واکاوی رویکرد آفریقا در جنگ غزه

۸۰ روز از حملات بی سابقه و جنایات رژیم صهیونیستی بر علیه شهروندان فلسطینی در غزه که محکومیت های شدیدی نزد افکار عمومی و ملت ها داشته است، می‌گذرد. اما مواضع اکثر کشورهای آفریقایی در حمایت از آرمان فلسطین و محکومیت جنایات جاری اسرائیل نسبت به مواضع آنها در مقایسه با جنگ های ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ که تا حد قطع کامل روابط با اسرائیل پیش رفتند، در حد انتظار نبوده است.
۶ دی ۱۴۰۲
مشاهده ۱۴۶۹
محمد نیکخواه

80 روز از حملات بی سابقه و جنایات رژیم صهیونیستی بر علیه شهروندان فلسطینی در غزه که محکومیت های شدیدی نزد افکار عمومی و ملت ها داشته است، می‌گذرد. اما مواضع اکثر کشورهای آفریقایی در حمایت از آرمان فلسطین و محکومیت جنایات جاری اسرائیل نسبت به مواضع آنها در مقایسه با جنگ های 1967 و 1973 که تا حد قطع کامل روابط  با اسرائیل پیش رفتند، در حد انتظار نبوده است.

روابط بین اسرائیل و آفریقا از همان ابتدا میان سوء ظن نفوذ و منطق نزدیکی نوسان داشت. در این بین اما برای سال ها مسئله فلسطین مهمترین متغیر این روابط بوده است. هنگامی‌که در 29 نوامبر 1947 سازمان ملل به تقسیم فلسطین رای داد قاره آفریقا هنوز تحت تسلط استعماری بود با اینحال معدود کشورهای آن زمان آفریقا هم رای یکسانی به این قطعنامه ندادند.

پس از نخستین جنگ های اعراب و اسرائیل در سال 1948 ، 1949 و نقض آتش بس بین اسرائیل و همسایگان عربش کشورهای غیر متعهد با رای قابل ملاحظه کشورهای آفریقای اسرائیل را به اجلاس باندونگ راه ندادند. اما اسرائیل که هرگز منافع استراتژیک خود را در آفریقا از نظر دورنمی داشت در وهله اول بخاطر اهمیت باب المندب و دریای سرخ و سابقه حضور یهودیان در اتیوپی، اولین سرکنسولگری خود را در سال 1956در این کشور آفریقایی دایر کرد. متعاقبا با سفر گلدا وایر وزیر خارجه وقت به کشورهای آفریقایی باب روابط با بسیاری از کشورهای تازه استقلال یافته آفریقایی گشوده شد و وی که بعدا به نخست وزیری رسید با مطرح کردن ایده نیاز مبرم اسرائیل به رای آفریقایی‌ها این روابط را با سرعت توسعه داد.

اما با وقوع جنگهای 1967 و 1973 این روابط نوپا با سرعت رو به تنش رفت و خیلی زود اغلب کشورهای آفریقایی بجز رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی و 4 کشور کوچک دیگر آفریقایی روابط خود را با اسرائیل قطع کردند و بعدها حتی قرار داد کمپ دیوید در 1978 و خروج اسرائیل از صحرای سینا هم نتوانست این روابط را آنطور که شاید بهبود بخشد.

 ولی بعدها دو رویداد کاملا متضاد بر روابط آفریقا و اسرائیل اثر گذاشت. یکی امضای قرارداد صلح اسلو در سال1991 که بتدریج دولت های آفریقایی را به سمت شناسایی اسرائیل سوق داد و دیگری هم پایان آپارتاید در آفریقای جنوبی که با توجه به نقش مهم و تاثیر گذار آفریقای جنوبی در قاره سیاه کمابیش خط مخالفت با اسرائیل و زنده نگاه داشتن آرمان فلسطین را در بین تعدادی از کشورهای آفریقایی همچنان زنده نگه داشت.

بدین ترتیب در سال 2001 در جریان کنفراس دوربان کشور های آفریقایی به همراه کشورهای عربی سیاست اسرائیل را در سرزمین‌های اشغالی محکوم کردند و در سال 2009 آفریقائی‌ها اسرائیل را در عملیات سرب آبدیده در غزه به جنایت جنگی محکوم کردند و در سال 2011 غالب کشورهای آفریقایی به عضویت فلسطین در یونسکو رای مثبت دادند. اما در هر صورت تنش ها بخاطر سرزمین‌های اشغالی مانع عادی سازی تدریجی روابط کشورهای آفریقایی با اسرائیل نشد و مخصوصا اسرائیلی‌ها از سال 2016 و همزمان با به قدرت رسیدن ترامپ و زمزمه‌های توافق ابراهیم دور تازه ای از روابط با آفریقا را کلید زدند. به نحوی که تا قبل از عملیات طوفان الاقصی اسرائیل برقراری و عادی سازی  روابط با کشورهای آفریقایی را به بالاترین سطح از زمان تاسیس این رژیم رسانده بود و اگر پایداری دولت آفریقای جنوبی و الجزایر نبود اسرائیل با برنامه ریزی حتی عضو ناظر اتحادیه آفریقا شده بود.

پس از عملیات طوفان الاقصی و  متعاقب آن حملات و بمباران شدید غزه توسط اسرائیل، ابتدا رئیس کمیسیون این اتحادیه در بیانه ای خواستار به رسمیت شناختن حق حاکمیت فلسطین شد و از هر دو طرف خواست بدون قید و شرط به مذاکره در خصوص راه حل دو دولتی بپردازند. اما پس از بمباران بیمارستان معمدانی، این اتحادیه با صدور بیانیه ای ضمن محکومیت رژیم صهیونیستی این اقدام را مصداق جنایت جنگی اعلام کرد و در بیانیه مشترک با اتحادیه عرب نیز خواهان توقف درگیری‌ها و ارائه کمک های بشر دوستانه به فلسطینیان شد.

تعدادی از کشورهای آفریقایی شامل زیمباوه، نامیبیا، اتیوپی، نیجریه آنگولا، نیجر، بوتسوانا، گامبیا، گینه بیسائو بعضا با تعلل و بعد از حمله به بیمارستان المعمدانی حملات را محکوم و خواهان آتش بس شده یا حتی بدون محکومیت هر یک از طرفین منازعه خواستار خویشتنداری دو طرف شدند و تعدادی از آنها مثل ساحل عاج، گابن موزامبیک، سیرالئون هنوز هم بعد از گذشت 80 روز هیچ موضع رسمی اتخاذ نکرده اند.

در مقابل تعدادی از کشورهای آفریقایی هم مانند کیپ ورد (دماغه سبز )، کامرون، رواندا، سیشل، سودان جنوبی، صراحتا با اسرائیل همدردی و حملات حماس را محکوم کرده اند.

آفریقای جنوبی از ابتدای جنگ غزه در قالب چند بیانیه مواضع تندی در محکومیت حملات رژیم صهیونیستی اتخاذ و به همراه الجزایر و 3 کشور غیر آفریقایی شکایتی را بر علیه اسرائیل نزد دیوان بین المللی ارائه کرده است و در تازه ترین اقدام مجلس این کشور روابط با اسرائیل را به حالت تعلیق در آورده است و مجلس الجزایر که با مصوبه ای تاریخی اجازه جنگ با اسرائیل به رئیس جمهور خود تبون داده و یک کشتی آلمانی حامل سلاح و مهمات برای اسرائیل را توقیف کرد که البته حوادث بعدی نشان داد همین دو کشور هم مایل به پرداخت هزینه‌های بیشتری در این رابطه نیستند.

 اگر چه اکثریت کشورهای آفریقایی در مواضع اخیر خود که عموما محتاطانه و با تاخیر اعلام شد؛ بطور نسبی حملات خشونت های رژیم صهیونیستی را محکوم کردند و هیچیک از کشورهای آفریقایی حتی سودان جنوبی به قطعنامه درخواست آتش بس فوری در غزه رای مخالف ندادند اما در مقام عمل و مقابله تقریبا هیچیک غیر از آفریقای جنوبی و الجزایر اقدام هزینه داری انجام ندادند. اما به راحتی می‌توان گفت که درگیری بین حماس و رژیم صهیونیستی همانطور که جامعه بین الملل را به اردوگاهها و ائتلاف های مختلف تقسیم کرده مواضع کشورهای آفریقایی را نیز حداقل به سه دسته موافقان اسرائیل، حامیان فلسطین و حماس و بی طرف و خنثی تبدیل کرده است.

اینکه چرا علیرغم جنایات بی سابقه اسرائیل در غزه، آفریقایی‌ها بر خلاف گذشته در مجموع واکنش سختی به این جنایات نشان ندادند؛ دلایل متفاوتی دارد که توجه به آنها می‌تواند به فهم رفتار این دولت ها کمک کند.

اهم این دلایل عبارتند از :

  • پایان جنگ سرد و به تبع آن اضمحلال تدریجی حکومت های چپگرا و نظام های کمونیستی و جبهه‌های آزادیبخش و تغییر نسل رهبران و کم شدن رهبران کاریزماتیک آفریقایی و کم رنگ شدن فضای انقلابی پسا استعماری
  • تغییرات بین نسلی و مسائل ادراکی و شناختی مرتیط با آن مخصوصا با درصد بسیار بالا و روبه رشد و سریع جوانان در آفریقا
  • پیمان صلح اسلو و تعمیم خط سازش و اینکه پس از این پیمان تشکیلات خودگردان دولت مستقر در فلسطین قلمداد میشد و سرنوشت سرزمین‌های اشغالی دیگر از زاویه آزادی ملی بررسی نمی‌شد.
  • سقوط معمر قذافی در سال 2011 به عنوانی کسی که قدرت نسبی در اجماع سازی مواضع آفریقایی‌ها بر علیه غرب و اسرائیل داشت.
  • تنوع شرکا و بازیگران صحنه آفریقا در دو دهه اخیر و ورود بازیگران جدیدی مثل چین، ترکیه، عربستان، امارات و قطر به آفریقا که اولویت اصلی آنها رقابت شدید اقتصادی بود و برای غالب آنها آرمان فلسطین یا مهم نبود یا مثل عربستان و امارات از زاویه سازش به آن نگاه میکردند و بتدریج این دیدگاهها را به آفریقا تحمیل و این بین جبهه آفریقایی شکاف انداختند.
  • سر ریز خشونت های خاورمیانه به آفریقا و تشدید تروریسم در دو دهه گذشته در آفریقا که بتدریج اسرائیل را به مرجعی در زمینه امور امنیتی برای دولتهای آفریقایی بدل کرد. مثل اقدام موثر اسرائیل در جریان حمله تروریستی به مرکز خرید وست گیت نایروبی که در آن دولت کنیا در جبران حمایت خود از اسرائیل در گروگانگیری فرودگاه انتبه، از حمایت محکم سرویس های اطلاعاتی اسرائیل بهره برد و اینگونه همکاری‌ها مجددا بسیاری از مناطق آفریقا را به میدان عملیات و فروش تسلیحات اسرائیل بدل کرد.
  • فروش سلاح از جمله پهبادهای شناسایی و رزمی، تجهیزات مراقبت و قایق های تندرو توسط اسرائیل در کنار دخالت های امنیتی، آموزشی، تشکیل جوخه‌های ضربتی، مشاوره‌های ویژه در پرونده‌های امنیتی مهم، باعث شد امنیت و ادامه حکمرانی بسیاری از رهبران متزلزل و  اشخاص و گروههای ذی نفوذ آفریقایی به روابط با اسرائیل پیوند بخورد.
  • علاوه بر نفوذ اسرائیل در حفره‌های امنیتی موجود که تخصص دیرینه آنهاست، اسرائیلی‌ها همزمان طیف وسیعی از همکاری‌ها از فعالیت و سرمایه گذاری در معادن، کشاورزی، اقتصاد محیط زیستی و آب را منطبق بر نیاز ها و برنامه‌های بلند پروازانه آفریقا در دستور کار قرار داده اند تا هر چه بیشتر طرف های متقابل را به خود وابسته نمایند. یکی از مهمترین این همکاری‌ها با پشتیبانی هند و امارات در غالب برنامه کواد خاورمیانه است که با تمرکز بر فناوری‌های نوین مخصوصا در بخش کشاورزی در سرزمین‌های حاصلخیز آفریقا هدف بلند پروازانه و ای حتی برای تسلط بلامنازع منابع غذایی جهان را تعقیب میکند.
  • نهایتا اینکه تجارت و اقتصاد قاره آفریقا در همسایگی خاورمیانه، بسیار از بحران‌های این منطقه تاثیر پذیر است. 117 میلیارد دلار تجارت، و حدود 10 درصد کل تجارت آفریقا با خاورمیانه است. ادامه درگیری‌ها می‌تواند بر عرضه و تقاضای این محصولات و افزایش هزینه‌های حمل و نقل و قیمت تمام شده آنها از مخصوصا از کانال سوئز و باب المندب و دریای سرخ تاثیر مستقیم بگذارد. تا همینجا بخاطر تهدید کشتی‌ها ی مرتبط با اسرائیل توسط حوثی‌ها نرخ بیمه کشتی‌ها به 7 در صد رسیده که در دهه‌های اخیر حتی در مقایسه با جنگ نفت کش ها در خلال جنگ ایران و عراق بی سابقه است. تاثیر درگیری‌ها بر نوسانات قیمت انرژی و اختلالی که در بازار تولید و عرضه ایجاد خواهد کرد هم برای مصرف کنندگان آفریقایی (با افزایش قیمت حامل های انرژی و پیامدهای منفی اقتصادی و اجتماعی آن) و هم برای تولید کننگان نفت و گاز آفریقایی (با اخلال در زنجیره‌های فروش و کاهش تقاضا و از دست دادن بخشی از مشتریان) مسئله ساز خواهد بود.

بنابراین درگیری حماس و اسرائیل نه تنها یک مسئله منطقه ای بلکه یک مسئله جهانی است که برمنافع و ارزش های بسیاری از کشورها و مردم و دولت ها تاثیر می‌گذارد و قاره آفریقا هم از این قاعده مستثنی نیست.

محمد نیکخواه، کارشناس ارشد مطالعات آفریقا

  (مسئولیت محتوای مطالب برعهده نویسندگان است و بیانگر دیدگاه‌های مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی نیست)

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است
ارتباطات و گفتگوهای دائمی، لازمه پویایی در دیپلماسی است. دیپلماسی را باید فرآیندی دید که آغاز و تداومی دارد. آغاز دیپلماسی، گفتگوهای اولیه است که جنبه انتقادی د...
در پی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سنگال در تاریخ ۲۴مارس ۲۰۲۴ آقای بصیرو دیومای فای با بیش از ۵۴ آراء در دور نخست بر رقیب خود آقای امدو با نماینده جناح حاکم د...