دکتر جلال دهقانی فیروزآبادی، استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی، در گفتوگو با برنامه IPIS VideoCast | Beyond Narrative، به بررسی تحولات نظام بینالملل، ظهور قدرتهای جدید، نقش قدرتهای میانی و روندهای مؤثر بر جایگاه ایالات متحده پرداخت.
وی با اشاره به تحولات جاری در ساختار نظام بینالملل، تأکید کرد که وضعیت کنونی را نمیتوان صرفاً دورهای از بیثباتی یا بحران در نظم موجود دانست، بلکه نظام بینالملل در حال تجربه یک گذار عمیق و ساختاری است. به گفته وی، این تحول تدریجی بوده و دربرگیرنده تغییر در برخی از عناصر و مؤلفههای اساسی نظام بینالملل است.
دهقانی فیروزآبادی در تبیین ویژگیهای نظام بینالملل در حال ظهور، مفهوم «چندمرکزی پیچیده» (Multiplexity) را مناسبتر از مفهوم صرفاً «چندقطبی» دانست. به اعتقاد وی، در این ساختار جدید، قدرت در یک کشور یا یک بلوک متمرکز نیست، بلکه شاهد توزیع و انتشار قدرت در سطوح مختلف جهانی و منطقهای هستیم. وی همچنین بر چندلایه و چندبعدی بودن روابط متقابل میان بازیگران و وجود تنوع سیاسی و ایدئولوژیک در نظام بینالملل تأکید کرد.
وی در ادامه با اشاره به نقش فزاینده قدرتهای میانی، اظهار داشت که دوره گذار در نظام بینالملل از حساسترین و در عین حال خطرناکترین دورهها در روابط بینالملل است؛ چرا که نظم پیشین تضعیف شده، اما نظم جدید هنوز بهطور کامل تثبیت نشده است. از این رو، کشورها ناگزیرند در قبال این شرایط، راهبردهای مشخصی را اتخاذ کنند.
این استاد روابط بینالملل چهار رویکرد کلی کشورها در قبال نظام بینالملل را سازگاری، اصلاح، تجدیدنظر و رد یا مقابله برشمرد و توضیح داد که کشورها بر اساس منافع و جایگاه خود، ترکیبهای متفاوتی از این رویکردها را دنبال میکنند. وی ایران را در این چارچوب، «تجدیدنظرطلبی گزینشی» توصیف کرد که در برخی حوزهها میان رویکرد اصلاحطلبانه و تجدیدنظرطلبانه قرار دارد و در برخی جنبهها نیز موضع ردکننده اتخاذ میکند.
دهقانی فیروزآبادی همچنین با اشاره به چین و روسیه گفت که این کشورها در برخی حوزهها نسبت به ساختار موجود نظام بینالملل انتقاد دارند، اما در عین حال در پی اصلاح برخی مؤلفههای آن هستند. به گفته وی، ایجاد یا تقویت نهادهای بینالمللی و ترتیبات جدید، از جمله سازمان همکاری شانگهای و بریکس، بخشی از این روند محسوب میشود.
وی در بخش دیگری از این گفتوگو به موضوع افول قدرت ایالات متحده پرداخت و اظهار داشت که این روند را میتوان هم از منظر کاهش نسبی قدرت مادی آمریکا و هم از منظر کاهش توانایی این کشور برای تبدیل قدرت به دستاوردهای سیاسی مورد بررسی قرار داد.
به گفته وی، در مقایسه با دیگر قدرتهای بزرگ، بهویژه چین، فاصله قدرت میان آمریکا و رقبای آن کاهش یافته است. وی با اشاره به تغییر نسبت قدرت میان آمریکا و چین از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۶، این روند را یکی از نشانههای کاهش نسبی جایگاه آمریکا در ساختار مادی نظام بینالملل دانست.
این گفتوگو در چارچوب مجموعه IPIS VideoCast | Beyond Narrative انجام شده و به بررسی روندهای تحول در نظام بینالملل، جایگاه قدرتهای نوظهور و میانی و پیامدهای این تحولات برای سیاست خارجی کشورها اختصاص دارد.