به موازات مسایل استراتژیک سنتی در ژئوپلیتیک جهانی، رقابتی کمتر آشکار اما بهطور فزاینده سرنوشتساز در حال شکلگیری است. کشورها بیسر و صدا در یک بازی استراتژیک برای دستیابی به منابعی هستند که علیرغم نامهای کمتر شناختهشدهشان، به اجزای حیاتی قدرت نظامی، اقتصادی و فناورانه مدرن تبدیل شدهاند: عناصر نادر خاکی.
اهمیت استراتژیک عناصر نادر خاکی
عناصر نادر خاکی (REEs) شامل ۱۷ عنصر فلزی هستند که برخلاف نامشان، بهطور نسبی در پوسته زمین فراواناند. آنچه آنها را "نادر" میکند، پراکندگی وسیع آنها در طبیعت و فرآیندهای پیچیده، پرهزینه و اغلب مخرب محیطزیستی برای استخراج و پالایش آنهاست. بااینحال، این عناصر برای توسعه اقتصادهای پیشرفته ضروری شدهاند.
هر کس زنجیره تأمین عناصر نادر خاکی را کنترل کند، آینده فناوریهای پیشرفته را در اختیار خواهد داشت. این جمله از دکتر یوجین گُلتز، دانشمند علوم سیاسی در دانشگاه نوتردام، بیانگر اهمیت این مواد در سیاست جهانی است. او معتقد است که این عناصر در قرن ۲۱ همان نقشی را دارند که نفت در قرن ۲۰ داشت.
اهمیت استراتژیک عناصر نادر خاکی از خواص منحصربهفرد آنها نشأت میگیرد - از جمله ویژگیهای مغناطیسی، درخشندگی و تواناییهای الکتروشیمیایی - که آنها را به اجزای کلیدی در فناوریهای پیشرفته مانند تسلیحات هدایتشونده دقیق و سیستمهای انرژی تجدیدپذیر تبدیل کرده است. تقاضای جهانی برای این عناصر از ۶۲۵۰۰ تن در سال ۲۰۰۶ به ۱۲۵۰۰۰ تن در ۲۰۲۱ افزایش یافته و انتظار میرود تا سال ۲۰۳۰ به ۳۱۵۰۰۰ تن برسد. عمده این رشد بهدلیل افزایش تولید خودروهای برقی و توربینهای بادی است.
عناصر نادر کلیدی در رقابت فناوری
سه عنصر نادر خاکی بهویژه در رقابت فناوری جهانی نقش تعیینکنندهای دارند:
نئودیمیوم تحولی در فناوری آهنرباهای دائمی ایجاد کرده است. این آهنرباهای فوقالعاده قوی در توربینهای بادی، موتورهای خودروهای برقی، هارد دیسکها و بسیاری از کاربردهای نظامی از جمله سامانههای هدایت تسلیحات هوشمند و موشکهای کروز ضروریاند. یک جنگنده اف-۳۵ بهتنهایی به حدود ۹۲۰ پوند عناصر نادر خاکی نیاز دارد که نئودیمیوم نقشی اساسی در آن ایفا میکند.
دیسپروزیم که اغلب به آهنرباهای نئودیمیومی افزوده میشود، موجب حفظ خواص مغناطیسی آنها در دماهای بالا میگردد. این ویژگی دیسپروزیم را برای موتورهای خودروهای برقی و سامانههای تسلیحاتی دقیق بسیار مهم میکند. پیشبینیها نشان میدهند که تا سال ۲۰۳۰، تقاضای جهانی ممکن است از عرضه موجود فراتر رود و این کمبود زنجیره تأمین فناوریهای پیشرفته را آسیبپذیر کند.
لانتانوم اگرچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، اما در تولید مبدلهای کاتالیستی، پالایش نفت، باتریهای خودروهای هیبریدی و کاربردهای اپتیکی تخصصی نقش کلیدی دارد. توانایی این عنصر در جذب و انتشار طول موجهای خاص، آن را برای فناوریهای مختلف ارزشمند ساخته است.
دکتر ویکتوریا سامپسون از شورای مشاوران مواد راهبردی تأکید میکند: این عناصر فقط مواد صنعتی نیستند، بلکه منابع استراتژیکی هستند که تعیینکننده آمادگی نظامی، قابلیتهای انتقال انرژی و حاکمیت فناورانه خواهند بود.

توزیع جهانی و سلطه چین
اهمیت ژئوپلیتیکی عناصر نادر خاکی بهدلیل تمرکز بالای تولید آنها در چین بیشتر شده است. چین حدود ۷۰ درصد از تولید جهانی و ۸۵-۹۰ درصد از ظرفیت فرآوری این عناصر را در اختیار دارد. این برتری تصادفی بدست نیامده است.
چین دههها پیش ارزش استراتژیک این عناصر را درک کرد. این گفته سوفیا ترنر، تحلیلگر مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، بیانگر استراتژی چین در تسلط بر این حوزه است. در سال ۲۰۱۰، چین در جریان مناقشه سرزمینی با ژاپن بر سر جزایر سنکاکو، صادرات عناصر نادر خاکی را محدود کرد که باعث افزایش قیمتها تا ۵۰۰ درصد شد. این اقدام نشان داد که این منابع میتوانند به ابزاری برای اعمال نفوذ ژئوپلیتیکی تبدیل شوند. در واکنش، ژاپن زنجیرههای تأمین جایگزین و فناوریهای بازیافت را توسعه داد و تا سال ۲۰۲۲ توانست سالانه حدود ۱۲۰۰ تن عناصر نادر را از زبالههای الکترونیکی بازیابی کند.
رقابت قدرتهای بزرگ بر سر منابع نادر خاکی
دسترسی به عناصر نادر و توانایی فرآوری آنها به یکی از جبهههای اصلی رقابت استراتژیک آمریکا و چین تبدیل شده است. برنامه ساخت چین ۲۰۲۵، بهطور مشخص بر تسلط بر صنایعی که به عناصر نادر وابستهاند، تمرکز دارد.
در مقابل، ایالات متحده تلاش کرده است تا قابلیتهای داخلی خود را بازسازی کند. در سال ۲۰۲۱، دولت بایدن یک بررسی جامع از زنجیره تأمین را دستور داد و وابستگی به عناصر نادر را بهعنوان یک آسیبپذیری حیاتی شناسایی کرد. سرمایهگذاریها شامل ۳۵ میلیون دلار برای توسعه تأسیسات فرآوری در مونتین پس، کالیفرنیا است - اولین مرکز آمریکایی که قادر به تبدیل اکسیدهای نادر خاکی به فلزات خواهد بود.
اتحادیه اروپا نیز با راهاندازی اتحاد مواد خام اروپا، در سال ۲۰۲۰، امنیت عناصر نادر را به اولویت استراتژیک تبدیل کرده است. همکاری چهارجانبه آمریکا، ژاپن، استرالیا و هند (کوآد) نیز بهطور فزایندهای به مشارکت در حوزه عناصر نادر برای مقابله با سلطه چین میپردازد.
دیدگاه دونالد ترامپ درباره عناصر خاکی کمیاب: تقابل با چین و راهبرد استقلال صنعتی
دونالد ترامپ، چه در دوران نخست ریاستجمهوری خود (۲۰۱۷-۲۰۲۱) و چه در موضعگیریهای اخیرش پس از بازگشت به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵، نگرشی قاطع و ملیگرایانه نسبت به مسئله عناصر خاکی کمیاب اتخاذ کرده است. سیاستهای او در این حوزه کاملاً با راهبرد کلی آمریکا اول، و ملاحظات امنیت ملی واشنگتن همخوانی دارد.
ترامپ عناصر خاکی کمیاب را مواد حیاتی برای قدرت آمریکا توصیف کرده و سلطه چین بر این بازار را تهدیدی برای امنیت ملی و شکستی استراتژیک برای ایالات متحده دانسته است. او در جریان کمپین انتخاباتی ۲۰۲۴ هشدار داد:چگونه اجازه دادیم چین کنترل کامل این منابع حیاتی را در اختیار بگیرد؟ آنها هر عنصر خاکی کمیاب مورد نیاز برای موشکها، جتها و فناوریهای پیشرفته ما را در چنگ دارند. این وضعیت غیرقابل قبول است و من آن را اصلاح خواهم کرد.
سیاستهای دولت ترامپ در حوزه عناصر خاکی کمیاب
در دوران ریاستجمهوری نخست خود، ترامپ در سال ۲۰۱۹ با صدور دستور اجرایی ۱۳۸۱۷، موضوع عناصر خاکی کمیاب را وضعیت اضطراری ملی اعلام کرد و به وزارت دفاع دستور داد تا برای گسترش تولید داخلی این عناصر اقدام کند. از جمله اقدامات کلیدی او در این زمینه، حمایت از سرمایهگذاری در شرکت MP Materials، تنها معدن فعال عناصر خاکی کمیاب در خاک ایالات متحده بود.
ترامپ برای مقابله با وابستگی آمریکا به چین در این حوزه، چندین راهبرد محوری را دنبال کرده است:
۱. ناسیونالیسم اقتصادی: پایان وابستگی به چین
ترامپ در دوران ریاستجمهوری خود راهکارهایی نظیر تحریم، تعرفههای تجاری و توافقات چندجانبه را برای کاهش نفوذ چین در بازار عناصر خاکی کمیاب پیگیری کرد. در سال ۲۰۲۰، او بهدنبال ائتلاف با کشورهایی مانند استرالیا، کانادا و ویتنام برای ایجاد زنجیرههای تأمین جایگزین بود.
در دوره جدید ترامپ سعی دارد که مشغولیت آمریکا را از نقاط دیگر جهان بکاهد و به مهار چین متمرکز شود مانند تغییر سیاست در مقابل روسیه و اکراین. بنابراین آمریکا خود را برای یک جنگ تجاری بر سر خاکهای کمیاب با چین آماده میکند. ترامپ در یک سخنرانی در فوریه ۲۰۲۵ اعلام کرد که هدفش استقلال کامل از چین در تأمین عناصر خاکی کمیاب تا پایان دوره دوم ریاستجمهوریاش خواهد بود. در همین راستا، او از یک برنامه ملی عناصر خاکی کمیاب ،با بودجهای بالغ بر ۱۵ میلیارد دلار رونمایی کرد که بر توسعه معادن داخلی، گسترش زیرساختهای فرآوری و تقویت زنجیرههای تأمین داخلی و بینالمللی تمرکز دارد.
۲. کاهش محدودیتهای زیستمحیطی: تسهیل تولید داخلی
یکی از چالشهای بزرگ در استخراج و فرآوری عناصر خاکی کمیاب، مقررات سختگیرانه زیستمحیطی در ایالات متحده است. ترامپ این محدودیتها را مانعی غیرضروری برای استقلال صنعتی آمریکا میداند و در جریان یک گردهمایی انتخاباتی در سال ۲۰۲۴ گفت: میتوانیم به خاطر یک گیاه یا حیوان، صنعت خود را تعطیل کنیم، درحالیکه چین هر روز زمین را آلوده میکند.
3. نفوذ در مناطق غنی از منابع: از افغانستان تا اوکراین
دولت ترامپ در دوره اول خود، برای تأمین نیازهای آمریکا به عناصر خاکی کمیاب، به منابع استراتژیک جهانی چشم دوخته بود. از جمله این تلاشها، بررسی ذخایر افغانستان و توجه ویژه به منابع معدنی اوکراین بود که نشاندهنده سیاست گستردهتر کاخ سفید در این حوزه است.
منتقدان معتقدند که رویکرد ترامپ بیش از حد سادهانگارانه است و به چالشهای زیستمحیطی، هزینههای بالای توسعه داخلی و پیچیدگیهای زنجیره تأمین جهانی توجه کافی ندارد. بهویژه، استخراج و فرآوری عناصر خاکی کمیاب فرآیندی گران، آلاینده و زمانبر است که کاهش وابستگی به چین را در کوتاهمدت دشوار میکند.
آینده رقابت منابع نادر
چشمانداز عناصر نادر خاکی بهسرعت در حال تحول است. اکتشافات جدید، فناوریهای فرآوری و توافقات بینالمللی ممکن است شرایط کنونی را تغییر دهند. بااینحال، واقعیت بنیادین همچنان پابرجاست: عناصر نادر خاکی از موادی گمنام در جدول تناوبی به منابعی حیاتی در نظم بینالمللی تبدیل شدهاند. توزیع، فرآوری و کاربرد آنها در دهههای آینده بر قابلیتهای نظامی، گذار انرژی و پیشرفت فناوری تأثیرگذار خواهد بود. رقابت بر سر این منابع میتواند به درگیری یا همکاری منجر شود. آنچه مسلم است، این است که عناصر نادر خاکی اکنون جایگاه خود را در واژگان روابط بینالملل تثبیت کردهاند.

الهه سادات موسوی نژاد، کارشناس مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی
(مسئولیت محتوای مطالب برعهده نویسندگان است و بیانگر دیدگاههای مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی نیست)