ساختار مرکز
ساختار مرکز
ریاست مرکز
معاونت پژوهشی و مطالعاتی
معاونت اجرایی و اسناد
معاونت آموزش
دانشکده روابط بین الملل
کتابخانه تخصصی وزارت امور خارجه
ساختار مرکز
ساختار مرکز
رویدادها
رویدادها
آرشیو
رویدادهای اخیر
رویدادها
رویدادها
چندرسانهای
چندرسانهای
پادکست
ویدئو
اینفوگرافیک
تصاویر
چندرسانهای
چندرسانهای
انتشارات
مجلات
فصلنامه سیاست خارجی
فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز
فصلنامه تاریخ روابط خارجی
انتشارات
مجلات
درباره
تاریخچه
تاریخچه
تماس با مرکز
تماس با ما
درباره
تاریخچه
تماس با مرکز
{{ itemData.Title }}
{{ itemData.Title }}
{{ itemData.Title }}
English
عربی
+آ
-آ
T+
T-
English
عربی
رویدادها
رویدادها
دومین مجمع گفتگوی تهران
آرشیو
رویدادهای اخیر
رویدادها
رویدادها
چندرسانهای
چندرسانهای
پادکست
ویدئو
اینفوگرافیک
تصاویر
چندرسانهای
چندرسانهای
انتشارات
کتابها
مجلات
فصلنامه سیاست خارجی
فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز
فصلنامه تاریخ روابط خارجی
انتشارات
کتابها
مجلات
درباره
تاریخچه
ساختار مرکز
ریاست مرکز
معاونت پژوهشی و مطالعاتی
معاونت اجرایی و اسناد
معاونت آموزش
دانشکده روابط بین الملل
کتابخانه تخصصی وزارت امور خارجه
تماس با مرکز
درباره
تاریخچه
ساختار مرکز
تماس با مرکز
سامانه همایشها
سامانه همایشها
سامانه نشریات
سامانه نشریات
خبرنامه
خبرنامه
{{ itemData.Title }}
{{ itemData.Title }}
{{ itemData.Title }}
جستجو
سجاد عطازاده
ترامپ و خوانش والتزی و ونتی از آنارشی
در تحلیل سیاست خارجی ایالات متحده، به ویژه در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، درک او از نظم بینالملل و به طور خاص، مفهوم آنارشی نقشی محوری ایفا میکند. برای کالبدشکافی این خوانش، ابتدا لازم است به ریشههای نظری آن در مکاتب روابط بینالملل بپردازیم و سپس آن را در چارچوب اقدامات ترامپ مورد بررسی قرار دهیم.
دوشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۴
سیاست خارجی دونالد ترامپ: ناسیونالیسم قدرتمحور در عصر افول نظم لیبرال
ظهور دونالد ترامپ در سیاست آمریکا را نمیتوان صرفاً به خطای محاسباتی نخبگان حزبی یا نارضایتی مقطعی طبقات متوسط فروکاست. ترامپ در عرصه سیاست خارجی، بازتاب بحران انباشته هژمونی ایالات متحده و نشانهای از شکاف عمیق میان ظرفیتهای مادی قدرت آمریکا و تعهدات گسترده آن در نظم بینالمللی است. از این منظر، سیاست خارجی ترامپ نه"انحراف از قاعده"، بلکه صورتبندی بدیل قدرت آمریکایی در شرایط افول نسبی است.
دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴
نظریات چینی روابط بینالملل در چارچوب "روابط بیناالملل جهانی": از نقد غربمحوری تا بازاندیشی نظم جهانی
رشته روابط بینالملل از بدو شکلگیری خود، همواره با یک تنش بنیادین مواجه بوده است: از یکسو، ادعای تبیین #171سیاست جهانی#187 و ارائه نظریههایی با اعتبار عام؛ و از سوی دیگر، اتکای شدید به تجربه تاریخی، مفروضات معرفتی و اولویتهای هنجاری غرب، بهویژه اروپا و ایالات متحده. آمیتاو آچاریا، رئیس سابق انجمن مطالعات بینالملل (ISA) با طرح مفهوم روابط بینالملل جهانی (Global IR) این تنش را بهصورت صریح در مرکز بحث نظری قرار میدهد.
یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
تجدیدنظرطلبی دوگانه و دگرگونی تدریجی نظم لیبرال
نظم بینالملل لیبرال بیش از آنکه با فروپاشی ناگهانی مواجه باشد، دچار فرسایش تدریجی در معنا، کارکرد و مشروعیت شده است. بخش مهمی از این فرسایش نه از ناتوانی نهادها، بلکه از نابسندگی روایتهای تحلیلی مسلط ناشی میشود.
سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
دموکراسی مالکان یا دموکراسی هرونفولک ؛ مفاهیمی جدید برای تبیین دموکراسی در سرزمینهای اشغالی
تحلیل ماهیت رژیم سیاسی اسرائیل، بدون بازشناسی ریشههای تاریخی و مفهومی ساختار قدرت در سرزمین فلسطین، نه دقیق است و نه میتواند مبنای تصمیمسازی راهبردی قرار گیرد.
دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
آسیایی شدن و بازتعریف راهبرد نگاه به شرق در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
تحول ساختاری نظام بینالملل در دو دهه اخیر به تدریج موجب دگرگونی در مبانی مادی و هنجاری قدرت شده است. روند تمرکززدایی از غرب و افزایش نقش بازیگران آسیایی در شکلدهی به اقتصاد جهانی، قواعد حکمرانی بینالمللی و شبکههای فناوری، از نشانههای بارز این تغییر است. در نتیجه، مفهوم شرق دیگر صرفاً یک جهت جغرافیایی نیست، بلکه بهمثابه یک حوزه تمدنی و راهبردی با ظرفیتهای معرفتی، اقتصادی و نهادی جدید مطرح میشود. در چنین بستری، سیاست نگاه به شرق در جمهوری اسلامی ایران را میتوان بهعنوان بخشی از فرایند تطبیق راهبردی با نظم نوظهور آسیایی تحلیل کرد؛ نظمیکه در آن توزیع قدرت و معنا هر دو از الگوی غربمحور فاصله میگیرند و اشکال متکثر توسعه و همکاری درونقارهای جایگزین محوریت انحصاری غرب میشود.
چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴
تحریم به مثابه احساس: بازخوانی منطق عاطفی سیاست آمریکا علیه ایران
در دهههای اخیر، روابط بینالملل شاهد نوعی دگرگونی مفهومیبوده است که از آن با عنوان #171چرخش عاطفی#187 (emotional turn) یاد میشود. این تحول از درون نقدی به پارادایمهای کلاسیک رئالیستی و نئولیبرالی برخاست که رفتار دولتها را عمدتاً بر پایه محاسبه هزینه و فایده تبیین میکردند. اما واقعیتهای سیاسی، از جنگها و بحرانها گرفته تا تصمیمهای غیرعقلانی قدرتها، نشان دادند که سیاست جهانی نه صرفاً عرصه منطق سرد و محاسبه، بلکه میدان احساس، حافظه و عاطفه است. قدرتهای جهانی در لحظات بحرانی، به همان اندازه که به دادههای امنیتی و اقتصادی تکیه میکنند، تحت تأثیر خشم، تحقیر، ترس یا احساس عدالت نیز تصمیم میگیرند.
دوشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۴
جنایت در تاکتیک، شکست در استراتژی/تحلیلی از بحران ساختار قدرت و راهبرد رژیم صهیونیستی
تحولات اخیر در غرب آسیا، بهویژه پس از جنگ غزه، رژیم صهیونیستی را وارد مرحلهای از پیچیدگی و بیثباتی راهبردی کرده است. برخلاف تصور تلآویو، استفاده گسترده از قدرت نظامی لزوماً به تثبیت جایگاه سیاسی یا ژئوپلیتیک منتهی نمیشود. عملکردهای تاکتیکی این رژیم در غزه، لبنان و سوریه نشان داده است که برتری سختافزاری بدون مشروعیت سیاسی و انسجام استراتژیک، توان محدود و نتایج کوتاهمدت دارد و منجر به فرسایش مشروعیت و تضعیف موقعیت بینالمللی میشود.
یکشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۴
پولی شدن امنیت در ایالات متحده آمریکا
در دهههای اخیر، بهویژه پس از پایان جنگ سرد، ایالات متحده با چالشی بنیادین در تعریف و حفظ مفهوم #171امنیت ملی#187 خود مواجه شده است. در گذشته، امنیت ملی برای واشنگتن مفهومی روشن و متکی بر قدرت نظامی، بازدارندگی هستهای و شبکه گستردهای از متحدان جهانی بود؛ اما در فضای جدیدی که رقابت اقتصادی، فناوری و اطلاعاتی با قدرتهای نوظهور بر آن سایه انداخته، این مفهوم بهشکل چشمگیری دگرگون شده است. امروز، امنیت ملی آمریکا دیگر تنها به معنای حفاظت از مرزها یا دفاع از ارزشهای سیاسی نیست؛ بلکه به حوزهای تبدیل شده که در آن منطق بازار، سودآوری و سرمایهگذاری مالی نقشی پررنگ یافتهاند. در چنین فضایی، آنچه پیشتر صرفاً وظیفهای حاکمیتی و غیرقابل خرید و فروش تلقی میشد، اکنون به کالایی بدل شده که میتوان برای دستیابی به آن هزینه پرداخت یا از آن درآمد کسب کرد.
سه شنبه ۶ آبان ۱۴۰۴
غرب آسیا در نگاه چین؛ مهم اما نه حیاتی
آن چه از آن با عنوان خیزش چین یاد میشود و منظور از آن افزایش قدرت چین در حوزههای مختلف، علیالخصوص اقتصادی است، طبیعتاً تنها محدود و منحصر به داخل این کشور نبوده ودر عرصه بینالملل نیز ظهور یافته است. چین در راستای قدرت افکنی بینالمللی خود سعی نموده است تا در مناطق مختلف جهان حضوری مؤثرتر و بیشتر از پیش داشته و بازیگری خود را در این مناطق تقویت نماید. همین نگاه ویژه پکن به مناطق مختلف جهان سبب شده است تا راهبرهای آن نسبت به هر منطقه به صورت استقرایی از سوی پژوهشگران این حوزه احصا و تبیین گردد. البته خود دولت چین نیز سیاستهای منطقهای خود را در قالبهایی مثل بیانیه، سخنرانی، کاغذ سفید و غیره منتشر نموده است.
دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۴