع بیشتری دارد، اما با توجه به تاثیر آن بر فرسایشی شدن جنگ و افزایش هزینه‌های آن، گزینه مطلوبی برای قدرتهای منطقه ای و جهانی نیست و تلاش برای اجتناب از ان انجام می‌شود.

سناریوی سوم؛ پذیرش طرح های صلح ارائه شده از سوی کشورهای مختلف از جمله آمریکا و روسیه و سازمان‌هایی همچون کنفرانس اسلامی است که معمولا این طرح ها به دلیل جانبدارانه بودن، از سوی یکی از طرف ها مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد و ضمانت اجرایی کافی ندارد.

سناریوی چهارم؛ رادامه روند موجود است که  هدف این سناریو که حداقل در یک هفته اخیر اجرایی شده و احتمال تداوم آن نیز زیاد است، بیشتر اعاده حیثیت و جبران گاف اطلاعاتی رژیم اسرائیل است که با ان همه ادعایی که در حوزه قدرت برتر نظامی و اطلاعاتی منطقه بودن، داشت، اینگونه توسط یگروه حماس مورد حمله غافلگیرانه قرار گرفت و خسارات و کشته‌های بسیاری روی دستش ماند. البته در قالب این سناریو نیز ممکن است کمک های غیر مستقیم در حوزه‌های مختلف از سوی کشورهای طرفدار دو طرف صورت بگیرد، اما این کمک ها به گونه ای انجام می‌شود که دامنه جنگ گسترده و فراگیر نشود.

در نهایت فارغ از اینکه کدامیک از سناریوهای فوق در میان مدت و بلند مدت عملیاتی شود، نکته مهم این است که سازمان ملل، سازمان همکاری‌های اسلامی و سازمان‌های حقوق بشری باید رژیم اسرائیل را که با وقاحتی مثال زدنی رسما اعلام می‌کند، مردم غزه را از حقوق اولیه انسانی از جمله غذا، آب، برق و بهداشت و درمان محروم کرده و حتی از حمله به بیمارستان‌ها و کاروان‌های غیر نظامی در حال فرار نیز ابایی ندارد، به رعایت حقوق بشر و حقوق جنگ وادار کنند و با تعریف و تعیین انواع تحریم ها و مجازات های ملموس و بازدارنده مانع از تداوم وقوع جنایات جنگی در این جنگ نابرابر شوند.

دکتر محمد مهدی مظاهری، استاد دانشگاه

 (مسئولیت محتوای مطالب برعهده نویسندگان است و بیانگر دیدگاه‌های مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی نیست)

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است