سیاست خارجی ایران و ضرورت بازتعریف نگاه به آفریقا

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دهه‌های اخیر عمدتاً تحت تأثیر محیط امنیتی پیرامونی، رقابت با ایالات متحده، تحولات خاورمیانه و ضرورت مقابله با فشارهای خارجی شکل گرفته است.
۱۹ مهر ۱۴۰۵
سجاد عطازاده

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دهه‌های اخیر عمدتاً تحت تأثیر محیط امنیتی پیرامونی، رقابت با ایالات متحده، تحولات خاورمیانه و ضرورت مقابله با فشارهای خارجی شکل گرفته است. در چنین شرایطی، برخی مناطق جهان که از منظر ژئوپلیتیکی و اقتصادی برای ایران دارای ظرفیت قابل‌توجهی هستند، در حاشیه اولویت‌های سیاست خارجی قرار گرفته‌اند. آفریقا یکی از مهم‌ترین این مناطق است. اهمیت آفریقا برای ایران صرفاً به شمار کشورهای این قاره یا ظرفیت‌های اقتصادی آن محدود نمی‌شود؛ بلکه موقعیت ژئوپلیتیکی آفریقا در مجاورت دریای سرخ، اقیانوس هند و خلیج عدن، دسترسی به بازارهای رو به رشد و نقش فزاینده شماری از کشورهای آفریقایی در ترتیبات چندجانبه، این قاره را به عرصه‌ای مهم برای تنوع‌بخشی به روابط خارجی ایران تبدیل کرده است.

بررسی تجربه تاریخی سیاست خارجی ایران نشان می‌دهد که توجه به آفریقا پدیده‌ای جدید نیست. ایران در دوره‌های گذشته نیز تلاش کرده است روابط خود با کشورهای آفریقایی را توسعه دهد و از ظرفیت این روابط برای افزایش حضور بین‌المللی، گسترش مناسبات اقتصادی و تقویت جایگاه خود در جهان در حال توسعه استفاده کند. این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که آفریقا را نمی‌توان صرفاً یک حوزه فرعی در سیاست خارجی ایران تلقی کرد؛ بلکه این قاره در مقاطع مختلف، بخشی از تلاش تهران برای گسترش دامنه کنشگری خارجی و کاهش تمرکز بر محیط پیرامونی بوده است.

با این حال، اهمیت امروز آفریقا با گذشته تفاوت قابل‌توجهی دارد. قاره آفریقا در حال تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رقابت قدرت‌های بزرگ و متوسط است. چین، روسیه، ایالات متحده، اتحادیه اروپا، ترکیه، هند و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، هر یک با اهداف متفاوت در حال گسترش حضور خود در این قاره هستند. این رقابت صرفاً اقتصادی نیست و حوزه‌هایی همچون امنیت، بنادر، زیرساخت، انرژی، مواد معدنی راهبردی، فناوری و نفوذ سیاسی را نیز دربرمی‌گیرد. در نتیجه، آفریقا دیگر "حاشیه" نظام بین‌الملل نیست؛ بلکه بخشی از جغرافیای در حال شکل‌گیری نظم جدید جهانی است.

برای ایران، یکی از مهم‌ترین تحولات، افزایش اهمیت ژئوپلیتیکی دریای سرخ و شاخ آفریقا است. تحولات سال‌های اخیر در دریای سرخ و باب‌المندب نشان داده است که امنیت این منطقه با امنیت خلیج فارس، اقیانوس هند و حتی مسیرهای تجاری بین آسیا و اروپا پیوندی مستقیم دارد. از این منظر، تحولات شرق آفریقا و شاخ آفریقا را نمی‌توان صرفاً مسائل آفریقایی دانست. اتیوپی، اریتره، جیبوتی، سومالی و سودان در منطقه‌ای قرار دارند که به یکی از گره‌های مهم ارتباطی و ژئوپلیتیکی میان خاورمیانه، آفریقا و اقیانوس هند تبدیل شده است. بنابراین، تحولات این منطقه به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر محیط راهبردی ایران اثر می‌گذارد.

این تحول، ضرورت عبور سیاست خارجی ایران از نگاه موردی به آفریقا را افزایش داده است. روابط با کشورهای آفریقایی نباید صرفاً در واکنش به تحولات مقطعی یا با هدف افزایش تعداد سفرهای دیپلماتیک و توافق‌های اقتصادی دنبال شود. آنچه مورد نیاز است، شکل‌گیری یک نگاه راهبردی و بلندمدت است که کشورهای آفریقایی را بر اساس اهمیت ژئوپلیتیکی، اقتصادی، امنیتی و ظرفیت آنها برای همکاری با ایران دسته‌بندی کند. به بیان دیگر، مسئله اصلی برای کشورمان  نباید "حضور در آفریقا" به معنای کلی آن باشد؛ بلکه باید مشخص شود ایران در کدام بخش‌های آفریقا، با چه اهدافی و از طریق چه ابزارهایی می‌تواند حضور مؤثر و پایدار داشته باشد.

در این میان، شاخ آفریقا می‌تواند یکی از اولویت‌های مهم باشد. موقعیت این منطقه در کنار باب‌المندب و دریای سرخ، آن را به نقطه اتصال خلیج فارس، اقیانوس هند و شرق آفریقا تبدیل کرده است. اتیوپی نیز به دلیل جمعیت، وزن سیاسی، موقعیت جغرافیایی و نقش آن در تحولات شاخ آفریقا، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. توسعه روابط با اتیوپی می‌تواند برای ایران تنها یک هدف دوجانبه نباشد؛ بلکه بخشی از یک سیاست گسترده‌تر برای حضور در شرق آفریقا و تقویت پیوندهای ایران با کشورهای مهم این منطقه باشد. همین منطق درباره کنیا، تانزانیا، اوگاندا و دیگر کشورهای شرق آفریقا نیز، البته با اولویت‌ها و ظرفیت‌های متفاوت، قابل طرح است.

در سطح اقتصادی نیز آفریقا می‌تواند بخشی از پاسخ ایران به ضرورت تنوع‌بخشی به شرکای تجاری باشد. بسیاری از اقتصادهای آفریقایی در حال رشد هستند و در حوزه‌هایی همچون انرژی، کشاورزی، معدن، زیرساخت، دارو، خدمات فنی و مهندسی و فناوری به همکاری خارجی نیاز دارند. در مقابل، ایران در برخی از این حوزه‌ها دارای ظرفیت‌هایی است که می‌تواند در بازارهای آفریقایی مورد استفاده قرار گیرد. مسئله اساسی اما تبدیل این ظرفیت بالقوه به روابط اقتصادی پایدار است. تجربه گذشته نشان داده است که روابط اقتصادی ایران با کشورهای آفریقایی در بسیاری از موارد از نبود سازوکارهای مالی، ضعف حمل‌ونقل، محدودیت شناخت بازارها و فقدان حضور مستمر بخش خصوصی آسیب دیده است. بنابراین، دیپلماسی اقتصادی در آفریقا نیازمند پشتیبانی نهادی و زیرساختی است و صرفاً با توافق‌های سیاسی در سطح دولت‌ها محقق نخواهد شد.

از سوی دیگر، آفریقا می‌تواند برای سیاست خارجی ایران اهمیت چندجانبه نیز داشته باشد. کشورهای آفریقایی بخش بزرگی از اعضای سازمان ملل متحد را تشکیل می‌دهند و در بسیاری از موضوعات بین‌المللی، از تحریم‌ها و اصلاح ساختار حکمرانی جهانی گرفته تا مسائل توسعه و تغییرات اقلیمی، نقش مهمی دارند. گسترش روابط با آفریقا از این منظر می‌تواند به افزایش دامنه تعاملات دیپلماتیک ایران و تقویت ارتباط با "جنوب جهانی" کمک کند. اهمیت این مسئله در شرایطی که ساختار توزیع قدرت جهانی در حال تغییر است، بیش از گذشته افزایش یافته است.

البته این امر نباید به معنای نگاهی صرفاً ابزاری به کشورهای آفریقایی باشد. اگر روابط ایران با آفریقا تنها با معیار میزان حمایت این کشورها از مواضع جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین‌المللی سنجیده شود، ظرفیت واقعی این روابط نادیده گرفته خواهد شد. کشورهای آفریقایی خود دارای منافع، اولویت‌ها و محاسبات مستقلی هستند و موفقیت سیاست خارجی ایران مستلزم درک این تفاوت‌ها است. ایران باید از رویکردی مبتنی بر شناسایی نیازها و منافع متقابل استفاده کند و روابط را بر پایه همکاری پایدار و احترام متقابل توسعه دهد.

در این چارچوب، دیپلماسی فرهنگی نیز می‌تواند جایگاه مهمی‌پیدا کند. پیوندهای تاریخی میان ایران و بخش‌هایی از آفریقا، ظرفیت دانشگاهی، علمی و فرهنگی و تجربه ایران در حوزه‌هایی مانند آموزش، پزشکی و فناوری می‌تواند به ایجاد تصویر مثبت‌تر از ایران کمک کند. این ظرفیت به‌ویژه در شرایطی اهمیت دارد که رقابت برای نفوذ نرم در آفریقا به‌شدت افزایش یافته است. حضور فرهنگی و علمی مستمر می‌تواند در بلندمدت زمینه‌ای برای توسعه روابط سیاسی و اقتصادی فراهم کند که صرفاً با ابزارهای رسمی دیپلماتیک قابل دستیابی نیست.

با وجود این ظرفیت‌ها، یکی از چالش‌های اصلی سیاست خارجی ایران، پراکندگی منابع و نبود اولویت‌بندی روشن است. ایران نمی‌تواند در کوتاه‌مدت در همه کشورهای آفریقایی حضور مؤثر و گسترده داشته باشد. بنابراین، راهبرد موفق باید بر انتخاب چند کشور و چند حوزه اولویت‌دار متمرکز شود. در این میان، شرق آفریقا و شاخ آفریقا به دلیل پیوند مستقیم با محیط دریایی پیرامون ایران، می‌تواند جایگاه ویژه‌ای داشته باشد؛ در کنار آن، کشورهای دارای ظرفیت‌های اقتصادی و سیاسی برجسته در غرب، شمال و جنوب آفریقا نیز باید بر اساس معیارهای مشخص مورد توجه قرار گیرند.

از منظر راهبردی، بازتعریف نگاه ایران به آفریقا را باید بخشی از یک تحول بزرگ‌تر در سیاست خارجی کشور دانست: حرکت از سیاست خارجی عمدتاً واکنشی به سیاست خارجی متنوع و فرصت‌محور. هرچه فشارهای ژئوپلیتیکی افزایش می‌یابد، اهمیت تنوع‌بخشی به روابط خارجی نیز بیشتر می‌شود. تنوع جغرافیایی به معنای فاصله گرفتن از شرکای سنتی یا نادیده گرفتن قدرت‌های بزرگ نیست؛ بلکه به معنای افزایش تعداد و کیفیت گزینه‌های سیاست خارجی است. در این چارچوب، آفریقا می‌تواند یکی از اجزای مهم راهبرد افزایش قدرت انتخاب ایران باشد.

تجربه تاریخی نیز یک درس مهم در اختیار سیاستگذاران قرار می‌دهد: حضور پایدار در یک منطقه صرفاً با اعلام اهمیت آن منطقه در اسناد سیاست خارجی حاصل نمی‌شود. این حضور نیازمند تداوم، شناخت دقیق، سرمایه‌گذاری نهادی، تربیت نیروی متخصص، فعال شدن بخش خصوصی و ایجاد شبکه‌های ارتباطی میان نهادهای دولتی، دانشگاهی و اقتصادی است. بنابراین، اگر قرار است آفریقا در سیاست خارجی ایران جایگاه بالاتری پیدا کند، باید از سطح شعار و مناسبات مقطعی عبور کرده و به یک پروژه نهادی و بلندمدت تبدیل شود.

در نهایت، آفریقا را باید نه به‌عنوان یک "حوزه فرعی" بلکه به‌عنوان بخشی از جغرافیای در حال تغییر سیاست جهانی مورد توجه قرار داد. اهمیت روزافزون شاخ آفریقا، دریای سرخ و اقیانوس هند، رقابت قدرت‌های بزرگ بر سر منابع و مسیرهای ارتباطی، رشد اقتصادی برخی کشورهای آفریقایی و افزایش نقش این کشورها در نهادهای بین‌المللی، همگی نشان می‌دهد که وزن آفریقا در محاسبات سیاست خارجی ایران در حال افزایش است. برای تهران، مسئله اصلی اکنون صرفاً گسترش روابط با کشورهای آفریقایی نیست؛ بلکه تبدیل این روابط به بخشی منسجم از یک راهبرد کلان برای تنوع‌بخشی به سیاست خارجی، افزایش قدرت انتخاب و تقویت جایگاه ایران در جنوب جهانی است.

از این منظر، سیاست خارجی ایران نیازمند یک "نگاه جدید به آفریقا" است؛ نگاهی که در آن آفریقا نه صرفاً مقصدی برای توسعه تجارت یا عرصه‌ای برای کسب حمایت سیاسی، بلکه یکی از حوزه‌های مهم رقابت، همکاری و شکل‌گیری نظم آینده بین‌المللی تلقی شود. چنین رویکردی می‌تواند به ایران امکان دهد از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی این قاره بهره بیشتری ببرد و همزمان، حضور خود را در جغرافیاهایی که در حال تبدیل شدن به کانون‌های جدید قدرت جهانی هستند، تقویت کند.

 سجاد عطازاده، کارشناس مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی

  (مسئولیت محتوای مطالب برعهده نویسندگان است و بیانگر دیدگاه‌های مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی نیست)

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است
نظم بین‌المللی در آستانه یک جابه‌جایی صرفاً ژئوپلیتیکی قرار ندارد، بلکه در حال تجربه تغییری عمیق‌تر در منطق سازمان‌یابی قدرت است. پایان جنگ سرد برای بیش از دو د...
در حاشیه هشتادو یکمین مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، اتحادیه اروپا و شش کشور از نقاط مختلف جهان به عنوان بانیان مشترک[۱]، از طرح ابتکاری با نام مشارکت برای چ...