کلان روندهای آینده سازی در روابط ایران و عربستان

در این نوشته قصد دارم به کلان روندهای آینده ساز در روابط ایران و عربستان در سه سطح بین المللی منطقه ای و ملی بپردازم. هر یک از این روندها حامل فرصت ها و تهدیدهایی در روابط ایران با هر کشوری از جمله عربستان است. جمهوری اسلامی‌بر اساس هدفی که در چشم انداز روابط با عربستان در سال ۲۰۳۰ ترسیم کرده است؛ می‌تواند از این کلان روندها استفاده کند و آنها را در جهت تحقق چشم انداز خود به خدمت بگیرد.
دی ۱۴۰۱
مشاهده ۳۸۶
سید محمد حسینی

در این نوشته قصد دارم به کلان روندهای آینده ساز در روابط ایران و عربستان در سه سطح بین المللی منطقه ای و ملی بپردازم. هر یک از این روندها حامل فرصت ها و تهدیدهایی در روابط ایران با هر کشوری از جمله عربستان است. جمهوری اسلامی‌بر اساس هدفی که در چشم انداز روابط با عربستان در سال 2030 ترسیم کرده است؛ می‌تواند از این کلان روندها استفاده کند و آنها را در جهت تحقق چشم انداز خود به خدمت بگیرد. از نظر من الگوی مطلوب در روابط ایران و عربستان تا سال 2030 عبارت است از:  گذار از الگوی تقابل – رقابت به الگوی همکاری – رقابت.

پیش از پرداختن به کلان روندها؛ ضروری است تا مفروضات بحث را ارائه کنم. الگوی همکاری- رقابت بر اساس مفروضات نظری و تاریخی زیر استنتاج شده است:

  • می‌پذیریم اختلافات ایران و عربستان تقابلی است و نه تعارضی. تقابل ناظر بر امکان همکاری نیز هست. در تقابل می‌توان جغرافیای مشترک همکاری تعریف نمود. در تعارض امکان همکاری نیست. ایران و عربستان به لحاظ ایدئولوژیک دارای تعارض شیعی – وهابیت هستند اما به لحاط ژئوپلوتیک تقابل دارند یعنی می‌توانند همکاری نیز داشته باشند کما اینکه در گذشته داشته اند.
  • می‌پذیریم روابط فیمابین به شدت تابع موازنه قدرت و رقابت های ژئوپلوتیک است.تقابل ها و رقابت های ایران و عربستان در طول تاریخ عمدتآ ناشی از رقابت های منطقه ای بوده است تا مسائل داخلی....
  • می‌پذیریم سابقه همکاری دو کشور در مسائل منطقه ای امکان تحقق الگوی همکاری –رقابت را فراهم می‌کند. دو کشور در مقاطع مختلفی با یکدیگر همکاری داشته اند؛ سال های تنش زدایی متعاقب حمله صدام به کویت 1991- 2003 و همچنین سال های همکاری پس از جنگ 33 روزه 2006-  2010
  • می‌پذیریم الگوی روابط همسایگی با عربستان از الگوی روابط با همسایگان غربی، شرقی و شمالی متفاوت است. الگوی روابط ایران با عربستان بیشتر تابع منطق رئالیستی بوده است. این الگو با روابط همسایگی ایران با روسیه، ترکیه، عراق و افغانستان و پاکستان متفاوت است.
  • می‌پذیریم حل بسیاری از مسائل ایران در منطقه در گرو تنش زدایی ایران با عربستان است: حل مسائل ایران و عربستان زمینه ساز حل مسائل ایران با امارات، بحرین، جهان عرب است. حتی برخی از تنش های روابط ایران با غرب نیز به این روابط بستگی دارد. نقش عربستان در خروج امریکا از برجام نمونه ای از این واقعیت است.

کلان روندهای آینده سازی در سطح بین المللی

1- تاثیر «اثر هزاره» بر بازیگران نظام بین الملل: millennium effect کلان روندهای جهانی که همه بازیگران برای آنها برنامه ریزی و تدبیر می‌کنند را اثر هزاره می‌گویند. این کلان روندها عبارتند از : شیفت قدرت از غرب به شرق ( ترسیم توزیع نامتقارن قدرت میان غرب و شرق در سال 2040 توسط وزارت دفاع امریکا)؛ افزایش نابرابری‌های اجتماعی؛ افزایش شهر نشینی، منازعه بر سر مانبع ( آب و غذا) و تغییرات آب و هوایی (اثرات مخرب تغییر آب و وهوایی )؛ افزایش بی ثباتی و افزایش احتمال وقوع جنگ بر اثر این کلان روندها

2- تشدید قطبیت ها در امنیت بین الملل: گذار قدرت از غرب به شرق موجب افزایش قطبیت در گفتمان امنیت بین الملل هم می‌شود.

ظهور قدرت های جدید به خصوص در آسیا، قدرت یابی چین و نقش بازیگران غیر دولتی با نقش آفرینی‌های مختلف (سلبی و ایجابی) از نشانه‌های این قطبیت سازی است. جنگ اوکراین این قطبیت را تسریع کرده است. اجماع اروپا و امریکا در تصویب قطعنامه ضد ایرانی شورای حکام که پنج شنبه تصویب شد و مخالفت چین و روسیه یکی از مصادیق این قطبیت است.

3-  فرایند ضدیت سازی با ایران در گفتمان امنیت بین الملل: در گفتمان امنیت بین الملل که در غرب تنیده میشود ایران «دگر هویتی» (Otherness)است. ایران کشوری ترسیم شده است که به دنبال بمب اتم برای نابودی اسرائیل است؛ نظم بین المللی را به چالش کشیده است و در داخل مشغول سرکوب زنان است.

4-  اقتصادی سیاسی شبکه ای: تا سال 2030 با وجود افزایش قدرت کشورهای شرقی؛ میزان مشارکت کشورها در شبکه تجارت بین الملل و نظم لیبرال؛ سهم آنها از اقتصاد و سیاست جهانی را مشخص می‌کند. حتی چین نیز در این شبکه تجاری با قواعد سرمایه داری در حال رشد است.

5- حکمرانی مطلوب مستظهر به فن آوری: ملت ها به خصوص در کشورهای خاورمیانه بیش از دموکراسی؛ خواهان حکمرانی مطلوب هستند. حکمرانی که برای آنها امنیت و رفاه بیشتر فراهم کند. این حکمرانی به شدت وابسته به سهم کشورها در شبکه تجارت بین الملل و فن آوری است.

کلان روندهای آینده سازی در سطح منطقه ای

  • توازن از دور: اولویت نخست قدرت های بزرگ در خاورمیانه به خصوص پس از جنگ سوریه عدم مداخله مستقیم و مدیریت منافع از طریف موکلین منطقه است. چیزی که استفان والت از آن با عنوان OFSHORE BALANCING یاد می‌کند.
  • دو قطبی امنیتی در منطقه:پس از جنگ سوریه یک دوقطبی امنیتی در منطقه شکل گرفت. در یک سو ایران، سوریه، حزب الله، حماس، حشد الشعبی، حوثی‌ها با حمایت تاکتیکی روسیه و در قطب دیگر امریکا- اسرائیل و پیوستِ امنیتیِ آشکار و نهان عربستان، بحرین، امارات، کویت، اردن و مصر . نیروهای سومی هم در این میان مثل ترکیه و عراق و قطر و عمان هستند که بنا بر مصالح خود با هر دو طرف در موضوعات مختلف همکاری می‌کنند.
  • - تبدیل ایران به مسئله و رژیم صهیونیستی به راه حل: عزم اسرائیل بر این است که دو قطبی اشاره شده در منطقه را تشدید کند، نیروهای سوم را به قطب خود ملحق کند، ایران را به مسئله و خود را به راه حل تبدیل کند. معامله قرن و روند عادی سازی مصداق این معنا است که در محیط پیرامونی ایران در حال تکوین و رشد است.
  • نقش سلبی و ایجابی بازیگران غیر دولتی: بازیگران غیر دولتی امنیتی و تجاری بر معادلات منطقه اثرگذار خواهند بود. مثلا حزب الله حوثی‌ها و حشد الشعبی هم می‌توانند نظم یک کشور و منطقه را بر هم زنند (نقش سلبی) و هم در ایجاد ثبات و نظم کمک کنند. (نقش ایجابی). در ابعاد تجاری نیز شرکت هایی که در دور زدن تحریم ها نقش دارند حائز اهمیت خواهند بود.
  • افزایش شکاف میان کشورهای دارا و کم برخوردار: افزایش دولت های ضعیف مثل افغانستان، شکاف در سرمایه گذاری، تکنولوژی‌های موثر در کاهش آثار مخرب تغییرات آب و هوایی و افزایش شدت تحریم های غرب علیه ایران و روسیه شکاف اقتصادی کشورها را افزایش خواهد داد.

کلان روندهای آینده سازی در سطح ملی (عربستان)

  • روندسکولاریزم سیاست های کلان عرستان به خصوص اهداف سند 2030 و رویه‌هایی که در جامعه عربستانی در میان نسل جوان دیده می‌شود؛ همچین افول نقش وهابیت در عربستان؛ نشانه‌های تقویت روند سکولاریزم در عربستان است.
  • ظهور نسل جوان در حکمرانی سعودی... ظهور نسل دوم حکمرانان در عربستان که محمد بن سلمان شاخص آنهاست. نظام باورهای محمدبن سلمان در موضوعات داخلی و خارجی نشان می دهد رهبران جدید طرحی نو در سیاست داخلی و خارجی عربستان دارند.
  • حجم سرمایه گذاری خارجی و معظله ثبات منطقه ای: عربستان به شدت نیازمند ثبات داخلی و منطقه ای است. برنامه بلندپروازانه محمد بن سلمان نشان می دهد ثبات داخلی و منطقه ای برای این کشور حیاتی است.
  • تنوع بخشی در سیاست خارجی سعودی: پس از بهار عربی شاهد عزم ریاض برای کاهش وابستگی امنیتی به امریکا و آغاز سیاست تنوع سازی مبتنی بر گسترش روابط با اتحادیه اروپا، روسیه و چین بوده ایم.
  • نظم درونزای منطقه ای به جای نظم برون گرا: نظم بروگرا در خاورمیانه بر اساس نقش آفرینی محوری امریکا است در حالی که نظم درونزا بر اساس نقش محوری قدرت های منطقه ای صورت می‌گیرد. نیاز عربستان به ثبات، تنوع بخشی در سیاست خارجی این کشور و حتی روند عادی سازی نشانه‌هایی است که ثابت می‌کند عربستان نظم درونزا در خاورمیانه با مشارکت قدرت های منطقه ای را به مهندسی منطقه توسط کاخ سفید ترجیح می دهد.

روندهای فوق هر یک برای ایران دارای فرصت ها و تهدیدهاست. تصمیم ایران برای کیفیت روابط با عربستان ( الگوی تقابل – رقابت یا الگوی همکاری – رقابت) گام اول است تا از روندهای فوق فرصت سازی کرده و برای کاهش تهدیدهای هر یک از آنها تدبیر نماید. در ابعاد تجاری نیز شرکت هایی که در دور زدن تحریم ها نقش دارند حائز اهمیت خواهند بود.

 6- افزایش شکاف میان کشورهای دارا و کم برخوردار: افزایش دولت های ضعیف مثل افغانستان، شکاف در سرمایه گذاری، تکنولوژی‌های موثر در کاهش آثار مخرب تغییرات آب و هوایی و افزایش شدت تحریم های غرب علیه ایران و روسیه شکاف اقتصادی کشورها را افزایش خواهد داد.

سید محمد حسینی ،کارشناس ارشد دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی

 (مسئولیت محتوای مطالب برعهده نویسندگان است و بیانگر دیدگاه‌های مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی نیست) 

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است