مخالفت‏ های اروپا با آمریکا در راهبرد یا تاکتیک

در سال ۲۰۱۸ ناکامی سران سه کشور اروپایی (آلمان، فرانسه و بریتانیا) در اقناع ترامپ مبنی ‎بر ضرورت کنترل رفتارهای ایران ازطریق حفظ برجام و به‏ تبع آن خروج آمریکا از توافق هسته ‎ای، همگی بر ناتوانی و انفعال این بازیگر اروپایی که خود را در شکل ‎گیری توافق هسته ‏ای ایران مؤثر و کنشگر می ‎دید، دلالت داشت.
مهر ۱۳۹۹
حسین غریبی

در سال 2018 ناکامی سران سه کشور اروپایی (آلمان، فرانسه و بریتانیا) در اقناع ترامپ مبنی ‎بر ضرورت کنترل رفتارهای ایران ازطریق حفظ برجام و به‏ تبع آن خروج آمریکا از توافق هسته ‎ای، همگی بر ناتوانی و انفعال این بازیگر اروپایی که خود را در شکل ‎گیری توافق هسته ‏ای ایران مؤثر و کنشگر می ‎دید، دلالت داشت. برهمین ‎مبنا، سه کشور اروپایی با هدف خروج از این وضعیت بی ‎عملی، بیست ‏و چهارم دی ‎ماه 1398، دقیقاً ١٠ روز پس از اعلام گام نهایی ایران در جهت کاهش تعهداتش در قبال برجام، با انتشار بیانیه ‌ای اعلام کردند که در پاسخ به اقدامات ایران، مکانیزم ماشه را (به مثابۀ شمشیر داموکلس) با هدف بازگرداندن ایران به تمامی تعهدات برجامی خود، فعال کردند. اما پیشبرد مراحل مختلف این سازوکار را عملیاتی نکرده‎ اند؛ چراکه تحلیل آن ‎ها این  است که فعال کردن این سازوکار جز پیچیده کردن مسئله و نابودشدن کامل برجام ثمره دیگری در بر نخواهد داشت.

این در شرایطی است که آمریکا علی‎ رغم فشارهای حداکثری بر ایران، موفق به آوردن ایران به میز مذاکره به عنوان برگ برنده ‎ای در آستانه انتخابات نشده است؛ از این‎ رو با وجود مخالفت هم‏پیمانان اروپایی خود، مبادرت به ارائه قطعنامه‎ ای با هدف تمدید تحریم تسلیحاتی ایران کرد که پس از توفیق نیافتن در این خصوص، با وجود اختلاف نظرهای حقوقی فراوان، در گامی دیگر، به فعال کردن مکانیزم حل ‎و فصل اختلافات موسوم به سازوکار ماشه اقدام کرد که طرف‎ های اروپایی برجام طی دو نوبت متفقاً با صدور بیانیه و ارسال نامه به رئیس شورای امنیت سازمان ملل مخالفت خود را با این دو اقدام آمریکا اعلام کردند. البته نباید در تحلیل و محاسبه دچار خطا و اشتباه شد و باید توجه داشت که  منشأ اختلاف دو شریک سنتی، در واقع به نوع بینش و رویکرد آنان نسبت‎ به مدیریت جهانی و چگونگی نظم جهانی برمی‎ گردد؛ یکی خواهان نظمی مبتنی‎ بر اراده و قصد یک ‏جانبه کاخ سفید و دیگری در پی نظمی چندجانبه است. البته در نظم مطلوب اروپایی نیز، نقشِ برجسته آمریکا نفی نمی ‎شود.

با وجود فشار فراوان آمریکا بر انگلستان برای پیوستن و حمایت از اقدام این کشور در مقابله با ایران، سه کشور اروپایی در نشست کنت به میزبانی انگلستان، به صورت اجماعی با اقدام آمریکا درخصوص استفاده از مکانیزم ماشه مخالفت کردند. وزیر خارجه انگلستان در توئیتی نوشت ما متعهد هستیم که ایران را همچنان پاسخ ‎گو و مسئولیت ‎پذیر نگه داریم. وزیر خارجه آلمان نیز تأکید کرد: «ما با مخالفت و رد پیشنهاد آمریکا در استفاده از مکانیزم ماشه، نسبت ‎به حفظ توافق هسته ‎ای با ایران متعهد می‎ مانیم اما ایران نیز بایستی سریعاً به تمامی تعهدات خود بازگردد.» 

و اما اهداف پنهان و غیرآشکار اروپایی‎ ها در مخالفت علنی و عریان با آمریکا، که در غیر این حالت امکان طرح و پیگیری آن مطالبات وجود نداشت، را می ‎توان در چند بخش مهم و بارز بیان کرد:

  1. نمایشی از توان و حضور برجسته اروپا در نهادها و سازمان ‎های جهانی همانند شورای حکام آژانس بین‎ المللی انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل متحد است. در مورد نخست اراده اروپا بر صدور قطعنامه‎ ای علیه ایران در شورای مذکور و در مورد دوم نیز همراهی نکردن با آمریکا در صدور قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت بود. هر دو اقدام اروپا به‎ رغم درخواست و فشار آمریکا، قرین به موفقیت بوده است.  
  2. به زعم اروپا استفاده آمریکا از مکانیزم ماشه مبنی‎ بر بازگرداندن تحریم ‏های سازمان ملل اساساً فاقد وجاهت حقوقی و قانونی است، و این اقدام عملاً جایگاه شورای امنیت به عنوان مهم‎ترین نهاد بین‎ المللی حافظ صلح را تضعیف می‎کند. جان بولتون نیز بر این اقدام ترامپ معترض شده و می‎گوید: «این اقدام ترامپ، به هیچ عنوان به ریسک و خطرش نمی‎ ارزد. وی با این حرکت، حق وتویی که کاملاً درراستای منافع آمریکا طراحی شده است را تضعیف می‎کند. برهمین‎ اساس، احتمالاً سایر اعضای دائم شورا هم در آینده به این رویه استناد کرده و برای مقابله با حق وتو، از این مکانیزم استفاده کنند که این امر لطمه و آسیب جدی به ساختار شورای امنیت می‎زند».
  3. اروپا معتقد است برجام ظرفیت بسیار بالایی در مهار ایران دارد. برهمین ‎اساس سه کشور اروپایی به نمایندگی از اعضای اتحادیه اروپا سعی دارند تا زمان انتخابات آمریکا، با اقدامات دولت ترامپ که خطر بر هم زدن برجام را دارد، مخالفت کنند و ازاین ‎طریق با نمایشی از حسن ‎نیت، ضمن نگاه داشتن ایران در برجام، آن را نسبت ‎به تعهدات برجامی خود ملزم کنند و پس از مشخص‏ شدن نتایج انتخابات در آمریکا، در قالب‏ بندهای انضمامی‌به برجام یا توافق جدید، به عنوان یک هدف مشترک با ایالات‎ متحده، تمامی مؤلفه ‏ها و عناصر قدرت ایران را تضعیف کنند.
  4. از منظر سران سه کشور اروپایی بی ‎توجهی آمریکا به تصمیمات شورای امنیت، می ‏تواند رویه غلطی برای مشروع‏ سازی تحریم ‏های فرامرزی آمریکا تلقی شود که نتیجۀ عملی آن محدودسازی اروپا در همکاری ‏های آتی آن با سایر کشورها خواهد بود. حال پرسش اساسی این است که جمهوری اسلامی ایران در و شکافِ جاری میان آمریکا و اروپا، در کجای این مختصات قرار دارد؟ به عبارت واضح‏تر، چه عایدی از این اختلافِ میان دو شریک راهبردی دیرینه، بر منافع جمهوری اسلامی ایران مترتب است؟ پاسخ این سؤال کلیدی این است که «اختلاف آمریکا و اروپا در مورد ایران به ‏هیچ ‏روی، ریشه در مبانی راهبردی ندارد درحقیقت منشأ تفاوت نه در فهم تهدید، بلکه در شیوه مدیریت و مهار آن است». از منظر اروپا برای مهار و کنترل رفتارهای به‎زعم آنان غیرسازنده ایران، شیوۀ تعامل و برخورد دولت ترامپ، مؤثر و منتج به نتیجه مطلوب نخواهد بود و عملاً شرایط را به سمت وضعیت غیرقابل پیش ‎بینی و مدیریت سوق می ‏دهد.

طبیعی است جمهوری اسلامی ایران در شرایط و مقطع کنونی با فهم و درک صحیح از لایه ‏های تودرتو و پیچیده مناسبات میان دو سوی آتلانتیک، در صفحه طراحی ‏شده اروپایی‎ها بازی نکند و از این منازعه دیپلماتیک که ازقضا هر دو طرف نسبت ‏به تهدید بودن ایران ادراک مشترکی دارند، خرسند نباشد. تهران ضمن تأکید بر مواضع اصولی خود باید به صورتی هوشمندانه مراقب باشد تا سطح مطالبات جمهوری اسلامی ایران از اروپا صرفاً به دلیل اختلافات دو شریک راهبردی، که ریشه‎ ای کاملاً درون آتلانتیکی دارد، به حد سیاسی تنزل نیابد. اروپا باید بداند که جمهوری اسلامی یاران بر مطالبات اقتصادی برحقِ خود ناشی از توافق هسته ‎ای (برجام) و تعهدات یازده‏ گانه اروپا تأکید دارد. همچنین مهم است طرف‏ های برجامی درک کنند که خروجی نشست 18 اکتبر بر نحوۀ ادامه همکاری ‏ها مؤثر خواهد بود.

(مسئولیت محتوای مطالب  برعهده نویسندگان است و بیانگر دیدگاه‌های مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی نیست)

 

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است