گفت و گوهای بین افغانی؛ چشم انداز مبهم

مذاکرات بین افغانی میان دولت افغانستان و گروه طالبان، نهایتاً پس از مدت‎ها تلاش و انتظار، روز شنبه ۲۲ شهریور ماه مطابق با ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۰ در شهر دوحه پایتخت قطر آغاز شد.
مهر ۱۳۹۹
مجتبی روزبهانی

 مذاکرات بین افغانی میان دولت افغانستان و گروه طالبان، نهایتاً پس از مدت ها تلاش و انتظار، روز شنبه 22 شهریور ماه مطابق با 12 سپتامبر 2020 در شهر دوحه پایتخت قطر آغاز گردید. بر اساس توافقنامه صلح دولت ایالات متحده آمریکا با طالبان (دوحه – 29 فوریه 2020)، قرار بود مذاکرات بین افغانی در روز 21 اردیبهشت ماه آغاز شود لیکن به دلیل وجود مشکلات بر سر راه اجرای مفاد توافقنامه صلح دوحه، نشست آغازین این مذاکرات با تاخیر برگزار شد.

  • توافقنامه صلح آمریکا و طالبان مبنا و مانع شروع مذکرات

دولت آمریکا در حالی مجبور به امضای توافقنامه صلح با گروه طالبان شد که در جنگ 19 ساله خود در افغانستان، در پیروزی نظامی‌بر این گروه ناکام مانده بود. مذاکره مستقیم آمریکا با طالبان، یک پیروزی بزرگ برای طالبان ارزیابی شد. مفاد موافقتنامه صلح دوحه میان دولت آمریکا و گروه طالبان از این پیروزی حکایت دارد.

در توافقنامه دوحه، دولت آمریکا تعهدات مهمی را پذیرفت. مهم ترین این تعهدات، آزادی پنج هزار زندانی طالبان از سوی دولت افغانستان در مقابل رهایی یک هزار نیروی امنیتی و نظامی دولت افغانستان توسط طالبان به عنوان پیش شرط شروع مذاکرات بین افغانی بود. دولت افغانستان در متن مذاکرات دولت آمریکا با طالبان حضور نداشت و طرف آمریکایی حتی در پذیرش تعهدات مذکور مشورت و هماهنگی قبلی با دولت افغانستان به عمل نیاورده بود. لذا دولت افغانستان علیرغم علاقمندی به برقراری امنیت و آتش بس در کشور، تمایلی به آزادی زندانیان طالبان بر اساس فهرستی که این گروه به واشنگتن ارائه کرده بود نداشت. در طرف مقابل، طالبان نیز در آزادی افراد مورد نظر دولت تعلل ورزید. در مراحل پایانی تبادل زندانیان، مخالفت برخی کشورهای موتلف با آمریکا همچون فرانسه و استرالیا با آزادی عناصر خطرناک طالبان که سابقه جنایت علیه نیروها و اتباع این کشورها را در پرونده خود داشتند، در طولانی شدن روند مبادله زندانیان مزید بر علت گردید.

پذیرش مذاکره مستقیم با طالبان بدون حضور دولت افغانستان، پذیرش حکومت اسلامی جدید در دوره پس از مذاکرات بین افغانی از سوی دولت آمریکا، عدم پذیرش توقف خشونت ها حمله به نیروهای دولتی و برقراری آتش بس توسط طالبان، مسکوت ماندن موضوعاتی مانند حقوق زنان، حقوق اقوام و اقلیت های مذهبی و آزادی‌های مدنی در توافقنامه صلح دوحه از جمله مواردی است که به استناد آنها می‌توان توافقنامه صلح بین آمریکا و گروه طالبان را آغازی بر پایان روند بن و موافقتنامه ای دانست که در سال 2001 با حمایت جامعه بین المللی در شهر بن آلمان به امضا رسید.

  • موقعیت و مواضع دولت افغانستان و طالبان در مذاکرات

 امضای موافقتنامه صلح با دولت آمریکا و احساس پیروزی طالبان بر آمریکا و متحدین آن در جنگ 19 ساله، موقعیت طالبان را در صحنه داخلی افغانستان و عرصه بین المللی بهبود بخشیده است. از این رو طالبان از موضعی قوی تر و با لحنی سخت تر خواسته‌های خود را مطرح و دولت افغانستان را مورد خطاب قرار می دهد.

در صحنه نظامی، توافقنامه صلح آمریکا و طالبان توازن را به نفع طالبان تغییر داده است. به تصریح زلمی خلیل زاد نماینده ویژه آمریکا در امور صلح افغانستان، طالبان در توافقنامه دوحه هیچ تعهدی مبنی بر توقف حملات علیه نیروهای دولتی و مواضع آنها نپذیرفته است. پذیرش کاهش و خروج غیر مسئولانه نیروهای آمریکایی از افغانستان و آزادی 5 هزار نیروی مجرب، کارآزموده و با انگیزه که بر اساس توافقنامه صلح دوحه و تعهد پذیرفته شده توسط دولت آمریکا، از سوی دولت افغانستان در اختیار طالبان قرار گرفته، شرایط را در صحنه نظامی‌به نفع این گروه تغییر داده است. لذا عملیات طالبان در داخل افغانستان نه تنها متوقف نشده بلکه درگیری‌ها و خشونت ها شدت بیشتر و دامنه گسترده تری یافته است.

 در سوی دیگر، پس از قریب یک سال از انتخابات ریاست جمهوری، دولت جدید افغانستان تاکنون تشکیل نشده است و علیرغم امضای توافقنامه سیاسی میان رهبران این دولت، هنوز در مورد ترکیب دولت و چگونگی تشکیل شورای عالی مصالحه ملی اختلاف نظر وجود دارد.

در چنین شرایطی دولت افغانستان هدف خود از شروع مذاکرات بین افغانی را برقراری آتش بس در مرحله اول اعلام کرده در حالی که طالبان ایجاد یک نظام اسلامی مورد قبول همه مردم افغانستان در افغانستانی مستقل و پیشرفته را مطرح نموده است. طالبان برقراری آتش بس را نتیجه توافقات دو طرف در مذاکرات بین افغانی می داند و نه پیش شرطی برای رسیدن به توافق.

  • فشار آمریکا برای دستیابی به توافق

 مذاکرات بین افغانی جاری به دنبال توافقنامه صلح آمریکا و طالبان و با فشار دولت ایالات متحده بر طرف های افغانی به ویژه دولت افغانستان آغاز شده است. بسیاری از تحلیل گران در داخل و خارج از افغانستان اشتیاق آمریکا برای به نتیجه رساندن مذاکرات کنونی را ناشی از نیاز دولت ترامپ به کسب موفقیت هایی در عرصه سیاست خارجی به منظور بهره برداری در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ارزیابی کرده‌اند. از این رو اساس هدف تحرکات و رفتار ماه‌های اخیر آمریکا در رابطه با روند صلح افغانستان، بیشتر حفظ و تامین منافع دولت آمریکا و نه افغانستان می‌باشد.

دولت آمریکا به دنبال امضای توافقنامه صلح با گروه طالبان، فشار زیادی را بر دولت وارد آورد تا تمامی‌پنج هزار زندانی طالبان را آزاد نماید و در این جهت، برای وادار نمودن دولت افغانستان به اجرای برنامه مبادله زندانیان با طالبان، حتی اعطای کمک یک میلیارد دلاری خود به افغانستان را متوقف ساخت.

برخی از تحلیل گران در افغانستان دولت ترامپ در آمریکا را متهم به جانبداری از طالبان به منظور حفظ منافع خود از طریق فشار برای شروع مذاکرات بین افغانی می نمایند. در این راستا اظهارات بحث بر انگیز زلمی خلیل زاد نماینده ویژه آمریکا در امور صلح افغانستان مبنی بر اینکه "آمریکا برای آوردن نیروهایش به افغانستان به اجازه کسی نیاز نداشت و اکنون نیز برای خروج این نیروها به اجازه کسی نیاز ندارد" از سوی تحلیل گران به معنای نفی استقلال افغانستان و تاییدی بر دیگاه طالبان مبنی بر غیر مستقل بودن دولت افغانستان ارزیابی گردید. 

با این حال، از آنجا که چنین رفتاری بیانگر شکست آمریکا در عرصه نظامی در جنگ با طالبان نیز تحلیل می‌گردد، چنین به نظر می‌رسد که میان سیاست مداران و نظامیان آمریکایی اختلاف نظرهایی در خصوص صلح با طالبان و خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان وجود دارد. دولت آمریکا طی هفته‌های اخیر اقدام به انتصاب سفیر جدیدی در افغانستان به نام ویلیام روگر کرده است که طرفدار بازگشت نیروهای آمریکایی از افغانستان و عراق می‌باشد. در همین حال و در جریان مذاکرات بین افغانی، ژنرال مکنزی فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) ضمن ملاقات با اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان در مورد ادامه حمایت های نظامی‌به دولت افغانستان اطمینان می دهد و در اقدامی دیگر، چهار فروند هواپیمای جنگنده سوپر توکانو از سوی آمریکا به نیروی هوایی افغانستان تحویل می‌گردد.

جمع بندی و نتیجه گیری

اگر چه تحولات مثبتی در مسیر آغاز روند صلح در افغانستان ایجاد شده، ولی مسیر مذاکرات بین افغانی بسیار سخت و ناهموار است. نگرانی‌هایی جدی وجود دارد که پیش بینی آینده ای روشن برای افغانستان را دشوار می سازد.

تداوم فشار آمریکا بر دولت نه چندان منسجم اشرف غنی برای واگذاری امتیاز بیشتر به منظور رسیدن به یک توافق می‌تواند روحیه نظامیان دولتی را تضعیف کرده و موجب بروز رقابت میان گروه‌ها برای جهت برقراری ارتباط مستقل با طالبان شود؛ رقابتی که حزب اسلامی حکمتیار جرقه آن را زده است. پافشاری دولت آمریکا برای ترجیح بخشیدن منافع خود بر منافع افغانستان، می‌تواند دستاوردهای 19 سال گذشته ملت افغانستان را در معرض خطر قرار دهد؛ موقعیت سیاسی دولت را نیز در مقابل طالبان ضعیف کند و نهایتاً دولت افغانستان را به یکی از قربانیان مذاکرات صلح تبدیل نماید. بروز چنین وضعیتی، پیامدهای جدی در داخل افغانستان، منطقه و جهان خواهد داشت.

(مسئولیت محتوای مطالب  برعهده نویسندگان است و بیانگر دیدگاه‌های مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی نیست)

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است