تحولات سیاسی  در امارات و آینده روابط با ایران

با مرگ شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان، حاکم پیشین امارات در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۰ و پس از ۸ سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری ناشی از سکته مغزی و زندگی گیاهی و به قدرت رسیدن کامل ولیعهد و برادر ناتنی اش محمدبن زاید، بسیاری از محافل داخلی و خارجی امارات منتظر معرفی ولیعهد جدید امارت‌ ابوظبی بودند که قرار است پس از محمدبن زاید، جانشین وی در ریاست بر امارات عربی متحده شود.
۱۹ فروردین ۱۴۰۲
مشاهده ۱۶۱۱
حمیدرضا بداقی

با مرگ شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان، حاکم پیشین امارات در تاریخ 23 اردیبهشت 1401 و پس از 8 سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری ناشی از سکته مغزی و زندگی گیاهی و به قدرت رسیدن کامل ولیعهد و برادر ناتنی اش محمدبن زاید، بسیاری از محافل داخلی و خارجی امارات منتظر معرفی ولیعهد جدید امارت‌ ابوظبی بودند که قرار است پس از محمدبن زاید، جانشین وی در ریاست بر امارات عربی متحده شود.

برپایه رویه مرسوم در امارات، امیر ابوظبی با حفظ سمت، رئیس امارات است و امیر دبی، معاون وی و نه ولیعهد او. بنابراین کسی که ولیعهد امیر ابوظبی باشد، بالقوه می‌تواند امیر و رئیس بعدی ابوظبی و سراسر امارات گردد. لذا این نکته باعث اهمیت پست ولیعهدی در ابوظبی شده است.

از زمان شیخ زاید بن سلطان بنیانگذار امارات نوین (فوت 2004)، رویه چنین بود که از میان برادران حاکم کنونی امارات، یکی از آنان بعنوان ولیعهد معرفی شود ولی تعیین ولیعهد جدید حدود یک سال به درازا کشید. شیخ طحنون بن زاید، رئیس شورای امنیت ملی امارات و شیخ منصور بن زاید، معاون نخست وزیر و رئیس دیوان ریاست امارات (نهاد ریاست جمهوری)، از دیگر برادران شیخ محمد بن زاید، حاکم کنونی امارات در این میان از بخت بیشتری برای انتصاب به   سمت ولیعهدی برخوردار بودند. ولی شیخ محمد بن زاید پس از 8 سال ولیعهدی و یکسال ریاست امارات و  تثبیت قدرت و موقعیت خویش در روزهای اخیر، با صدور حکمی‌که به تصویب شورای عالی فدرال این کشور مرکب از سران هفت امارت نشین امارات (دبی، شارجه، فجیره، ام القوین، راس الخیمه، ابوظبی و ) رسید، فرزند ارشد خود، شیخ خالد بن محمد را به عنوان ولیعهد جدید ابوظبی منصوب کرد و در واقع مانند عربستان، با ایجاد بدعتی، رویه انتقال قدرت از برادر به برادر را تبدیل به انتقال قدرت از پدر به پسر کرد.

خالد بن محمد بن زاید، متولد ۱۹۸۲، بزرگترین فرزند رئیس کنونی امارات است که تحصیلات خود را در آکادمی نظامی سند هرست در انگستان به پایان رسانده است. وی معاون مشاور امنیت ملی، رئیس دستگاه امنیت کشور و رئیس دفتر اجرایی ابوظبی بوده است. وی جوان موقر، نوگرا ، تحصیل کرده و شایسته ای بنظر می رسد.

وی پس از پایان تحصیلاتش وارد دستگاه امنیتی دولت امارات شد و از سال ۲۰۱۶ ریاست این دستگاه را بر عهده دارد. وی در همان سال به عنوان معاون مشاور شورای عالی امنیت ملی امارات انتخاب شد. شیخ خالد در ۲۱ ژانویه ۲۰۱۹ به عضویت شورای اجرایی ابوظبی برگزیده و سپس رئیس دفتر اجرایی ابوظبی شد. وی در این سمت بر تمام برنامه‌ها و دیدارها در شورای اجرایی ابوظبی نظارت داشت. وی همچنین عضو هیات مدیره هلدینگ سرمایه‌گذاری ابوظبی و شرکت ملی نفت امارات است.

البته شاید این انتصاب چندان هم غیرمنتظره نبود. در چندسال اخیر، شیخ خالد بن محمد به تدریج از سایه امور امنیتی خارج و افزون بر مصاحبه با رسانه‌های بین المللی مانند سی ان ان، در نشست‌ها و ماموریت‌های مهمی‌شرکت می‌کرد که دو نمونه اخیرش، شرکت در تشیع جنازه شینزو آبه، نخست‌وزیر فقید ژاپن و نیز هدایت ماموریت کمک فوری به زلزله‌زدگان ترکیه و سوریه بود.

البته شیخ محمد، برادرش منصور بن زاید، معاون نخست‌وزیر امارات و رئیس دیوان ریاست این کشور را به عنوان معاون رئیس امارات گماشت و نیز دو برادر دیگرش، طحنون و هزّاع را به عنوان معاونان حاکم ابوظبی منصوب کرد و با این کار امتیازاتی نیز به آنان داد تا شاید همراهی بیشتر آنان را نیز بدست آورد.

شیخ طحنون به عنوان رئیس شورای امنیت امارات در تحولات منطقه از سال ها پیش نقش داشته است. وی همچنین در بازسازی و بهبود روابط امارات با ایران، سعودی، ترکیه ایفای نقش کرده و  در موضوع عادی سازی روابط امارات با رژیم صهیونیستی برای شکل‌دهی به نوعی موازنه مثبت در سیاست خارجی امارات بر موثر بوده است. لذا گفته می‌شود وی بازنده اصلی چیدمان جدید سیاسی امارات بوده است. 

برخی بر این باورند که تعیین ولیعهد جدید امارات اگرچه ممکن است با جلب موافقت دیگر اعضای خاندان شیخ زاید گرفته شده اما سبب پیچیده‌تر شدن هندسه قدرت در این شیخ ‌نشین خواهد شد. تا پیش از این، برادران شیخ محمد بن زاید به عنوان مسئولان پرونده‌های مهم سیاسی، امنیتی و اقتصادی و در راس امور مربوط به این امارت‌ نشین و نیز سراسر امارات قرار داشتند. اینک میزان نقش آفرینی شیخ خالد در امارات مانند محمدبن سلمان در عربستان که با ایجاد بدعتی در خانواده سلطنتی، در مقام ولیعهدی قرار گرفته، در پرونده‌های مهم محلی، منطقه‌ای و بین‌المللی افزایش خواهد یافت و از نقش و اهمیت برادران حاکم کنونی(شیخ طحنون و شیخ منصور) خواهد کاست.

 طی هشت سالی که شیخ خلیفه در بستر بیماری بود، شیخ محمد در مسند قدرت، توانست امارات را تبدیل به قدرت منطقه ای پیشرفته بویژه در زمینه اقتصادی، بازرگانی، فناوری و ... کند. لذا این پیشرفت چشم گیر امارات در سال های اخیر قدرت و مشروعیت لازم را به شیخ محمد، برای انتصاب ولیعهد مطابق با خواست خود داده است.  همچنین با توجه به این که شیخ محمد توانسته از سال ۲۰۱۴ تاکنون، 6 شیخ نشین دیگر این کشور را با روش‌های مختلف، همراه یا غیرمعترض به خود سازد، در ادامه کار ولیعهد ابوظبی، اگرچه ممکن است چالش‌هایی داشته باشد اما این چالش‌ها با اشراف شیخ محمدبن زاید در راس امور، همچون ماجرای عربستان نخواهد بود، مگر اینکه متغیری جدید وارد این معادلات شود.

البته اگر مدعیان اصلی پست ولیعهدی را شیخ طحنون و شیخ منصور بدانیم، با توجه به سوابق سیاسی و اقتصادی آنان، شاید هیچکدام وجاهت کافی را برای ریاست امارات بدست نیاورده باشند. در صورتی که شیخ خالدبن محمد، از سوء شهرت در این زمینه برخوردار نبوده و وجاهت بیشتری برای این منصب دارد و نسل جوان اماراتی نیز اقبال بیشتری به وی نسبت به دیگر مدعیان دارند.

از دیدگاه جمهوری اسلامی ایران، تحولات و جابجایی‌های مناصب مقامات سیاسی کشور همسایه و برادر امارات، موضوعی داخلی امارات بوده و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران همواره بر مبنای عدم مداخله در امور سایر کشورها بویژه همسایگان استوار بوده و هست و همواره به تصمیمات آنان در امور داخلی اشان احترام گذارده است. 

با توجه به کاهش سطح روابط ایران و امارات از سال 1394 تاکنون که در پی رخداد حادثه ای در سفارت عربستان در تهران روی داد و در آستانه عزیمت سفیر جدید ایران به ابوظبی که پس از حدود هشت سال انجام می‌پذیرد، امید می رود روابط سیاسی دو کشور بنحو مطلوب ارتقاء یافته و متناسب با حجم گسترده روابط اقتصادی و بازرگانی جاری میان دو کشور قرار گیرد که امارات را در ردیف های نخست شریک های تجاری خارجی با کشورمان قرار داده است.

 جمهوری اسلامی ایران از بازگشت سفیر امارات به تهران پس از 7 سال، که حدود 6 ماه گذشته انجام شد، استقبال کرده و امیدوار است موانع موجود بر سر راه دو کشور همسایه و برادر، با تلاش رهبران دو کشور، بتدریج برداشته شده تا مردم دو کشور از مواهب خوب بهبود مناسبات دوجانبه بهره مند گردند. حضور جمعیت چندصدهزار نفری ایرانیان مقیم امارات، ضرورت بهبود بیش از پیش مناسبات دوجانبه را آشکار می سازد. 

در 8 سال گذشته، روابط سیاسی دو کشور به سطوح پایینی تنزل یافته بود که البته اعدام شیخ نمر در عربستان و اعتراضات داخلی در ایران به این اقدام در دیماه 1394 و سرانجام آتش سوزی در سفارت عربستان در تهران و حادثه مشابه برای کنسولگری این کشور در مشهد و نیز سیاست های امارات در یمن، عراق و سوریه و .. و اختلافاتی از این دست، موجبات فراخوان سفیر امارات از سوی دولت این کشور از تهران کرد و اکنون پس از حدود 8 سال تجربه نشان داد که کاهش روابط و اقداماتی از این دست سودمند نبوده و برای حفظ روابط برادرانه لازم است به حاکمیت، اصول و اعتقادات و ارزش های ملتهای مسلمان منطقه بیش از پیش احترام گذارده شود. 

 حمیدرضا بداقی، کارشناس مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی

  (مسئولیت محتوای مطالب برعهده نویسندگان است و بیانگر دیدگاه‌های مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی نیست)

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است
ترکیه در سال‌های پس از ۲۰۰۰ میلادی با چرخش در سیاست خارجی خود، به‌تدریج رویکرد #۱۷۱نگاه به شرق#۱۸۷ را جایگزین سیاست خارجی سنتی و #۱۷۱نگاه به غرب#۱۸۷ کرد. مهم‌تر...
مسئله فلسطین و غزه را باید در بستر وسیع تر روندهای منطقه ای در غرب آسیا دید. بیش از دو سال نیست که از جنگ اوکراین می‌گذرد. این جنگ طی این مدت کوتاه پیامدهای وخ...