متن سخنرانی دکتر محمدجوادظریف، وزیر امورخارجه در دومین مجمع گفتگوی تهران

دومین مجمع گفتگوی تهران توسط مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه روز سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۹ با سخنرانی دکتر محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه برگزار ‌گردید.
اسفند ۱۳۹۹

دوستان و همسایگان عزیز

تا چند روز دیگر، بسیاری از همسایگانمان به ما ملحق شده و نوروز، اولین روز بهار و آغاز سال جدید را جشن می‌گیرند. اجازه دهید سخنان خود را با آرزوی یک نوروز بسیار مبارک برای همه شروع کنم. جشن نوروز، به معنای "روز جدید" حدود سه هزار سال پیش در فلات ایران و مناطق وسیع تر آغاز گشت و نقطه اتحاد آن فرهنگی است که به زمین به عنوان مادر ما احترام گذارده، انسانیت مشترک ما را گرامی داشته و سرنوشت مشترک ما را درک می‌کند. تاریخ و تمدن مشترک ما را نه جنگجویان و فاتحان نظامی، بلکه کسانی می دانند که قلب و ذهن ما - و جهان - را تسخیر کرده اند: عرفا، فیلسوفان، دانشمندان و شاعران ما. شعرایی مانند سعدی که 800 سال پیش سرنوشت مشترک ما را به تصویر کشیدند:

بنی آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

در میان مسلمانان جهان، ما سال جدید - و این بار یک قرن جدید - را با یک دعای کوتاه و پر معنی آغاز می‌کنیم:

یا مقلب القلوب و االبصار

یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول و االحوال

حول حالنا الی احسن الحال

تغییر در طبیعت - طلوع بهار - و یک سال جدید و یک قرن جدید نشان می دهد که تغییر کردن، ممکن، ضروری و حتی اجتناب ناپذیر است. سوال اساسی این است که چگونه می‌توان منطقه ما، غرب آسیا، را تغییر شکل داد.

تغییر شکل منطقه ای به این معنی است که ابتدا باید عوامل اصلی مشکالت در منطقه وسیع خود را شناسایی کنیم.

صادقانه بگویم ، وضعیت فعلی منطقه ما خوب نیست. خونریزی، جنگ های داخلی، بی ثباتی‌ها و قساوت ها از یک سو و عقب ماندن در توسعه اقتصادی، اجتماعی و انسانی از سوی دیگر شرایط مطلوبی را فراهم نکرده است.

قصد بنده ارائه فهرستی بلند بالا از کمبودها و نواقص نیست. همه ما آنها را می‌شناسیم، اما به ندرت به ریشه‌ها و دلایل آن نگاه می‌کنیم.

بنده معتقدم که سه ریشه "عمده" وجود دارد. و این سه عبارتند از "مداخله بین المللی"، "امنیتی کردن" و "اولویت بندی" یا "تغییر اولویت ها".

شکی نیست که مداخلات طولانی مدت و خطرناک بین المللی در منطقه ما یکی از مهمترین دلایل مشکلات موجود است. منطقه ما در طی پنج قرن اخیر در معرض طرح های ژئوپلیتیکی بازیگران فرامنطقه ای بوده است. در دوران اخیر، ایاالت متحده بانی تشدید ناامنی و بی ثباتی در این منطقه بیش از هر منطقه دیگری در جهان بوده است. طبق آمار و ارقام خودشان، در کمتر از 2 دهه حدود 7 تریلیون دلار صرف "جنگ های ابدی" و مداخالت نظامی فقط در این منطقه شده است. اما مداخله آمریکا به هیچ وجه محدود به حوزه نظامی نیست: اقدامات قهری اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران، به ویژه در زمان همه گیری، چیزی جز جنگ اقتصادی نیست. و همانطور که شاهد هستیم، تاکنون تفاوتی بین روسای جمهور سابق و فعلی آمریکا در پیروی از سیاست شکست خورده موسوم به " فشار حداکثری" نبوده است.

به دلیل برتری نسبی در قدرت نظامی، ایاالت متحده قصد دارد برای تسلط بر هر چیزی، آن را امنیتی کند. منطقه ما نمونه برجسته این امر است. مداخالت ایاالت متحده برای امنیتی کردن منطقه ما و به ویژه ایران طراحی شده است. به همه چیز از یک دیدگاه امنیتی یا به عبارت دقیقتر، از منظر نظامی نگاه می‌شود. به این منطقه، به معنای واقعی کلمه به عنوان یک منطقه نظامی نگاه می‌شود و درگیری اصلی از یک ماهیت نظامی‌برخوردار است.

این پاداش دیگری برای ایاالت متحده و شرکای غربی آن است تا بتوانند تمام سخت افزارهای نظامی خود را تخلیه کنند. 6 همسایه جنوبی ما در خلیج فارس - با مجموع جمعیت کمتر از 40 میلیون نفر - یک چهارم سلاح های فروخته شده در جهان را به خود جذب می‌کنند. در سال گذشته، یکی از این کشورها بیش از 60 میلیارد دالر و دیگری با 5.1 میلیون شهروند، 22 میلیارد دلار صرف خرید سلاح کرده است.

اما امنیتی کردن مستلزم ایجاد تهدیدات و دشمنان ساختگی و همچنین دوستان مصنوعی و اتحادهای کم عمق است.

امنیتی کردن منجر به تغییر اولویت های منطقه ای از پرداختن به اساسی ترین چالش ها و تهدیدهای امنیتی واقعی به مقابله با چالش های جعلی می‌شود.

احتمالا اساسی ترین انگیزه برای در اولویت قرار دادن تهدیدات جعلی امنیتی در منطقه ما به حاشیه راندن مسئله فلسطین و در صورت امکان نادیده گرفتن آن است. پایان دادن به اوضاع اسفناک فلسطینیان باید به عنوان دیرینه ترین اولویت منطقه باقی بماند. این یک مسئله جهانی است. تا زمانی که جنایات صهیونیست ها علیه فلسطینیان ادامه دارد، نمی‌توان صلح و ثبات را در منطقه و جهان برقرار کرد. هیچ کس نباید حتی برای یک لحظه این فاجعه انسانی را فراموش کند یا به حاشیه براند.

اولویت دیگر منطقه باید رسیدگی به لیست طولانی از مسائل مربوط به زندگی روزمره مردم باشد.

به نظر بنده، بررسی چگونگی بهبود وضع مردم نیازمند آن است که همه ما آماده جایگزینی تعارض با همکاری باشیم. البته این امر مستلزم تعهد به گفتگو و دیپلماسی است.

متأسفانه، واقعیت این است که در رابطه با فرآیندهای پیچیده و پویای سیاسی و استراتژیک منطقه، برخی از بازیگران جهانی و منطقه ای قادر به حرکت در فرای ذهنیت مجموع صفر و یک دیدگاه ساده "این یا آن" نیستند. برخی از بازیگران ممکن است نظرات خود را از بازیگران فرا منطقه ای وام بگیرند، که منجر به اختلافات آشکار و تعمیق تفرقه‌ها در منطقه ما می‌شود. ممکن است برخی ایده‌های خود را در بسته‌های شبه تحلیلی عرضه کنند؛ محتوای این بسته‌ها مخلوطی از واقعیت ها و داستان‌ها برای تداوم درگیری‌ها است.

اما واقعیت این است که در طبیعت منطقه ما هیچ مشکلی وجود ندارد. همه بحران‌ها ساخته دست بشر است و از ترکیبی از سازه‌های مصنوعی و منافع موقت، شخصی یا جناحی نشات می‌گیرد. ما مردم منطقه مطمئناً می‌توانیم در کنار هم به شکل مسالمت آمیز زندگی کرده و به مانند قرن‌های گذشته، اختلافات خود را با عقلانیت، مشارکت و خلاقیت، مدیریت کنیم. کلید این امر، گفتگو و دیپلماسی است.

ایران مشتاق گفتگو با همه همسایگان خود است. ما برای شکل دادن به سرنوشت منطقه ای خود نیازی به افراد خارجی نداریم. گفتگو بنیان دیپلماسی است و متأسفانه به شدت با کمبود آن در این منطقه مواجه هستیم.

هیچ جایگزینی برای دیپلماسی وجود ندارد. اگر به درستی و با احترام متقابل به کار گرفته شود می‌تواند منافع همه را تأمین کند. همانطور که طرح رئیس جمهور روحانی موسوم به ابتکار صلح هرمز (امید) نشان می دهد، ایران به طور مداوم گفتگو و دیپلماسی منطقه ای را در خلیج فارس ترویج داده است. ایران همچنین قویا به گفتگو در سرتاسر منطقه، شبه قاره هند، افغانستان، دریای خزر، منطقه قفقاز و به طور کلی جهان عرب معتقد است.

با گفتگو و دیپلماسی می‌توانیم منطقه جدیدی را شکل دهیم. ما می‌توانیم روی صلح و رفاه تمرکز کنیم؛ می‌توانیم در مورد چالش های مشترک همکاری کرده و برای بهره گیری از فرصت های مشترک هم افزایی کنیم و می‌توانیم به طور مشترک توسعه اقتصادی، اجتماعی و از همه مهمتر انسانی را پیش ببریم. فضای منطقه ای جدیدی می‌تواند شکل بگیرد. اما برای این امر، ما به یک بنیاد شناختی جدید نیاز داریم و دیپلماسی را باید جدیتر گرفت.

از چارچوب خطرناکی که ایران را یک "تهدید منطقه ای" قلمداد می‌کند، پیروی نکنید. اولین قصابی که این داستان دروغین خطرناک را به بازیگران منطقه ای و جهانی فروخت، صدام حسین بود. و هنگامی‌که صدام اسلحه خود را به سمت سرمایه گذاران خود چرخاند، بنیامین نتانیاهو این مسئولیت را بر عهده گرفت - دقیقاً با همان هدف. با این حال نتانیاهو مصرترین فردی است که نزدیک به 30 سال است رویه چوپان دروغگو را دنبال می‌کند. این دو جنایتکار، روی هم بیش از هر فرد دیگری در دنیا اعراب را کشته اند. کسانی که فریب تبلیغات صدام را خوردند، باید از این مساله عبرت بگیرند؛ پیش از آنکه نتانیاهو ثروت آنها را به غارت برده و در راه کشتار و ضرب و جرح مردم فلسطین، سوریه و لبنان، و همچنین دوستان بسیار جدید خود در خلیج فارس صرف کند. این خط و این هم نشان.

اما ایران هیچ عالقه یا طرحی - یا در واقع نیازی – به ثروت دیگری یا نزدیکی سرزمینی با دشمنان خود ندارد. ایران تنها نیازمند صلح در همسایگی خود است. ایران همیشه – به مانند بیش از 3000 سال گذشته - یک قطب صلح و یک بازیگر مسئول منطقه ای باقی خواهد ماند و آماده است هر گامی را در جهت افزایش صلح، ثبات، رفاه و امنیت منطقه بردارد.

در پایان، مایلم بار دیگر بر تعهد خود به گفتگو و دیپلماسی تأکید کنم. سال نو را به همه شما تبریک می‌گویم و برایتان در مجمع گفتگوی تهران آرزوی موفقیت دارم. از همه دوستان، به ویژه همسایگان، و از همکاران در مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی برای تمام تلاشهایشان در این زمینه متشکرم.

26 اسفند 1399 (16 مارس 2021)

جهت مشاهده ویدیو این سخنرانی در یوتیوب اینجا را کلیک کنید

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است