روابط پاکستان با آمریکا در دوره پسا- ترامپ

روابط دوجانبه پاکستان - آمریکا عمدتا متاثر از ملاحظات راهبردی و فراز و نشیب های دوره ای بوده است که هر دو طرف را ناگزیر از تعامل با یکدیگر پیرامون مسایل مهم و موضوعات برخوردار از علاقه مشترک ساخته است.
بهمن ۱۳۹۹
حسین ابراهیم خانی

           روابط دوجانبه پاکستان - آمریکا عمدتا متاثر از ملاحظات راهبردی و فراز و نشیب های دوره ای بوده است که هر دو طرف را ناگزیر از تعامل با یکدیگر پیرامون مسایل مهم و موضوعات برخوردار از علاقه مشترک ساخته است. خروج قوای شوروی از افغانستان در سال 1989و متعاقبا، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی راقم ختم دوران طلایی مناسبات پاکستان – ایالات متحده بود که از ناحیه کشیده شدن رقابت های جنگ سرد به خاک افغانستان ضرورت یافته بود. دهه بعد با مشخصه رکود در روابط پاکستان و آمریکا با تحولاتی نظیر ارتقاء جایگاه بین المللی چین و همچنین ظهور هند بعنوان یک قدرت جدید جهانی در تقابل با چین و برخوردار از اهمیت ویژه در اعمال سیاست خارجی آمریکا قرین گردید. واقعه 11 سپتامبر سال 2001 پاکستان را ناگزیر از ملحق شدن به ائتلاف تحت رهبری آمریکا در افغانستان و صدور مجوز دسترسی ناتو به راههای ارتباطی و تدارکاتی خود ساخت و در مقابل این کشور را مشمول دریافت مساعدت های اقتصادی و نظامی نمود. با به درازا کشیده شدن جنگ اختلافات اسلام آباد با دولت اوباما پیرامون اتهام پشتیبانی و پناه دادن به طالبان و حضور عناصر القاعده در پاکستان آشکار گردید و زمینه ساز سردی روابط خصوصا بعد از عملیات بقتل رسانیدن اسامه بن لادن در خاک پاکستان شد.

          ویژگی سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ در ارتباط با پاکستان از ناحیه دو دوره زمانی مجزا قابل تفسیر است: تیرگی روابط در دو سال اول که به تعلیق کمک امنیتی 3/1 میلیارد دلاری انجامید، و مناسبات نه چندان گرم دو سال پایانی دوره ریاست جمهوری ترامپ که با همکاری‌های ضد تروریسم و پیشرفت حاصله در فرآیند صلح افغانستان همراه بود و سایر جوانب روابط دوجانبه را تا حدودی تحکیم بخشید.  

          به قدرت رسیدن بایدن و احتمال تنظیم مجدد سیاست ایالات متحده در قبال جنوب آسیا اینک از اهمیت والایی نزد رهبران پاکستان برخوردار است. گرچه رئیس جمهور جدید آمریکا در حال حاضر با چالش های جدی داخلی و بین المللی مواجه بوده و از فراغت لازم برای پرداختن به موضوعات ثانویه نظیر ماهیت مناسبات دو جانبه با اسلام آباد برخوردار نیست لکن فرآیند متوقف شده صلح افغانستان و نیاز به اهرم فشار پاکستان بر طالبان او را ناگزیر از ورود به دور جدیدی از تعامل با اسلام آباد خواهد ساخت. بایدن بعنوان فردی معروف به بد بینی نسبت به جنگ و منتقد "جنگ های ابدی"، برغم صدور دستور بررسی مجدد پیمان صلح آمریکا با طالبان، بنظر نمی رسد مشی متفاوت از دونالد ترامپ پیرامون خارج نمودن سربازان آمریکایی از افغانستان و پایبند دانستن کامل طالبان به قرارداد صلح ماه فوریه 2020 دوحه اتخاذ نماید. حفظ خلیلزاد در سمت خود به عنوان نماینده آمریکا در امور افغانستان نیز موید این مطلب  است.

          ماهیت روابط واشنگتن- دهلی نو عاملی تعیین کننده در تنظیم مجدد احتمالی مناسبات پاکستان- آمریکا محسوب می‌شود. پاکستان خصوصا از دهه 1990 به این سو حساسیت خاصی نسبت به روند رو به توسعه روابط آمریکا با هند ابراز داشته است. با عنایت به اولویت داشتن ملاحظات حقوق بشری در سیاست خارجی دموکرات های آمریکا، مقامات پاکستانی انتظار دارند دولت جدید آمریکا هند را بدلیل عملکرد "سوال برانگیز" خود در کشمیر مورد مواخذه قرار دهد. اگر چه محتمل است دولت بایدن موضوع حقوق بشر در کشمیر را مورد بررسی عمیق تری قرار دهد لکن پافشاری آمریکا بر این موضوع تا حد مخدوش ساختن روابط با هندوستان بابت یک مخاصمه به حاشیه رانده شده دور از انتظار می نماید. از دیدگاه آمریکا، چین عنصر کلیدی نگرانی‌ها در منطقه است و هند در معادله ایجاد توازن با چین از ارزشی حیاتی برخوردار است. اشتیاق آمریکا به خنثی نمودن ابتکار بلند پروازانه "کمربند و جاده" چین و همچنین مهار پیشروی پکن بعنوان قدرتی جهانی کماکان موجب محصور ماندن منافع راهبردی و ژئو پلتیک امریکا در منطقه ایندو- پاسیفیک در همسویی بیشتر با هند در مقام مقایسه با پاکستان خواهد بود. محتملا بایدن بر خلاف سلف خود، مناسبات دفاعی با پاکستان را مورد توجه بیشتری قرار داده و گام هایی به سمت احیای نقش توازن بخشی راهبردی آمریکا بین هند و پاکستان برخواهد داشت.

          آمریکا شریک تجاری مهم پاکستان است و حجم مبادلات دوجانبه دو کشور به 6/6 میلیارد دلار در سال بالغ گردیده است. ایالات متحده عمده ترین مقصد صادراتی پاکستان است حال آنکه چین نخستین مبدا واردات پاکستان به شمار می رود. اسلام آباد با وجود ارتباطات مستحکم راهبردی و اقتصادی با چین نیازمند کمک های آمریکا برای ادامه برنامه توسعه و پویایی اقتصاد خود می‌باشد. اتکای اساسی پاکستان به جریان کمک های مالی و توسعه ای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی با توجه به نقش کلیدی واشنگتن در نهاد های یاد شده دولت پاکستان را مجاب خواهد ساخت تا با بایدن در خلال دوره ریاست جمهوری وی مراوده نزدیک تری پیشه نماید.

          پاکستان و آمریکا بعنوان دو "متحد" به مدت چند دهه رابطه ای پیچیده و معطوف به موضوعات خاص با جهت گیری متفاوت در برخی موارد را تجربه کرده اند. در دوره ریاست جمهوری بایدن تغییر رویه چشمگیری در قبال پاکستان چندان محتمل نیست و مفهوم معمول "روابط تبادلی" متاثر از نیازمندی‌های امنیتی دو طرف کماکان چارچوب تعامل آمریکا با پاکستان را شکل خواهد داد. بایدن از منظر افغانستان به پاکستان خواهد نگریست و تلاش بیشتر پاکستان به منظور کنترل طالبان را مطالبه خواهد کرد. چنانچه گفتگو های بین افغانی از مسیر خود خارج شده و آتش مخاصمات شعله ورتر گردد، روابط واشنگتن با اسلام آباد تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. با احتمال قوی متعهد باقی ماندن بایدن به تفاهم صلح دوحه منجر به خروج عمده نظامیان آمریکایی از افغانستان خواهد شد، و برای اولین بار در خلال چهار دهه، آمریکا و پاکستان مسیری جز اقناع به یک روابط دوجانبه فاقد موتور محرکه موضوع افغانستان پیش روی نخواهند داشت.

 حسین ابراهیم خانی، کارشناس ارشد مطالعات آسیا و اقیانوسیه

    (مسئولیت محتوای مطالب  برعهده نویسندگان است و بیانگر دیدگاه‌های مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی نیست)

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است