شورای امنیت و ضرورت بازسازی اعتبار آسیب ‎دیده

در سال‎ های اخیر و به ‌ویژه در سال جاری، شورای امنیت به ‎دلیل اقدامات یک‌ جانبه و خواسته‌های غیرقانونی دولت ایالات‌ متحده آمریکا به ‌عنوان یک عضو دائمی این شورا، به‌ شدت به چالش کشیده شده است.
دی ۱۳۹۹
محمدتقی حسینی

در سال‎ های اخیر و به ‌ویژه در سال جاری، شورای امنیت به ‎دلیل اقدامات یک‌ جانبه و خواسته‌های غیرقانونی دولت ایالات‌ متحده آمریکا به ‌عنوان یک عضو دائمی این شورا، به‌ شدت به چالش کشیده شده است. این یک پدیده کاملاً بی‌ سابقه است. شورای امنیت از تلاش برای غلبه و سوءاستفاده از این نهاد بین ‌المللی، در جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی برخی از اعضا، آسیب فراوانی دیده است. چندجانبه گرایی به عنوان یکی از پایه‌های نظم بین المللی کنونی تضعیف و تهدید شده است. این اتفاقات، کار را برای اعضای جامعه بین المللی و به ویژه اعضای شورای امنیت برای بازگرداندن امور به مسیر صحیح خود و توانمند کردن این شورا در انجام مسئولیت اصلی یعنی حفظ صلح و امنیت بین المللی، دشوار کرده است.

شورای امنیت قدرتمندترین ارگان سازمان ملل متحد است که مسئولیت اصلی آن حفظ صلح و امنیت بین المللی است. نویسندگان منشور ملل متحد به دنبال ایجاد سازوکاری بودند که بتواند از وقوع جنگ جهانی دیگری جلوگیری کند؛ بنابراین در تدوین این سند بسیار مهم و به منظور حفظ صلح و امنیت بین المللی، شورای امنیت به وجود آمد و اقتدار گسترده ای برای آن در نظر گرفته شد. صدور مجوزهای تنبیهی در یک بحران یا درگیری بین المللی ازجمله اختیار استفاده از مجازات سیاسی و اقتصادی و حتی به کارگیری نیروی نظامی‌ به شورای امنیت واگذار شد. این مفروض وجود دارد که جنگ و استفاده از نیروی نظامی علیه یک کشور یا تعدادی از کشورها، زمانی از مشروعیت برخوردار است که شورای امنیت مجوز آن را ذیل فصل هفتم منشور صادر کرده باشد. استثنای بر این مفروض در ماده 51 منشور پیش‌بینی‌ شده است که بر حق ذاتی دفاع مشروع تأکید دارد و «درصورت وقوع حمله مسلحانه علیه یک عضو ملل متحد تا زمانی که شورای امنیت اقدام لازم برای حفظ صلح و امنیت بین‌ المللی را به عمل آورد» قابل اعمال است. درعین حال «اعضا باید اقداماتی را که در اعمال حق دفاع از خود به عمل می آورند، فوراً به شورای امنیت گزارش دهند». همچنین اقدام دفاع مشروع «به‌ هیچ ‌وجه در اختیار و مسئولیتی که شورای امنیت براساس منشور از آن برخوردار است و به موجب آن برای حفظ و اعاده صلح و امنیت بین المللی و در هر موقع که ضروری تشخیص دهد اقدام لازم به عمل خواهد آورد، تأثیری نخواهد داشت».

 ماده 25 منشور ملل متحد اعضای این سازمان را ملزم به پذیرش و اجرای تصمیمات شورای امنیت مطابق با منشور این سازمان می‌کند. در این تعهد یک نکته مهم وجود دارد و آن اینکه شورا در انجام مسئولیت های خود بایستی به قوانین بین المللی و اصول منشور سازمان ملل پابند باشد. با در نظر گرفتن تاریخچه و عملکرد شورای امنیت، انتقادهای زیادی در مورد روند تصمیم گیری این شورا از حیث پایبندی به حقوق بین الملل و اصول منشور، وجود دارد. علاوه براین، ساختار بسته و غیردموکراتیک شورا همواره موردانتقاد گروه‌های بسیاری از کشورها قرار داشته است. برخورداری پنج عضو دائم شورای امنیت از حق وتو از موارد دیگر انتقاد علیه شورای امنیت بوده است. هرچند که مدافعان حق وتو معتقدند که این حق علی رغم تبعیض آمیز بودن، در عمل کارکرد مناسبی داشته است و بودن آن بیشتر از فقدان آن، به حفظ صلح و امنیت بین المللی کمک کرده است.

 در بسیاری از موارد این ایراد وجود دارد که شورا در تصمیمات خود به گونه ای عمل کرده است که از حقوق بین الملل و اصول منشور فراتر رفته است. درحال ‎حاضر اقدامات متعددی در بین اعضای سازمان ملل متحد برای انجام اصلاحات در شورای امنیت در حال انجام است. در بین کشورهای پیگیری‌ کننده اصلاحات در شورای امنیت نیز دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد. بازیگران مطرحی که در پی اصلاح ساختار شورای امنیت هستند، بیش‎ از آنکه نگران ایرادات وارده به شورای امنیت باشند، در پی گرفتن جایگاه بالاتر در شورای امنیت برای خود هستند و چنانچه این اصلاحات خواسته آنان را تأمین نکند، از آن استقبال زیادی نمی‌کنند.

در سال ‌های اخیر و به‌ویژه در سال جاری، شورای امنیت به‎ دلیل اقدامات یک ‌جانبه و خواسته ‌های غیرقانونی دولت ایالات‌ متحده آمریکا به ‌عنوان یک عضو دائمی این شورا، به ‌شدت به چالش کشیده شده است. این‌ یک پدیده کاملاً بی‌سابقه است. خروج ایالات ‌متحده از برجام علاوه ‎بر نقض تعهدات آن کشور براساس این توافق، قطعنامه 2231 (20 جولای 2015) را نیز زیر پا گذاشت. برای اولین بار در تاریخ شورای امنیت این اتفاق می‌افتد که یک عضو دائم همه اصول اساسی شورا را نادیده گرفته است، یک قطعنامه لازم ‌الاجرا را نقض می‌کند و علاوه ‎برآن سایر کشورها را به ‎خاطر انجام تعهدات خود براساس این قطعنامه، مجازات می‎کند. رفتار ایالات‌ متحده به‌طور مکرر شورای امنیت و اعضای آن و از یک منظر گسترده‌ تر، کل جامعه جهانی را در شرایط بحرانی قرار داده است. در ماه آگوست سال جاری (مرداد 1399)، ایالات‌ متحده قطعنامه‌ ای را برای دائمی‌کردن تحریم تسلیحاتی علیه ایران پیشنهاد کرد. این در حالی است که هیچ مدرک اثبات‌شده ‌ای مبنی‎ بر اینکه ایران تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌ المللی ایجاد کرده باشد، وجود ندارد. پیش‌ نویس قطعنامه ارائه ‌شده، با اقدام مسئولانه سایر اعضای شورای امنیت، ناکام ماند. فقط دو کشور یعنی خود ایالات‌ متحده آمریکا و جمهوری دومنیکن به این پیش‌نویس قطعنامه، روی مثبت دادند. ایالات ‌متحده اندکی پس‌ ازاین شکست در سطح شورای امنیت و در ادامه این زنجیره اقدامات تحریک‌ آمیز و خطرناک، یک‌ روند غیرقانونی را آغاز کرد تا به‌ اصطلاح اسنپ بک را به ‎کار بیندازد و قطعنامه‌ های قبلی شورای امنیت به همراه اقدامات تنبیهی مندرج در آن‌ ها را علیه ایران بازگرداند. این بار نیز پاسخ منفی اعضای شورای امنیت به اقدامات تحریک‌ آمیز آمریکا، روشن و قاطع بود. دو رئیس شورای امنیت یعنی اندونزی و نیجر یکی بعد از دیگری استدلال ‌ها و خواسته ‌های دولت ایالات ‌متحده آمریکا را رد کردند. این اقدامات آمریکا نمونه بارز تلاش یک قدرت عضو دائم شورای امنیت برای سوءاستفاده از این ارگان بسیار مهم سازمان ملل متحد بود که البته ازسوی سایر اعضا موردحمایت قرار نگرفت و ناکام ماند.

بدیهی است که شورای امنیت از تلاش برای غلبه و سوءاستفاده از این نهاد بین‌ المللی، در جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی برخی از اعضا، آسیب فراوانی دیده است. چندجانبه گرایی به ‌عنوان یکی از پایه ‌های نظم بین‌ المللی کنونی تضعیف و تهدید شده است. این اتفاقات، کار را برای اعضای جامعه بین‌ المللی و به ‌ویژه اعضای شورای امنیت برای بازگرداندن امور به مسیر صحیح خود و توانمند کردن این شورا در انجام مسئولیت اصلی یعنی حفظ صلح و امنیت بین‌ المللی، دشوار کرده است. جامعه بین‌ الملل نیازمند آن است تا از اینکه شورای امنیت به ابزاری در جعبه ‌ابزار سیاست خارجی کشورهای خاص تبدیل شود، جلوگیری کند. رویکردهای انحصارطلبانه و سوءاستفاده از شورای امنیت، قبل از هر چیز برای خود شورای امنیت و سپس برای صلح و امنیت بین‌ المللی آثار مخربی دارد.

در دوره چهارساله حاکمیت دونالد ترامپ در کاخ سفید نه‎ تنها سازمان ‌ها، هنجارها و سازوکارهای بین‌المللی آسیب دیده ‌اند، بلکه بحران‌ های منطقه‌ ای نیز تشدید شده‌ اند. در این میان منطقه خاورمیانه بیشتر از هر منطقه دیگری درگیر بحران است. شورای امنیت برای یافتن یک راه ‌حل عادلانه و منصفانه برای این بحران ‌ها نیازمند اقدامات جدی است. جنگ طولانی، بی‌ معنی و مرگبار در یمن، این کشور فقیر را به ورطه نابودی کشانده است. بایستی تلاش کرد که این جنگ در اسرع وقت پایان یابد و زمینه برای یک راه ‌حل عادلانه براساس اراده آزاد و خواست مردم یمن فراهم شود. ایران طرح خود را برای پایان دادن به این بحران ارائه کرده است که در شورای امنیت نیز ثبت شده است. محورهای این طرح براساس آتش‌ بس فوری، ارائه کمک‌ های بشردوستانه بین ‌المللی، گفت‎ وگو میان یمنی‌ ها و ایجاد یک دولت ملی گسترده قرار دارد. طرح ایران هنوز امکان‌ پذیرترین طرح برای پایان دادن به این جنگ ویرانگر است.

 تداوم بحران در فلسطین اشغالی همچنان یک تهدید دائمی در منطقه ما است. علی ‎رغم همه تلاش‌ها برای به حاشیه بردن این موضوع، بحران فلسطین همچنان مهم‌ ترین بحران این منطقه است. حل مسئله فلسطین بدون رویکرد عادلانه نسبت ‎به حقوق تفکیک ‌ناپذیر و احترام به حاکمیت مردم و ساکنان این سرزمین، انجام ‌شدنی نیست. استفاده گسترده از زور و خشونت توسط رژیم اشغالگر و سیاست جانب‌ دارانه ایالات‌ متحده آمریکا و انکار حقوق اولیه فلسطینیان، وضعیت را وخیم‌ تر کرده است. رسمیت بخشیدن به بیت ‌المقدس به‌ عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی و انتقال سفارت آمریکا به این مکان، شناسایی حاکمیت رژیم صهیونیستی بر جولان اشغالی و طرح معامله قرن فلسطینی‌ ها را بیش‎ از هر زمان دیگر خشمگین و سرخورده کرده است. عادی‌ سازی روابط رژیم صهیونیستی با برخی از کشورهای عربی که غالباً هم ‌دستی از دور بر آتش این بحران داشته‌ اند، نیز با هدف به حاشیه بردن موضوع فلسطین صورت می‌گیرد. این موضوع نیز تنها به ‌عنوان یک اقدام کوتاه‌ مدت می ‌تواند مورد توجه قرار گیرد. تا زمانی که فلسطینی‌ ها که طرف اصلی این ماجرا هستند، نادیده گرفته شوند و از حقوق حاکمیت خود محروم باشند، این‌ گونه تلاش‌ ها راه به جایی نمی ‌برد. شورای امنیت مسئولیت گسترده‌ ای برای پایان دادن به بیچارگی و رنج‌ های طولانی‌ مدت مردم فلسطین دارد، اما تاکنون از ایفای نقشی مؤثر در این زمینه ناتوان بوده است.

جمع ‌بندی و نتیجه‌ گیری:

  • علاوه‎ بر بحث‌ها و اختلاف ‌نظرهایی که از گذشته پیرامون عملکرد شورای امنیت وجود داشته است، در سال‌ های اخیر این شورا آسیب ‌های بیشتری را متحمل شده است که کارکرد و اعتبار آن را با چالش رو به‎رو کرده است. خسارات واردشده به شورای امنیت توسط اقدامات تحریک‌ آمیز و غیرمسئولانه دولت دونالد ترامپ، نیازمند آن است که با فوریت اصلاح ‌شده و روند موجود تغییر پیدا کند. درحال‎ حاضر شورای امنیت قبل از هر چیزی به بازسازی اعتبار خود احتیاج دارد.
  • در دوره حاکمیت دونالد ترامپ و گروه وی در کاخ سفید، چند جانبه ‎گرایی به‌شدت تهدید شده است. ضروری است که برای متوقف کردن این روند و بازگرداندن امور به مسیر درست خود، چندجانبه گرایی احیا گردد و راه ‌حل‌های مشترکی برای مشکلات منطقه ‌ای و جهانی پیدا شود.
  • پرداختن به مشکلات نوظهور برای شورای امنیت که حاصل عملکرد دولت دونالد ترامپ در آمریکا بوده است، نبایستی موجب به فراموشی سپرده شدن مشکلات قبلی این شورا گردد. روند اصلاحات در شورای امنیت بایستی با جدیت تمام و براساس واقعیت‌ های امروز جامعه بین‌ المللی و فراگیرترشدن ساختار و افزایش مقبولیت شورای امنیت، دنبال شود. شورای امنیت در دهه سوم قرن بیست‎ ویکم برای پاسخ‎ گویی به نیازهای زمان، نیاز به اصلاحات اساسی دارد.
  • چنانچه شورای امنیت بتواند بهتر از گذشته جامعه بین ‌المللی را نمایندگی کند و مسئولیت ‌پذیری بیشتری داشته باشد، در حفظ امنیت بین ‌المللی و منطقه ‌ای مؤثرتر خواهد بود.

    (مسئولیت محتوای مطالب  برعهده نویسندگان است و بیانگر دیدگاه‌های مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی نیست)

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است