سفر پلوسی به تایوان و واکنش چین: جنگ حیثیتی

سفر نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان امریکا به تایوان با حاشیه سازی و تنش آفرینی زیادی انجام شد. این سفر عالی ترین مقام امریکایی پس از ۲۵ سال به تایوان بود و خشم دولت چین و هشدارهای مکرر آن را برانگیخت.
مرداد ۱۴۰۱
مشاهده ۴۰۴
خلیل شیرغلامی

 سفر نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان امریکا به تایوان با حاشیه سازی و تنش آفرینی زیادی انجام شد. این سفر عالی ترین مقام امریکایی پس از ۲۵ سال به تایوان بود و خشم دولت چین و هشدارهای مکرر آن را برانگیخت. قبل از این سفر شی جین پینگ رئیس جمهور چین در مکالمه تلفنی با بایدن تاکید کرده بود که امریکا نباید با آتش بازی کند. چین در آستانه سفر پلوسی هشدار شدیداللحنی صادر کرد و تاکید نمود چنانچه سفر پلوسی انجام شود ارتش چین نظاره گر نخواهد بود. سخنگوی وزارت خارجه چین هم گفت: «اگر پلوسی اصرار به انجام این سفر داشته باشد پیامدهای جدی در انتظار امریکا خواهد بود» و در پاسخ به سوال خبرنگاران مبنی بر اینکه منظور از پیامدهای جدی چیست گفت: «اگر جرات دارد برود، بعد پیامدهایش را ببینید.» 

دولت چین در واکنش به این سفر علاوه بر اقدامات دیپلماتیک و اقتصادی علیه امریکا و تایوان، حضور نظامی‌گسترده ای را در تنگه تایوان در قالب یک رزمایش گسترده که برخی آن را شبیه سازی حمله به تایوان توصیف کردند، به انجام رساند. محدوده فعالیت نظامی چین در آب های تایوان نسبت به اقدام مشابه در سال 1996 و گستره حضور نیروها و تسلیحات راهبردی حاکی از تغییرات در راهبرد نظامی این کشور در قبال تایوان و پیشروی به داخل آب های مرزی تایوان بود.  

با وجود تهدیدهای چین و حتی اشاره یک رسانه دولتی چین که اگر لازم باشد هواپیمای پلوسی ساقط خواهد شد، پرواز او در تایپه بر زمین نشست تا امریکا بی اعتنایی خود به تهدیدهای چین را نشان داده و این کشور را تحقیر کرده باشد. تمرین نظامی‌گسترده چین پیرامون تایوان را می‌توان تلاش چین برای پاسخ به این تحقیر و نشان دهنده اراده طرف چینی برای حفظ خطوط قرمز خود در خصوص تایوان ارزیابی کرد.

اما امریکا با آگاهی از حساسیت و واکنش شدید چین به این سفر، به دنبال چه اهدافی از انجام آن بود؟

  1. در آستانه انتخابات کنگره امریکا در پاییز پیش رو که از هم اکنون شکست حزب دمکرات قابل پیش بینی است، دولت بایدن درصدد است از طریق برخی تحرکات در سیاست خارجی، دستاوردهایی را برای دولت خود به افکار عمومی امریکا ارائه نماید. در واقع واشنگتن بر آن بود تا در پرتو تحقیر چین، برای خود در افکار عمومی امریکا سرمایه اجتماعی ایجاد کند. قبل از این ماجرا، کاخ سفیدتلاش کرده بود از کشتن ایمن الظواهری رهبر القاعده نیز چنین بهره برداری داشته باشد. تحقیر چین و آسیب زدن به حیثیت آن در میان جمهوریخواهان هم طرفداران پروپا قرصی دارد. سیاست تحقیر چین بعنوان بزرگ ترین رقیب کنونی و تهدید آتی برای جایگاه هژمون امریکا در نظم بین المللی، به یکی از ابزارهای مهم سیاست خارجی امریکا تبدیل شده تا با سوء استفاده از رویکرد محافظه کارانه دولت چین در عدم درگیری در شرایط فعلی، اعتماد به نفس آن را دچار خدشه نموده و جنگ روانی را به سود خود رقم بزند. ضربه اعتباری به چین، از نظر ایالات متحده آن را در شرایطی قرار خواهد داد که نتواند در منطقه آسیا-پاسیفیک ابراز و اعمال قدرت کند.
  2. در شرایطی که امریکا به همراه متحدان غربی خود درگیر منازعه اوکراین و تقابل با روسیه است و در سایه آن چین بعنوان قدرتی که درگیر مساله نبوده و این اهرم به آن فرصتی برای توسعه قدرت بخشیده و در عین حال موضع آن درقبال این بحران برای هر دو طرف اهمیت ویژه دارد، این اقدامات ایذایی امریکا نوعی هشدار به چین است که امریکا چین و منطقه آسیا-پاسیفیک را رها نکرده و مراقب اقدامات چین است.
  3. امریکا در چارچوب راهبرد مهار چین بویژه از دوران ترامپ، بخش اعظم همّ خود را بر جنگ تجاری و مهار چین در حوزه مزیت های اقتصادی گذاشته بود. این رویکرد گرچه دردسرهایی را برای چین ایجاد کرد، تاثیر چندانی در کندشدن مسیر قدرت گیری همه جانبه آن نداشت. بنابراین از دوره بایدن انتقال تقابل از عرصه ژئواکونومیک به عرصه ژئوپلتیک در دستور کار قرار گرفت و ایجاد چالش های ژئوپلتیک برای چین از جمله در حوزه تایوان از سوی امریکا دنبال می‌شود. درگیر کردن چین در چالش های ژئوپلتیک از جمله در قلمرو پیرامونی و مرزهای دریایی از ابزارهای مهم در این راهبرد امریکا است.
  4. حمایت از رویکردهای استقلال طلبانه حزب حاکم DPP در تایوان که به رهبری تسای اینگ ون از سال 2016 قدرت را در دست گرفته و نسبت به حزب میانه رو کومینتانگ که تا قبل از آن قدرت را در دست داشت، رویکرد تندتری در قبال چین و استقلال تایوان دارد.

در خصوص واکنش های چین به این سفر و چشم انداز جنگ بر سر تایوان باید گفت گرچه چین در دوره شی جین پینگ تا حدی از پیله محافظه کاری و سر بزیری بیرون آمده و قدرت خود را ابزار می‌کند، همچنان رویکرد محتاطانه در ورود به منازعات را حفظ کرده است. تصمیم گیران چینی همچنان آموزه‌های شون تزو استراتژیست تاریخی چین را آویزه گوش دارند که مطرح می‌کند حتی برنده جنگ هم در واقع بازنده است چرا که جنگ ثروت و منابع را نابود می‌کند و به معنای شکست گفتگو است. چینی‌ها بر اساس این تعالیم و نیز آموزه‌های دنگ شیائوپینگ و با توجه به منطق هزینه – فایده، شتابی برای جنگ بر سر تایوان ندارند و ابتدا همه مسیرها را برای بازگردادن مسالمت آمیز این جزیره طی خواهند کرد.

به طور خاص چین در شرایط کنونی وارد این منازعه نخواهد شد چرا که کنگره ملی بسیار حساس بیستم حزب کمونیست در پاییز آینده برگزار خواهد شد و این کنگره هم برای حزب و هم شخص شی جین پینگ از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و ضرورت دارد تا برگزاری آن شرایط آرام و رو به پیشرفتی در داخل چین حاکم باشد. تحرکات نظامی چین در تنگه تایوان و شبیه سازی حمله به این جزیره، هم پاسخی به تحقیر امریکا و هم نوعی قدرت نمایی برای سناریوهای آینده در صورت ضرورت الحاق تایوان با استفاده از قوه قهریه به شمار می رفت.

البته در سمت امریکا نیز سیاستمداران این کشور خواستار جنگ با چین آن هم در شرایط درگیری غرب با روسیه نیستند. وابستگی متقابل اقتصادی با چین و منافع عظیم ایالات متحده در آن نیز یک عامل بازدارنده مهم در اجتناب از درگیری نظامی‌با چین است. آمریکا بزرگترین شریک تجاری چین است و واردات آن از چین از منظر حفظ قدرت خرید طبقه متوسط امریکایی و صادرات به چین از منظر حفظ فرصت های شغلی ایجاد شده در امریکا اهمیت فوق العاده ای دارد. طبیعی است دو کشوری که این درجه از وابستگی متقابل اقتصادی را ایجاد کرده اند تمایلی به از دست دادن منافع عظیم آن و ورود به عرصه پرهزینه درگیری نظامی نخواهند داشت.

در عین حال امریکا از هیچ ابزاری غیر جنگ برای مهار چین و ایجاد مزاحمت برای آن فروگذار نخواهد کرد. بر اساس ارزیابی برخی تحلیلگران، آمریکایی‌ها «استراتژی خارپشت» را برای مقابله با تهدیدات چین به تایوان توصیه می‌کنند. خارپشت علیرغم قدرت کم می‌تواند با پرتاب تیغ‌هایش از خود در برابر دشمنان قدرتمندش محافظت کند. آمریکا با انباشتن زرادخانه‌های تسلیحات تایوان از انواع سلاح های پیشرفته به دنبال ایجاد شرایطی است که در صورت حمله نظامی چین، تایوان بتواند بیشترین آسیب را به این کشور وارد ساخته و آن را در گرداب جنگ غرق نماید.   

سفر پلوسی به تایوان در داخل آمریکا هم با نقدهایی مواجه شد. بایدن تلاش کرد شخصا درگیر این ماجرا نشده و به صراحت در مورد آن اظهار نظر نکند. توماس فریدمن، تحلیلگر مشهور امریکایی در مقاله‌ای در نیویورک ‌تایمز نوشت که سفر پلوسی به تایوان اقدامی خطرناک، غیرمسئولانه و بی‌پروا است. برخی صاحبنظران امریکایی معتقدند رهبران ایالات متحده همان اشتباهاتی را در مورد تایوان مرتکب می‌شوند که در برخورد با روسیه در اوکراین مرتکب شدند. تایوان حوزه منافع حیاتی برای چین است، همان طور که اوکراین حوزه منافع حیاتی برای روسیه بود و پس از یک دهه هشدارهای مکرر روسیه در مورد عدم اجازه به اوکراین برای پیوستن به ناتو و نادیده گرفتن این هشدارها از سوی امریکا، روسیه وارد دفاع از حوزه منافع حیاتی خود شد. این صاحبنظران تاکید می‌کنند که لازم است واشنگتن به هشدارهای چین در مورد تایوان توجه نموده و اشتباه اوکراین را مجدا تکرار نکند چرا که چین نیز احتمالاً روزی راه جنگ را به عنوان آخرین راه حل در مورد تایوان انتخاب خواهد کرد.

جنگ حیثیتی امریکا و چین در تایوان تاکنون برنده ای نداشته است گرچه برخی معتقدند امریکا توانست با تحقق سفر پلوسی به تایوان، چین و هیمنه آن را تحقیر کند. اما این پایان کار نیست و انتظار می رود موضوع تایوان تا سال ها سوژه اصلی تقابل امریکا و چین باشد. آزمودن نقطه تحمل چین در مساله تایوان، بازی خطرناکی است که شاید روزی امریکا را درگیر پیامدهای پیش بینی نشده و پرهزینه ای کند.

خلیل شیرغلامی، دستیار مدیرکل پژوهشی و مطالعاتی

    (مسئولیت محتوای مطالب برعهده نویسندگان است و بیانگر دیدگاه‌های مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی نیست) 

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است