منصور صفتگل در این سخنرانی با تأکید بر پیچیدگی مفهوم «حضور ایرانیان در خارج از ایران»، یادآور شد که تعریف ایران و ایرانی در طول تاریخ، همواره تابع تحولات سیاسی، سرزمینی و نظم جهانی بوده و نمیتوان از الگوی ثابت و منجمدی برای بررسی این حضور تاریخی سخن گفت. بسیاری از مناطقی که امروز خارج از مرزهای سیاسی ایران قرار دارند، در دورههایی جزئی از قلمرو ایران بودهاند و همین امر، مفهوم «حضور» را در بستر تاریخی آن دگرگون میکند.
وی سپس با تمرکز بر تحولات نظم جهانی از سده شانزدهم میلادی، همزمان با تأسیس دولت صفوی، نشان داد که چگونه تغییر مسیرهای تجاری، ظهور فناوریهای نوین دریانوردی و رقابت قدرتهای منطقهای، الگوهای حضور و کنشگری ایرانیان در جهان را متحول کرد. تا پیش از رونق راههای اقیانوسی، ایران در چهارراه اصلی تجارت زمینی شرق به غرب قرار داشت و بازرگانان، گروههای مذهبی و شبکههای اجتماعی ایرانی در سراسر این مسیر فعال بودند.
با انتقال تدریجی تجارت جهانی به مسیرهای دریایی و محدود شدن دسترسی ایران به مدیترانه تحت سلطه عثمانی، دولت صفوی بهویژه در دوره شاه عباس اول برنامهای راهبردی برای بازتعریف مسیرهای تجاری طراحی کرد. این برنامه شامل احیای قدرت دریایی ایران در خلیج فارس، گشودن مسیر ولگا -بالتیک از طریق مسکو و اتصال به بازارهای اروپایی، و گسترش روابط تجاری تا شرق دور، بهویژه ژاپن، بود.
دکترصفتگل با استناد به اسناد تازهیاب، از حضور فعال بازرگانان و نمایندگان ایرانی در مسکو، بالتیک، آسیای جنوبشرقی و جزیره دجیما در ژاپن سخن گفت و تأکید کرد که ایرانیان در این شبکه گسترده، از حمایت سیاسی و آزادی مذهبی برخوردار بودهاند. تجارت کالاهایی چون ابریشم، اسب، مس ژاپنی و کافور نمونههایی از این پیوندهای فرامنطقهای بود.
در جمعبندی، وی تأکید کرد که سده هفدهم میلادی شاهد یک برنامه بزرگ و بلندپروازانه ایران برای اتصال بالتیک تا ژاپن در قالب شبکهای نوین از تجارت و حضور ایرانیان بود؛ تجربهای تاریخی که بازخوانی آن میتواند در فهم نقش ایران در تاریخ جهانی و روابط خارجی الهامبخش باشد.