ویدئو کامل میزگرد مجازی بررسی تحولات منطقه غرب آسیا

میزگرد بررسی تحولات منطقه غرب آسیا روز چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۹ با شرکت کارشناسان ارشد این حوزه در مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی برگزار شد.
۲۶ شهریور ۱۳۹۹

برای مشاهده ویدئو کامل این میزگرد مجازی در آپارات اینجا را کلیک کنید.

پاندومی‌کوید 19 و تاثیر آن بر مناسبات منطقه ای از یک سو و تداوم بحران‌های سوریه، لبنان و عراق همچنین انتقال بحران به شرق مدیترانه و ضعف مفرط حکومت های عربی در قبال تهدیدات محور آمریکایی صهیونیستی که منجر به روند عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی شده است از سوی دیگر، موازنه سازی به ویژه چشم انداز امنیت منطقه ای را در هاله ای از ابهام و پیچیدگی فرو برده است. از این رو مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی با هدف بررسی آخرین تحولات منطقه غرب آسیا و تبیین افق پیش رو نشست وبیناری با مشارکت کارشناسان ارشد این حوزه : آقایان دکتر محمدکاظم سجادپور رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی، دکتر حسن احمدیان عضو هیات علمی دانشگاه تهران، صباح زنگنه سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در سازمان کنفرانس اسلامی، محمد مهتدی کارشناس منطقه غرب آسیا و مجتبی فردوسی پور کارشناس ارشد مطالعات غرب آسیا، روز چهارشنبه 26 شهریور 1399 برگزار نمود. در این نشست سعی بر آن شد تا به سوالات زیر پاسخ داده شود.

 

  • فهم دقیق از تحولات منطقه ای چگونه ممکن است؟
  • سیاست های منطقه ای آمریکا با توجه به انتخابات این کشور در غرب آسیا چگونه خواهد بود؟
  • چشم انداز تحولات فلسطین چگونه است؟ روند عادی سازی با رژیم اسرائیل و طرح این رژیم برای الحاق کرانه باختری و شرق رود اردن روند سازش را به کدام سمت و سو سوق خواهد داد؟
  • شکاف های پس از تحریم قطر در شورای همکاری از یک سو و مرگ سلطان قابوس و عادی سازی روابط با صهیونیست ها از سوی دیگر چه تاثیری بر توازن منطقه ای و امنیت آینده آن خواهد گذاشت؟
  • سرانجام تحولات عراق چگونه خواهد بود؟ پیامد توافق جدید راهبردی عراق و آمریکا پس از سفر الکاظمی‌به این کشور بر سیاست خارجی عراق و خروج نیروهای آمریکایی از این کشور چیست؟
  • تحولات سوریه و لبنان چه سمت و سویی دارد؟ پیامد آن بر حوزه مقاومت و سیاست های جمهوری اسلامی ایران چگونه است؟

متن کامل میزگرد:

جناب آقای فردوسی پور :

بسم‌الله الرحمن الرحیم

هدف از این برنامه، نشست و میزگرد بررسی تحولات منطقه غرب آسیاست. با توجه به وضعیتی که در حالت پان دومی‌کوید19 عارض بر این منطقه شده حائز اهمیت است که بررسی کنیم که تحولات سمت و سویش به چه سویی خواهد بود.

بنده به‌اختصار  دو سه نکته را عرض می‌کنم و بعد بحث را آغاز می‌کنیم همان‌طور که استحضار دارید و محضرتان ارسال‌شده دو تا سؤال را از محضر عزیزان خواهیم داشت که یک سؤال کلی است و یک سؤال اختصاصی . سؤال کلی ما اختصاص دارد به فهم دقیق از تحولات منطقه‌ای و نحوه ارزیابی آن و سپس برای هرکدام از عزیزان یک سؤال اختصاصی قرار داده‌شده تا بدانیم سمت‌وسوی آن تحولات  در رابطه با حوزه اختصاصی هر یک از عزیزان  به کدام سمت‌وسو دارد گرایش پیدا می‌کند.

اعتقاد بنده این است که سرعت تحولات بالاست و عناصر متعددی درواقع در این تحولات می‌تواند دخیل باشد مخصوصاً مقوله بحران کرونا که الان عارض بر منطقه شده و حوزه بین الملل و تمامی تعاملات  وکنش های منطقه ای وبین المللی را تحت تاثیر خودش قرار داده مسائل جدیدی را هم حادث کرده از جمله  آمدن اسرائیل  به حوزه پیرامونی و نزدیک شدن به مرزهای ایران از طریق عادی سازی روند. خب فکر میکنم برای اینکه این تحولات را خیلی سریع  یک مروری گذرا داشته باشیم نسبت به آن چهار عنصر را ذی مدخل می دانم. یکی،  بحث تحولات مربوط به حوزه آمریکا و اسرائیل هست که در خدمت جناب آقای دکتر سجادپور خواهیم بود و از بیانات ایشان استفاده خواهیم کرد که  در واقع نیاز آمریکایی‌ها به تحولات داخلی و همینطور اسرائیل به این سمت و سو گرایش پیدا کرده که بعد از طرح معامله قرن روند عادی سازی روابط  را با رژیم صهیونیستی  در سطح منطقه ای به ویژه با طرف های عربی به عنوان  یک برگ برنده در حوزه دیپلماسی هزینه کنند همچنین در مسائل داخلی به ویژه انتخابات آتی که آمریکا و همینطور رژیم صهیونیستی در پایان دوره نتانیاهو باهاش رو به رو است . عنصر دومی‌که  در این میان حائز اهمیت است و به آن باید بپردازیم مسئله کرونا است قکر میکنم  آن چیزی که روند عادی سازی را سرعت بخشید و  از آن استفاده و بهره برداری کردند مسئله کرونا می‌باشد. در هنگام طرح معامله قرن هنوز کرونا مطرح نبود، خیزش و برآمدن توده‌های اسلامی و عربی امکان پذیر بود اما اکنون در سایه کرونا تحولات را می‌توانند تحت تاثیر قرار دهند  بدون آنکه کنشگری تودهها را به دنبال داشته باشد بنابراین از فضای به وجود آمده در حوزه بحران پان دومی‌کوید 19 کمال  بهره برداری را برای عادی سازی  روابط با طرف صهیونیستی استفاده می‌کنند . عنصر سومی‌که در جهان عرب خیلی دامنگیر شده و داره به آن پرداخته می‌شود، مطالبات نسل سومی‌ها از جهان عرب و اسلام  است که از پس تحولات غرب آسیا  و همینطور شرق مدیترانه  ما به خوبی به این نکته میتونیم پی ببریم. سمت و سویی که امارات و عربستان سعودی ، امارات مخصوصا با مدرن سازی دبی و همینطور ابتکاری که برای 2030 محمد بن سلمان  به عنوان ابتکار اقتصادی یا جهش اقتصادی برای ایجاد شهرک نئوم، در واقع پاسخی است که به مطالبه نسل سومی‌ها در حوزه عربی واسلامی میدهند تحولات را از این سمت و سو با این نیازها پاسخگویی می‌کنند و معتقدند که جهت و فلش این مطالبات نسل سوم از کشورهای جهان عرب و اسلام را با حوزه مدرنیته و با جی فور ها و جی فایوها پاسخ می دهند. در واقع من تعبیر صلح هایتک یا صلح مدرن  به آن دادم یعنی تحت عنوان صلح مصلح یا صلح سرد تا به الان مطرح بوده با رژیم صهیونیستی آن را تبدیل میکنند به صلح مدرن که در واقع به جای مسائل امنیتی و نظامی آنچه را که مطالبات را در برمیگیرد  و سمت و سو میدهد حوزه اقتصادی ، رفاه و معیشت و مسائل هایتک هست که در واقع نسل جدید جهان عرب و اسلام  را با آن درگیر کند.

عنصر چهارمی‌که حائز اهمیت است و بدان باید توجه کنیم بحث ایران است آن چیزی که در روند عادی سازی در حال شکل گیری است در واقع پرونده فلسطین از طریق جداگردن مسئله فلسطین با مسئله عروبت و عربیت ودر واقع قضایای جهان اسلام است که تصمیم دارند که پرونده فلسطین را به زعم باطل خودشان ببندند و آن چیزیکه جایگزین رژیم صهیونیستی شود بعد ایران هراسی است که تا دیروز در حوزه منطقه ای بود الان به عنوان تهدید بین المللی به آن سمت و سو می دهند و ایرانرا به عنوان یک تهدید جهانی برمی‌شمرند. معتقدم آن چیزی که ظرف بیش از نیم قرن  در سطح غرب آسیا از آن به عنوان امنیت انرژی و امنیت اسرائیل نام برده میشد امروزه جای خودش را در واقع به تحولات جدید میدهد دیگر مسئله نفت به عنوان  کالای استراتژیک  در سطح منطقه ای کارکرد خود را تقریبا از دست داده اگر روند عادی سازی را تضمینی برای رژیم صهیونیستی  با محوریت آمریکا و اسرائیل بربشمریم در واقع امنیت اسرائیل نیز اندک اندک به عنوان یک مفهوم صلح مدرن، از یک رویکرد اقتصادی برخوردار خواهد بود و دیگر شاخصه نظامی و امنیتی نخواهد داشت. بنابراین به سمت کارکرد نرم افزاری به جای سخت افزاری سوق پیدا می‌کند و آنچه که حائز اهمیت است این است که این مسئله یعنی تحولات حوزه غرب اسیا دارد انتقال داده می‌شود به شرق مدیترانه وجالب است که ما تا به الان با نزاع اسلامی- اسلامی مواجه بودیم آنچه که  تحت عنوان سازمان دولت اسلامی مطرح بود و شاکله ی نزاع اسلام –یهود یا اسلام-صهیونیست را در واقع پوشاند از نزا ع اسلام- اسلام امروزه با گرایش تحولات به سمت شرق مدیترانه دارند سوق می دهند به سمت نزاع اسلام مسیحیت و کارکرد یهود – مسیحیت در کنار یکدیگر تهدید اسلام را به عنوان تهدید جهانی قلمداد کنند و کشورهای اسلامی را خلع سلاح بکنند و رویه‌هایی که به زعم باطل خودشان عنصر افراط گرایی یا اصول گرایی از آن یاد می‌کنند را دچارتحول بکنند و این کشور ها را به جایگاه خاستگاه غرب یعنی وابستگی سوق دهند چیزی که امروزه در حوزه کشورهای خلیج فارس  دارند هزینه آن را می‌پردازند برای اینکه بتوانند متحد استراتژیکی را به نام اسرائیل در کنار خود داشته باشند تا مسئله فلسطین را فدای یک همچین صلح مدرن به دست بیاورند من وقت عزیزان را گرفتم در بخش اول از صحبت عزیزان خواسته ما این است که هر یک عزیزان در فاصله زمانی هفت دقیقه ای  فهم دقیق ونگاه و رویکرد خود را از تحولات منطقه ای و سمت و سوی آن به عنوان  سوال اول ارائه فرمایند در ابتدای کلام و معذرت خواهی از جناب آقای دکتر سجادپور از ایشان درخواست میکنم سخنان خود را آغاز بفرمایند.

 جناب اقای دکتر سجادپور

خیلی ممنونم از  جناب عالی و به نام خدا نگاه به اصطلاح کلان به منطقه  نشان دهنده حداقل دو بحث اساسی و پایه ای است یک نگاه ساختاری که ما ساختار منطقه را چگونه میبینیم و دو چیزهایی که وضعیت و شرایط کنونی است وضعیت همانطور که تشکیک کردید تقریبا این مسائل است  ولی از نظر ساختاری به نظر من باید یک مقداری با دقت نگاه کرد که اولاً ما منطقه را متاثر از یک تحول ساختاری در چارچوب روابط بین الملل و نظام بین الملل می‌بینیم دوم  نگاه ساختاری به خود منطقه داشته باشیم و سرانجام به تک تک واحدهای سیاسی که در منطقه هستند و کنشگران.

 در بحث اول مهمترین ویژگی ای که در ساختار نظام بین‌المللی وجود دارد، در حال حاضر یک تغییری است که مبتنی است بر دو پایه آن دو پایه یکی به هر حال چالش های هژمونی که ایالات متحده با آن روبروست به عنوان یک قدرت هژمون در دنیا که هم این چالش ها درونی است در ایالات متحده و هم بیرونی است در سطح جهانی  از عدم مقبولیت و مشروعیت گرفته تا مسئله هزینه‌ها و مسئله امکانات و مسئله ده‌ها فاکتور دیگری که خود ترامپ  در دور اول انتخابات راجع به آن بحث کرده است و مهمتر شاید علاوه بر این چالش بر آمدن چین است بر آمدن چین و مسئله روسیه یک تغییر اساسی است  در منطقه این تغییرات نشان می دهد که در وهله اول منطقه خیلی بین المللی است و کسی قصد  ترک اینجا را ندارد ولی ماهیت چگونگی حضور قدرتهای فرامنطقه ای در اینجا محل بحث و گفتگو است ما یک چیزی به نام تداوم و تغییر داریم، یعنی اینکه ببینیم این ایالات متحده تداوم دارد حضورش، ولی در عمل یک سری تغییراتی در حضورش پیدا کرده مسئله روسیه و منطقه بسیار جدی است روسیه شاید مهمترین قدرت منطقه‌ای موثر بوده که سابقه اش به این سبک نبوده است که در حال حاضر هست.

همینطور قدرت های دیگر ما در این زمینه باید نگاه ساختاری داشته باشیم و این نگاه ساختاری به  ارتباط منطقه و جهان بر می‌گردد و اما نگاه دوم ساختاری کوتاه بگویم منطقه را اگر نگاه کنید ما از نظر ساختاری با شکستگی دنیای عرب روبرو هستیم. دنیای عرب شاید هیچ گاه در این ضعفی که در حال حاضر است نبوده نه بازیگری جدی و اساسی دارد نه نظم عربی برقرار است اگر نظمی وجود داشت که قبلاً صحبتش را می‌کردم و یک تشتت بین اعراب و بین بازیگران عرب در درون و در تک تک واحدها مشاهده می‌کنیم و بدون هر بحث جنبه حاشیه ای بازیگران غیر عرب در غرب آسیا و خاورمیانه نقش بیشتری پیدا کردند و نگاه کنید به ترکیه و نگاه کنید به اثرگذاری  ایران این یک بحث ساختاری و به نظرم قابل توجه و جدی است که دلایل مختلف دارد اما نکته سوم ساختاری چه چیزی در تک تک واحد ها عوض شده منظور بازیگران است همه دچار یکسری تحولات ساختاری نسلی هستند تحولات ساختاری اقتصادی هستند و عدم حل مسائل جدی که در این منطقه بوده است من جمله مسائل فلسطینیان که جناب عالی اشاره فرمودید به نظر من این مجموعه نشان می‌دهد که ما با عدم تعادل روبه‌رو هستیم در منطقه از نظر ساختاری عدم تعادل از بعد بین المللی عدم تعادل در سطح منطقه ای و عدم تعادل در واحدها حالا این نگاه ساختاری که جای  بحث بیشتری دارد یک وضعیت خاص سوار شده است حالا آن وضعیت خاص چیست وضعیت ترامپ است به نظر من و انتخابات ایالات متحده است اتحادی است که بین ترامپ و نتانیاهو برقرار شده است و اجازه بدهید این جا بگویم فامیلی شدن مسئله سیاست خاورمیانه آمریکا  در تاریخ امریکا این سبک سابقه ندارد که داماد رئیس جمهور عمده‌ترین بازیگر در این مسئله باشد و داستان پیوندهای این آن با کشورهایی همانند امارات و عربستان به نظرم این یک وضعیت خاص است که نتیجه‌اش چه هست یعنی از چه زاویه ای باید نگاه کرد و آن فقط از زاویه انتخابات است دوباره بلند شدن ترامپ که هر کاری که صورت می دهد امریکا برای آن قضیه است قضیه انتخابات است و با دستور کار مشخص و معین ای که دارند و به نظر من با این خوانش وضعیت و همینطور برقرار بودن چالش‌ها کدام چالش های منطقه حل شد در مسائل ساختاری همه سر جایش هست بلکه شکاف‌ها جدی تر هم شده است  با این توصیف اجازه دهید که من بحثم را تمام کنم  که علاوه بر مباحث انتخابات آمریکا مسائل خانوادگی تیمی و این مسائل دو تحول در داخل رژیم صهیونیستی و ایالات متحده رخ داده جامعه آمریکا هیچ وقت انقدر دوقطبی نبوده مسئله خاورمیانه برایش مطرح نیست منتها بعد مذهبی که مخصوصا برای نومحافظه‌کاران  مطرح شده است اضافه می‌کند بر این مسئله خاورمیانه، رژیم صهیونیستی نیز با چالش‌های بسیاری مواجه شده است من جمله خود نتانیاهو ولی من می خواهم بحث را تمام کنم با سومین بحثی که می‌خواهم عرض کنم، و آن این است که علاوه بر نگاه ساختاری علاوه بر وضعیت ما نحوه خوانش مان از منطقه قابل توجه به است، یعنی ساختاری از منطقه قابل توجه قابل توجه است که یک خوانش استراتژیک دارد  و خوانش اقتصادی یک خوانش روانی داریم در خوانش استراتژیک به نظر من ایران وضعیت برتر در منطقه دارد در مسائل خوانش اقتصادی و  توسعه ای کل منطقه دچار چالش است ولی آنچه که مهم است خوانش روانی است  تلاش خیلی زیادی می‌شود که مثلاً بگویند با صحبت هایی که دیروز در کاخ سفید بود (ارتباط بین بحرین و رژیم صهیونیستی منطقه عوض شد، کجا عوض شد این تزریق یک برداشت روانی  برای این که نشان دهند در موقعیت برتری هستند که این باز یک مصارف داخلی دارد در کل اگر جمع بندی و تمام کنم ساختار منطقه مسائل گذشته اش را به دوش می‌کشد وضعیت خیلی پیوند خورده با انتخابات آمریکا و مسئله آخر اینکه باید دقت کرد از این خوانش ها و روایت های روانی ، ماهیت خوانش استراتژیک فراموش نشود تشکر میکنم.

جناب آقای فردوسی‌پور

سپاسگزارم از جناب آقای دکتر سجاد پور ممنون رویکرد ساختاری به ارتباط منطقه‌ای و جهان و شکستگی در جهان عرب تحولات ساختاری و خوانش های متعددی که در سطح منطقه‌ای را بیان فرمودند اجازه بفرمایید دعوت کنم از جناب آقای صباح زنگنه که به این سوال حائز اهمیت پاسخ دهند با توجه به اینکه جناب آقای دکتر سجادپور با رویکردی کلی تحولات بین‌المللی و منطقه‌ای را در واقع بحث مقارنه ای داشتند جنابعالی یک مقداری تخصصی تر آن بحث شکستگی در جهان عرب و تحولات منطقه‌ای را تشریح بفرمایید سپاسگزارم

 جناب آقای دکتر صباح زنگنه

 سلام  عرض می‌کنم  خدمت دکتر سجادپور و همه دوستان و همکاران عزیز همانطور که اشاره شد  ما با یک سری تحولاتی روبرو هستیم منتها چون  تحولات یا فشارهای روانی یا به عبارتی دیگری از این تحولات غلبه دارد و تلاش می‌شود مشکلاتی که جهان و کشورهای منطقه و خود امریکا با آن روبه‌رو است توسط این روایتگری مکتوم بگذارد و یک تفوقی  سعی می‌کند از خود نشان دهد اما واقعیت ها چیز دیگری است ما در منطقه خلیج فارس شاهد تحولات جدی هستیم قطر همچنان محاصره است با وجود آنکه آمریکا تلاش های زیادی را برای برگرداندن قطر به شورای همکاری خلیج فارس کرده اما تا این لحظه هیچ نتیجه ای نگرفته است. فوت سلطان قابوس البته مشکل تحول نسل ها را جدی تر می‌کند این تحول  امکان دارد در عربستان نیز بیفتد و در کویت نیز اتفاق بیفتد اما تحول نسلی که در امارات به وقوع پیوست نشان داد که می‌تواند به ایجاد مشکلات و بحران‌های جدیدی منجر  بشود که باید مراقب این تحولات نسلی بود با حضور رژیم صهیونیستی و توافق با امارات و بعدش توافق با بحرین در حقیقت یک تلاشی در جهت همان روایتگری جدیدی است که آمریکا به دنبال آن بود. این روایتگری به نفع دو بحرانی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی با آن مواجه هستند با تصور آن که این نوع ملاقات ها را در کاخ سفید در واشنگتن برگزار کنند این پیام را به جامعه امریکا خواهند داد و به جامعه صهیونیستی خواهند داد که این دو رهبر می‌توانند به کارشان ادامه دهند و به انتخابات دور چهارم کنست اسرائیل یک وزن‌های به نفع نتانیاهو اضافه کنند و در انتخابات آتی امریکا آقای ترامپ سهم بیشتری می‌تواند ببرد اما در کنار این روایتگری بحث دسترسی رژیم‌صهیونیستی به بازارهای منطقه است بازارهای عربستان بازارهای امارات و کویت و سایر کشورهاست این دسترسی یک سری امکاناتی به رژیم صهیونیستی می‌دهد و برای رژیم جمهوری اسلامی  ایران یکسری محدودیت هایی را ایجاد می‌کند که همین جا باید عرض کنم ایران باید به فکر تنظیم جایگزین‌های دیگری برای تجارت خود با منطقه و با جهان از کانال خود منطقه باشد  رژیم صهیونیستی در حقیقت با ورودش به اقتصاد منطقه‌ای، منطقه را از مبادلات بازرگانی سطح بالای ایران با این کشورها را محروم خواهد کرد بنابراین یک امتیازی به دست می‌آورد اما یک امتیاز بزرگ تری را از منطقه خواهد گرفت البته حضور امنیتی علنی رژیم صهیونیستی در منطقه فشارهایی را بر جمهوری اسلامی ایران و نیروهای ایرانی اعم از بازرگانان یا ایرانی الاصل هایی که در این منطقه ساکن هستند فشار بر آنها نیز حاکم خواهدکرد اما به نظر  می آید در بحث کرونا منطقه همچنان با مشکل مواجه است و منطقه نتوانسته به یک ساختار همکاری و همبستگی منطقه‌ای نسبت به این بحران کرونا فائق بیاید به نظرم می آید عربستان دچار مشکل هم خواهد شد چرا که عربستان با دو سوال جدی روبرو خواهد بود یک میراث پادشاهان قبلی عربستان نسبت به رژیم صهیونیستی آیا آن میراث را کنار خواهد گذاشت و چگونه می‌تواند ارتباط تاریخی خود را حفظ بکند  و ثانیاً  خادم الحرمین شریفین بودنش با ورود صهیونیستی به منطقه و شبه جزیره  احیاناً در آخر کار به خود عربستان این موقعیت سوق الجیشی رهبری جهان اسلام را هم از دست خواهد داد و نگران این موضوع هم خواهد بود و  به احتمال زیاد آخرین کشوری خواهد بود که بتواند به این توافق منجر شود. ما عراق را داریم عراق به طور کلی نسبت به منطقه جدا شده بود اما آمریکا دارد تلاش می‌کند عراق را به یک ائتلاف های جدید منطقه ای عربی وارد کند ملاحظه کردیم که بعد از سفر آقای کاظمی‌به آمریکا بلافاصله وقتی برگشت طی سفری به اردن به دنبال تشکیل ائتلاف عراق اردن و مصر افتاد این سفرها تلاش‌هایی است که دارد انجام می‌گیرد تا بین عراق و عربستان ائتلافی ایجاد شود و یا لااقل همکاری‌هایی شروع بکنند البته هر  کدام از این‌ها با مشکلاتی روبرو هستند سفر آقای کاظمی‌به امریکا که عمدتاً به دنبال خرید تسلیحات بوده و ایجاد توافقی بر کاهش نیرو ها یا جابجایی نیروهای امریکا در عراق چه وعده‌هایی که در سوریه داده شد اما اطمینانی بر آن حاصل نیست عراق به جای همکاری با چین به سمت امریکا اجباراً سوق داده می‌شود و وعده‌های آقای کاظمی‌به امریکا بر سر باز کردن همه بازارهای انرژی و نفت و اقتصاد و صنعت خودش به سوی شرکت‌های امریکایی عملاً چین را کنار خواهد گذاشت و یا به حداقل پروژه‌ها قناعت خواهد کرد و این یک تحول جدی است منتها با اعتراف هایی که صورت گرفته گرایش به سمت آمریکا همکاری منطقه‌ای عربی با عراق در انرژی و حمل و نقل همچنان دچار مشکلات تاریخی و ساختاری هست که بعید به نظر می آید توافقی بتوانند حاصل کنند اعم از انتقال انرژی برق به عراق یا برقراری ارتباط حمل و نقلی بین این کشورها هنوز مشکل عراق با کویت بر سر  خور زبیر و بندر بزرگ فاو برقرار است ملاقاتی که نماینده سازمان ملل با آیت الله سیستانی انجام دادند یک وزنه ای بود به نظر می آید با ۷۰ درصد به نفع سیاست‌های آقای کاظمی در آمده از این سیاست ها آیت‌الله سیستانی عملاً حمایت کردند و بر برگزاری انتخابات زودهنگام تاکید کردند انتخابات زودهنگام به این معنی خواهد بود که احزاب سنتی عراق از سهم کمتری در انتخابات آینده برخوردار خواهند بود و ترکیب فعلی پارلمان عوض خواهد شد این یک نگرانی جدی برای جمهوری اسلامی ایران هم می‌تواند ایجاد کند علی الحال حملات موشکی نیروهای مقاومتی عراق نگرانی‌هایی را برای امریکا ایجاد کرده و تقریبا روزی نیست که شاهد یک انفجار جاده‌ای برای کاروان‌های امریکایی‌ها نباشیم یاحمله به پایگاه‌ها و نیروهای امریکایی در مناطق مختلف عراق این وضعیت کنترل آقای کاظمی‌بر عراق را با چالش جدی مواجه خواهد کرد و تعادلی را که آمریکا به دنبال آن هست را که در عراق برقرار بکند همچنان شکننده خواهد بود و به نظر می آید ما شاهد روزهای سختی در امنیت و ثبات عراق خواهیم بود تعطیل شدن عملی ورود زائران غیر ایرانی در مراسم اربعین خود یک پدیده جدیدی است گرچه در عراق در ایام تاسوعا و عاشورا شاهد بودیم که جمعیت های عظیمی وارد شدند که هیچ گونه گزارش منفی درباره فشار کرونا یا تشدید کرونا شاهد نبودیم همین قضیه می‌تواند درباره اربعین نیز صادق باشد اما با اجازه ندادن به ورود زائران خارجی عملاً صحنه حضور ایرانی‌ها را متوقف خواهند کرد و از حضور ایرانی‌ها این مناطق خالی خواهد بود متشکرم.

جناب آقای فردوسی پور؛

 سپاسگزارم جناب آقای صباح زنگنه. جناب آقای مهتدی جناب آقای صباح زنگنه فرمودند که  در واقع گرچه یک  شویی در کاخ سفید صورت گرفته اما هنوز کشورهای حوزه خلیج فارس که روند عادی سازی را پی گرفتند با رسیدن به آن اهدافی که  در فرایند روابط عادی سازی با رژیم صهیونیستی دنبال می‌کنند فاصله زیادی دارند و دچار چالش خواهند شد چه تنش های سطح جامعه و چه چالش‌های حاکمیتی مخصوصاً حوزه ایدئولوژیک در عربستان سعودی به این سادگی نخواهد گذاشت که این کشورها در کنار اسرائیل پیمان استراتژیک تشکیل دهند و آن چیزی که برای ما در فهم  تحولات منطقه‌ای شاید حائز اهمیت باشد. از جنابعالی می خواهیم بحث توده‌های عرب، بحث ملت های عرب و اسلامی و به ویژه تحولات غرب آسیا از زاویه تحولات منطقه شامات و شمال آفریقا را توضیح دهید. خواهش می‌کنم که بیانات خود را آغاز بفرمایید.

 جناب آقای  مهتدی

   سلام عرض می‌کنم خدمت همه دوستان و سروران اگر اجازه بفرمایید در این قسمت من یک اشاره‌هایی داشته باشم به معادلات جهانی مطلبی که جناب آقای دکتر سجاد پور شروع کردند و به خوبی در آن باره صحبت کردند چون تحولات منطقه طبیعتاً تاثیرپذیری دارد از تحولات جهانی و بین المللی من تصور می‌کنم بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی آمریکا رفت دنبال نظم نوین جهانی تک قطبی در حال حاضر این تلاش برای تک قطبی بودن شکست خورد و قدرت های جهانی مثل چین و روسیه و حتی قدرت های دست دوم مثل هند و برزیل این‌ها خواستار نقش هستند بنابراین مادر یک حالت سیال به سر می‌بریم از نظر نظم جهانی اما در مورد منطقه در نتیجه، اولا امریکا مرکز ثقل خود را از خاورمیانه برده به شرق پاسفیک چون بزرگترین چالش در برابر امریکا جنگ اقتصادی با چین است و اگر چین بتواند این برنامه احیای راه ابریشم از طریق خشکی و دریا و سواحل مدیترانه به سرانجام برساند در واقع تمام بازارهای اروپا و این منطقه را به دست خواهد گرفت و این ضربه سختی از نظر اقتصادی به آمریکا خواهد بود بنابراین امریکا در وهله اول از منطقه دارد عقب نشینی می‌کند نیروهای خود را خارج میکند از افغانستان خارج شده بعد از مذاکراتی که با طالبان داشتند در عراق همچنین آقای زنگنه اشاره کردند حملات مقاومت دارد نیروها را کاهش یا خارج می‌کند و هم چنین در سوریه بنابراین آنچه که به نظر می‌آید این هست که خلائی که در منطقه ایجاد می‌شود طبیعتاً قدرت هایی سعی می‌کنند خلأ را در این منطقه پر کنند و نقش داشته باشند این قدرت ها عبارتند از ایران ترکیه و بعضی از کشورهای عربی، مسئله سوم مسئله امنیت استراتژیک  رژیم صهیونیستی است خب این برای اولین بار یک نوع بازدارندگی  در مقابل رژیم صهیونیستی ایجاد شده در کل منطقه در لبنان در سوریه در ایران، آمریکایی‌ها نمی‌توانند از طریق جنگ  سخت این معادله را برگردانند و تجربه کردند. یعنی در سال ۲۰۰۶ جنگ ۳۳ روزه ثابت کرد که امکان از بین بردن این معامله از طریق نظامی را ندارد بنابراین آمریکا دارد در واقع در منطقه نسل چهارم یا پنجم جنگ ها را تجربه می‌کند چه اصولی که در این جنگ های نوین وجود دارد یکی فشار اقتصادی و تحریم است که الان هم علیه لبنان و هم علیه سوریه و هم علیه یمن و علیه جمهوری اسلامی ایران دارد اعمال می‌شود دوم استفاده از امکانات نرم افزاری در شبکه اجتماعی روی فضای مجازی برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی این کشور ها و در این زمینه دارد به شدت فعالیت می‌کند و طبیعتاً دست بالایی هم دارد چون کشورهای مقاومت این امکانات تکنولوژیک را برای مقابله ندارند تا الان آنچه را که ایجاد کردند در واقع معادله قدرت سخت نظامی و موشکی بوده در مقابل رژیم صهیونیستی و ما در این زمینه جنگ نرم هیچکدام امکانات لازم را فراهم نکردند این وضعیتی است که الان ما در منطقه شاهد هستیم اما آنچه  که دارد به عنوان عادی سازی یا صلح بین رژیم صهیونیستی با بعضی از کشورهای عربی در خلیج فارس رخ می دهد. مسئله ای است که همه را درگیر کرده من شخصاً تصور می‌کنم که با توجه به فیلم هایی که ما دیشب دیدیم از شبکه‌ها پخش شد امضای صلح در واشنگتن با حضور آقای ترامپ و نتانیاهو و وزرای خارجه امارات و بحرین به نظر آمد که یک هدف مهم نمایشی و تبلیغاتی است و آقای ترامپ چون در کارزار انتخاباتی خودش در زمینه سیاست خارجی هیچ دستاوردی ندارد می‌خواهد یک چنین دستاوردی را ایجاد بکند و این را در کارزار انتخاباتی خودش مصرف کند گرچه افکار عمومی آمریکا زیاد به سیاست خارجی توجه ندارند و بیشتر مسئله رفاه  داخلی و مسئله مقابله با کرونا و مسئله بیکاری این‌هاست که دولت ترامپ نتوانسته در این زمینه‌ها دستاورد خوبی داشته باشد بنابراین این اقدام صرفاً یک اقدام نمایشی است و به نظر من فوایدی هم دارد چون بالاخره در این شرایط منطقه ای خوب هست که دوست و دشمن کاملاً متمایز بشوند مسئله اصلی منطقه و جهان اسلام فلسطین است و خوب بایستی مشخص شود که چه کسانی در اردوگاه صهیونیستی هستند و چه کسانی در اردوگاه مقاومت هستند ولی به نظر بنده این کشورها

 مثل امارات و بحرین این‌ها دارند دست به یک انتحار استراتژیک می زنند چون ملت‌های منطقه و افکار عمومی چنان مخالف عادی سازی هستن که وضعیت مردم در اردن و مصر  کاملاً نشان می دهد که ملت ها وضعیت عادی سازی را نمی‌پذیرند و این اقدامات بیش از پیش مشروعیت این رژیم  ها را زیر سوال می‌برد و تضعیف می‌کند بنابراین  این روند احتمالاً یک فوایدی درباره مسئله فلسطین خواهد داشت ضد افکار عمومی جهان و عرب و جهان اسلام متحد می‌شوند در دفاع از فلسطین و مخالفت با صلح با رژیم صهیونیستی، ما الان شاهد وجود یک وحدتی بین خود سازمان‌های فلسطینی هستیم ارتباطی که بین تشکیلات خودگردان و سازمان فتح و از یک سو سازمان‌های مقاومت در نوار غزه گرفته میشه این یک خبر نوید بخش خوبی است در زمینه وحدت مواضع بین خود ملت فلسطین بنده در این زمینه به همین مقدار اکتفا می‌کنم و در مورد مسئله لبنان و سوریه شاید در قسمت بعد اگر فرصت شد باز عرایضی داشته باشم خیلی ممنون و متشکرم.

جناب آقای فردوسی پور؛

 متشکرم از شما جناب آقای مهتدی، جناب آقای احمدی جنابعالی از تحولات منطقه ای چه برداشتی دارید؟آیا ما دچار تغییرات ژئوپلیتیک در منطقه شده ایم اگر پاسخ مثبت است این تغییرات ژئوپلیتیک در حقیقت پاسخی است به اقدامات و کنشگری که ایران دارد؟ بر آمدن ایران در سطح واکنش رقبا را سبب شده است؟ ما در مقابل آینده موازنه سازی در منطقه آیا نیاز به ائتلاف و یا اتحاد هایی جدیدی داریم؟ گرایش به همکاری با پاکستان، ترکیه و همچنین مالزی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ چگونه می‌توان این موازنه سازی را متعادل کنیم؟ یا اساسا معتقد به تغییر  ژئوپلتیک نیستید؟ اگر معتقدید رویکرد ایران را نسبت به این تغییر ژئوپلتیک چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 جناب آقای احمدیان

طبعاً این تغییر، تغییر قابل توجهی است در سطح منطقه‌ای با فرمایش جناب آقای دکتر سجاد پور من کاملا موافقم. در سطح استراتژیک من فکر می‌کنم که چهار دهه گذشته وضعیت ایران اینقدر خوب نبوده و خوانش های متفاوت و شک و تردیدهایی در این زمینه ایجاد بکند و همه در راستای اینکه این وضعیت استراتژیک ارتقا یافته ایران را تضعیف کند تحولی که دیروز افتاد هم جزئی از این وضعیت است. اجازه دهید من یه مثلثی از تحولات رو در ذهن دارم که در حاشیه فرمایش بزرگواران عرض می‌کنم و بر مبنای آن جواب سوالات حضرتعالی را می‌دهم ضلع اول خود آمریکاست آقای دکتر نکات مهمی را در سیاست های امریکا فرمودند من فکر می‌کنم تغییرات بنیادین در سیاست های امریکا در منطقه به وجود آمده فهم من این است ثبات منطقه ای امنیتی اسرائیل و آزادی خروج انرژی از منطقه دیگر  اولویت های اصلی امریکا نیست آمریکا نفت خود را  تامین می‌کند هرچند سلطه بر این نفت برای امریکا مهم است آمریکا برای امنیت اسرائیل آنقدر خود را ملزم می‌داند و اینکه اسرائیل را در جایگاهی می‌داند که خودش می‌تواند امنیت خود را ایجاد کند و حتی برنامه‌های آمریکایی را پیش ببرد مثلاً سیاست امریکا در سوریه تا حد زیادی واگزار شده است به اسرائیل که پیش برده شود و تصورم این است آمریکا دیگر ثبات منطقه را نمی‌خواهد و ثبات منطقه هیچ سودی برای آمریکا ندارد و به هم ریختن منطقه منافع اقتصادی قابل توجه بسیاری برای آمریکا دارد من فکر می‌کنم سیاست جدید دو مبنای اساسی دارد یکی منافع اقتصادی و مالی فروش و بازار تسلیحات و در واقع بازار مصرفی منطقه ای برای آمریکا مهم است این واقعاً در بالاترین شکل خودش در  گفتمان  و رفتار آقای ترامپ بروز کرده است مبنای دیگر رقابت جهانی خاورمیانه اهمیتش برای امریکا در رقابت با اولویت های دیگر در راس آنها چین است و این یک چیز  مهم و دولت‌های بعدی نیز همین سیاست را در پیش خواهند گرفت کما این که دولت اوباما هم در واقع مسائل منطقه را در راستای تنش با چین می دید بنابراین تسلط بر بازار انرژی از این منظر بسیار مهم است بعد دیگر را که دکتر سجادپور فرمودند بعد شخصیت خود ترامپ است که هر چیزی را که به نفع ترامپ باشد احتمالاً در پیش گرفته خواهد شد و این خیلی مهم است و این یک ضلع تحول است. لذا سیاست آمریکا در منطقه خیلی تغییر کرده است و باید مقایسه کنیم با یک دهه تا دو دهه پیش کاملاً اصول و مبانی متحول شده است. آمریکا دیگر دنبال ثبات نیست دنبال تامین امنیت اسرائیل نیست دنبال تامین امنیت انرژی نیست و بی ثباتی به نفع آمریکاست ضلع دیگر دولت‌های منطقه اند.

مدل دیگر دولت‌های منطقه اند ببینید رقبای ایران یا دشمنان ایران این بحث در ادبیات نظری روال است که دولت های کوچک سعی می‌کنند در فضای بین‌المللی شده نقش بین‌المللی یا منطقه‌ای ایفا کنند و این یک چالش جدی در منطقه ماست در کشورهایی مثل قطر، امارات و بحرین سعی می‌کنند یک نقشی در منطقه بازی کنند و این راه‌های مختلفی دارد که مهمترین راه آن پیروی کردن از قدرت های بزرگ است خودشان را در راستای اولویت قدرت‌های بزرگ در منطقه قرار دهند یعنی اتفاقی است که فکر می‌کنم درباره ی امارات و بحرین اتفاق افتاده درباره عربستان ممکن است اتفاق بیفتد البته عربستان شاید متفاوت با آن‌هاست. کشورهای کوچک منطقه احتمالا این اتفاق خواهد افتاد به عبارت دیگر اینها یک نقش نیابتی در راستای منافع قدرت های بزرگ در منطقه پیدا کنند وگرنه امارات، بحرین و کشورهای دیگر خلیج فارس به تجربه می‌دانند که جمهوری اسلامی ایران تهدیدی علیه امنیت و رژیم نظام آنها نیست اگر بوده دوره ای بوده است که الان دیگر آن وضعیت نیست فلذا این تصور این نیست که نخبگان حاکم در آن کشور ها داشته باشند لذا ما با یک دولت های کوچکی مواجه هستیم که می خواهند یک نقش منطقه ای بازی کنند و این  با ضلع اول هم ساز شده است. یعنی آمریکایی که متحول شده و می‌خواهد از اینها استفاده کند و اینها هم از نقش آمریکا می خواهند در منطقه استفاده کنند و نقشی ایفا کنند و این  نتیجه اش عادی سازی با اسرائیل بوده و نتیجه‌اش همراهی با فشارها علیه جمهوری اسلامی ایران بوده و مسائل دیگر بوده است ضلع سوم تحول که خیلی مهم است و به ما مستقیم ارتباط دارد این است که واکنش طرف هدف چیست مثلاً درباره‌ی امارات عرض کنم چقدر رفتار ستیزه جویانه و دشمنی امارات در سطح گفتمان و عملی با ایران و متحدینش در منطقه در سه سال گذشته هزینه داشته من فکر می‌کنم تقریبا حجم دشمنی  امارات با ایران خیلی بیشتر بود فلذا این موازنه برقرار نشده لذا من فکر می‌کنم یکی از  مسائل جدیدی که ایجاد شده این تصور درست یا غلط است که برای ارتباط با ایران هزینه ایجاد کنند این در آمریکا وجود دارد الان امریکا فکر میکند می‌تواند  از برجام خارج شود برگردد و هیچ هزینه ای ندهد امارات نیز فکر می‌کند می‌تواند همراهی کند با اسرائیل و با امریکا همراهی کند و بعداً با ایرانی‌ها گفتگو می‌کند و هزینه پرداخت نخواهد کرد این تصور تصور بسیار خطرناکی است برای امنیت ملی برای متحدان ایران که من فکر می‌کنم یکی از مهمترین اولویت‌های ما برای تغییر این ذهنیت و محاسبه باشد و این  سه ضلع در همراهی با هم حاصل ارتقای این سه ضلع من فکر می‌کنم یک تشدید تنش علیه ایران و متحدان منطقه‌ای آن بوده منافع شخصی ترامپ در این چارچوب تعریف شده چند ماه پیش قبل از ترور سردار سلیمانی دستوری که من در نیویورک تایمز یا خبرگزاری‌های دیگر خواندم کاخ سفید به پنتاگون دستور می دهد که فشار علیع ایران تشدید شود تا طرح صلح معامله قرن پیش رود این معنیش آن است که پرونده‌ها کاملاً به هم گره خورده و به نگاه آمریکایی هم گره خورده فلذا به رغم تغییرات برای آن که منافع شخصی خانوادگی فشار بر  ایران در این چارچوب تعریف می‌شود بنابراین اعتراضات عراق شروع می‌شود اعتراضات لبنان شروع می‌شود ترور شهید سلیمانی و تحولاتی دیگر حملات اسرائیل در سوریه و عراق تشدید می‌شود. من فکر می‌کنم یک کمپین است. کمپینی  برای ایجاد هزینه برای ایران و محور مقاومت و فشار آوردن بر آن‌ها و در واقع متحول کردن موازنه منطقه ای و پیشبرد هدف شخصی و در راستای آن هدف ساختاری اسرائیل و در واقع آن جریان حامی اسرائیل در آمریکا و همین طور در منطقه لذا من فکر می‌کنم اینها خیلی به هم مرتبط است البته اوضاع منطقه ای بر خلاف خواسته امریکا  کاملاً علیه ایران متحول شد من فکر می‌کنم همچنان ایران دست برتر را در سطح  ژئوپلتیک منطقه و تحولات منطقه‌ای دارد امکان پیشبرد طرح بزرگی در منطقه بدون همراهی ایران وجود ندارد ایران می‌تواند تغییر ایجاد کند و این خب خیلی مهم است ببینید مثلا نخست وزیر کاظمی فشارها را علیه ایران کاهش داد تجدید نکرد و ما با نخست وزیری مواجهیم که نمی‌تواند وضعیت عراق را کنترل کند و عراق همچنان ناامن است و ایران متهم آن وضعیت نیست خود دولتی است که دولت امریکایی است به اصطلاح ما نمی‌توانیم بگوییم ولی واقعیت این است که ایران متهم این وضعیت در عراق نیست در لبنان نیز فشارها  و تحولات متمرکز بر حزب الله لبنان نیست در سوریه بمباران‌ها ادامه داشت ولی موازنه تغییر نکرد و موازنه همچنان برقرار است سوریه نیازمند بازسازی است و بازسازی یک مسئله بین المللی مربوط به امنیت اروپاست و مربوط به امنیت  مناطق همجوار شامات است و لذا مسئله فقط ایران نیست و این درسته گفتمانی همیشه مطرح می‌شود که ایران می‌تواند آن را بازسازی کند این مسئله ایران نیست ایران حمایت کرد و نظام پابرجا ماند حالا عادی سازی مطرح می‌شود. یکی دو نکته در حاشیه عرض می‌کنم من فکر می‌کنم عادی سازی ضرورتاً  به ضرر ایران و محور مقاومت نبوده است و نخواهد بود هر چند چالش‌هایی ایجاد می‌کند در رابطه با ایران و برخی از کشورهای عربی و معمولاً تجربه تاریخی نشان می‌دهد که عادی سازی از معادله حذف می‌شود به عنوان مثال برای مصر و اردن اتفاق افتاد و برای امارات که خیلی ربط مستقیمی‌به این معامله ندارد و مسئله برای آمریکا و اسرائیل تمام شده است اسرائیل احتمالاً منافع اقتصادی را دنبال خواهد کرد ولی در سطح استراتژیک این دو کشور دیگر اهمیتی ندارند نه برای طرف مقاومت و نه برای طرف مقابل جبهه‌ای است که خودشان انتخاب کرده‌اند و خارج شده‌اند عملاً از معامله، این یک تجربه تاریخی است که فکر می‌کنم در آینده نیز دوباره اثبات خواهد شد لذا تغییر استراتژیک در سطح کلان ایجاد نمی‌کند ژئوپلیتیک منطقه را یک مقدار حالت تعادل آن را  افزایش میدهد ولی اصلاً موازنه را به هم نمی زند تصور من این است و لذا در سطح استراتژیک دست برتر ایران حفظ خواهد شد من در مورد راهکارها چند نکته عرض می‌کنم من فکر می‌کنم که خیلی مهم است که اولاً هزینه ساز کردن  صف بندی‌ها علیه ایران را یک اولویت اساسی بدانیم برای ایران چونکه کشورهای منطقه مشخصاً قدرت‌های کوچک که می خواهند نقش منطقه‌ای ایفا کنند احساس می‌کنند که می‌توانند هزینه وارد کنند علیه آن  صف بندی ولی هزینه ای متحمل نشود این تصویر تصویر خطرناکیست فلذا اولویتی اساسی است که یک کار گروهی صورت بگیرد در قالب های مختلف نظریه بازی‌ها و یا هر چیز دیگری می‌تواند بالا بردن تنش کنترل شده در سناریوهای مختلف را طراحی کند و اینها در واقع مورد توجه نهادهای تصمیم‌ساز می‌باشد. در واقع در سطح استراتژیک کشور قرار بگیرد من فکر می‌کنم این یک اولویت اساسی است نکته دوم عادی سازی یک سری فرصت های ایجاد کرده به خصوص در رابطه با ایران و در رابطه با ترکیه و قطر و محور اخوانی منطقه ببینید دیروز یک مقاله ی آقای فیلمن آن در نیویورک تایمز چاپ کرده  و می‌گفتند. دو اولویت اصلی ایجاد شده این وضعیت در رابطه با اسرائیل یکی تضعیف ایران است و دوم تضعیف محور قطر ترکیه این تهدیدی است که علیه ایران ترکیه و قطر هست قطر جایگاهش نسبتاً مهم  نیست  ولی به هر حال یکی از اعضای شورای همکاری است ولی فکر می‌کنم اهمیتش در فضای جدید بیشتر خواهد شد لذا من فکر می‌کنم تحرک جدی برای ائتلاف سازی با این کشورها و افزایش همکاری‌ها در مسئله فلسطین و برای آن در سطح منطقه‌ای که یک مسئله جدی و فرصتی است که باید نهایت استفاده را از آن برد اگر احتمالاً جلسه ای و بیانیه ای در مخالفت در سطح اسلامی عربی در مخالفت  با شرایط ایجاد شده شود مناسب است این موضوع می‌تواند در همراهی با ترکیه و احتمالاً با قطر تمرکز داشته باشد ولی کشورهای دیگر مالزی که فرمودید و کشورهای دیگری که مایلند در این سطح همکاری کنند در سطح بین المللی هم تلاش برای موازنه سازی در مقابل نقش یکجانبه و حمایت اسرائیلی ترامپ خیلی مهم است نمیدانم پتانسیل این چقدر باشد ولی من فکر می‌کنم تلاش در این راستا خیلی به سیاست منطقه‌ای ایران کمک می‌کند گسترش ارتباط با خودگردانی فلسطین به خصوص حماس خوب بوده ولی درباره حکومت خودگردان من فکر می‌کنم این یک مسئله جدی است سیگنال های جدی می فرستد و فشارهای وارد شده بر حکومت خودگردان و محور مقاومت را در سطح روانی تا حدی کنترل می‌کند.

جناب آقای فردوسی پور

 سپاسگزارم جناب آقای دکتر احمدیان استفاده کردیم بخش اول گفتگوی مان را تمام کرده و حالا وارد بخش دوم می‌شویم و سوال های اختصاصی را خدمت بزرگواران عرض می‌کنیم جناب آقای دکتر سجاد پور همان‌طور که حضرتعالی فرمودید و اشاره‌ای به خوانش استراتژیک بر اساس برآمدن ایران در سطح  منطقه‌ای فرمودید اکثریت قریب به اتفاق مهمانان عزیز برنامه هم اشاره داشتند به سیاست های امریکا در سطح منطقه که سیاست های واکنشی است نه کنشگری فعال اگر این را بپذیریم حضرتعالی درباره سیاست‌های آینده امریکا در حوزه غرب آسیا با توجه به فرایند انتخابات در این کشور بفرمایید که این وضعیت، حفظ وضع موجود خواهد شد یا تغییر می‌کند و بر اساس هر دو حالت چه سیاستی را آمریکایی‌ها در قبال منطقه اتخاذ خواهد کرد؟

جناب آقای دکتر سجادپور

اولین سیاست امریکا تداوم و تغییر به صورت توأمان خواهد بود یعنی بخشی از سیاست امریکا ادامه خواهد کرد و بخشی تغییر خواهد کرد آنچه که تداوم پیدا خواهد کرد نگاه استراتژیک به منطقه است و یا حداقل اینکه منطقه بخشی از چهارچوب کلان جهانی امریکاست به علاوه در امریکا نهادهایی هستند که زندگی منفعت گرایان شان ارتباطی با منطقه دارد مهم‌تر بحث خاورمیانه با بحث‌های داخلی در رابطه با مسائل مربوط به یهودیان امریکا پیوند خورده و مهاجرین گوناگون لذا نمی‌توانیم بگوییم که سیاست امریکا یکباره دگرگون خواهد شد این‌ها تداوم پیدا خواهد کرد اما یک سری تغییراتی نیز همیشه پیدا خواهد کرد بستگی به اینکه چه چه کسی رئیس جمهور می‌شود  چه علایقی دارد چه تیمی دارد و و به چه سبکی عمل می‌کند و شاید مهمتر خود کنشگران منطقه ای چه اندازه در سیاست امریکا اثر می‌گذارند جناب آقای دکتر احمدی نیز اشاره کردند که کشورهای کوچک اینها سعی می‌کنند در سیاست امریکا اثر بگذارند در زمینه‌های مختلف این را می‌بینیم خود عربستان سعودی هزینه‌های هنگفت می‌کند برای جهت دادن به سیاست های امریکا نکته دوم بحث ترامپ است صهیونیسم ای ترین رییس جمهوری امریکاست تمام کارهایی که این برای صهیونیسم کرده این در نشان دادن تمایلات صهیونیستی مثل مسئله پایتخت ای مثل  مسائل مربوط به اراضی اشغالی مسائل مربوط جولان به هیچ رئیس جمهوری در این سطح حرکت نکرده  و این به نظر من فاکتور مهمی است و همینطور این پیوند میخورد با مسائل مربوط به ایران در واقع یک نگاه تل آویو گرا و کشورهای عربی بر سیاست ترامپ اثر خواهد گذاشت چون ترامپ فاقد یک چشم انداز دقیق و فنی است و یک سری چیزهای کلی می‌دانند ولی آن‌ها موثر است در آن.  جزئیات بسیار زیاد است چه کسی در انتخابات به آن کمک  کردند و می‌کنند ولی به نظر من نمی‌توانیم این دیدگاه صهیونیستی آن را کم اهمیت بدانیم .

 اما نکته سوم و پایانی این است که این منطقه همانطور که بیان شد یک ساختاری دارد یک چارچوبی دارد و نمی‌توان با بحث‌های تحمیلی و روانی دگرگون کنیم این مسئله را مسئله فلسطین مسئله جدی است مسئله شعاری نیست یک مسئله عمیق انسانی است یک مسئله مربوط به همه مسلمانان است یک مسئله مربوط به همه جهان است حتی یک مسئله حقوقی است که چارچوب‌های حقوق بین الملل در آن مطرح است مسائل مربوط با اشغال است  ایران بخش جدایی ناپذیر از این منطقه است حرکت های اسلامی در این منطقه و نگرش مسلمانان جزء جدایی ناپذیر این منطقه است. لحظاتی ۶۰ ،۷۰ سال پیش از سیاست های خارجی آمریکا در منطقه  انواع برنامه‌ها را دنبال کرده اگر بخواهیم آمار بگیریم دقت می خواهد ولی در اکثر موارد شکست های فاحش لحظه‌ای و بعضاً میان مدت و دراز مدت برای امریکا داشته لذا باید در نظر گرفت در پاسخ به سوال شما سیاست امریکا نهایتا ترکیبی از تداوم و تغییر اصل نقش ترامپ و تیمش در چگالی صهیونیستی مد نظر است  ولی این به این معنی نیست که سیاست آنها موفق  خواهد بود و اتفاقاً این نوع سیاست ها همونطور که دوستان عزیزم فرمودند نتیجه برعکس خواهد داشت و در  مواردی فقط باید دقت داشت آن تعادل روانی و نپذیرفتن روایتگری منفی است که یکی از آنها  اعتماد به ‌نفس منطقه‌ای می‌باشد که بسیار حائز اهمیت است. ممنونم.

جناب آقای فردوسی پور

 جناب آقای دکتر سجاد پور استفاده کردیم از جناب آقای صباح زنگنه می خواهم که در حوزه تخصصی خودشان همانطور که در بخش اول  اشاره فرمودند یکی از عناصر مهم منطقه‌ای شکاف هایی است که در شورای همکاری و در روابط بین شورای هکاری خلیج فارس وجود داشته و امروزه با بحث تحریم و محاصره قطر افزایش پیدا کرده و با روند عادی سازی و جنگ تحمیلی عراق علیه ایران جنگ نفتکش ها عمیق شده است. لذا می خواهم اشاره فرمایید که این اختلافات تا چه حد عمیق است و سمت و سوی تحولات را با وجود اتفاقاتی که در عادی سازی با رژیم صهیونیستی دارد صورت می‌پذیرد چقدر می‌تواند فرایند منطقه‌ای را دستخوش تغییر کند آیا این شکاف‌ها عمیق تر خواهد شد یا در واقع شاهد یک اتحاد جدیدی هستیم.

 جناب آقای صباح زنگنه؛

در حقیقت وضعیتی که در منطقه است به نظر می رسد که این شکاف ها و اختلافات روزافزون است ملاحظه بفرمایید که یک شاخص و این وضعیت خود اتحادیه عرب است می‌بینید که اتحادیه عرب  که در دهه ۴۰ میلادی قرن گذشته تشکیل شده بود منظور ایجاد یک تجمعی از کشورهای عرب بود تا یکسری از سیاست‌هایی را دنبال کند این اتحادیه عرب الان در بدترین وضعیت خود به سر می‌برد و کشورها هیچ‌گونه امیدی به این اتحادیه ندارند قضیه فلسطین که در راس امور بود این قضیه دیگر مورد توجه قرار نمی‌گیرد  قطعنامه پیشنهادی دولت خودگردان فلسطین مورد بی‌مهری قرار می‌گیرد و تعدادی از کشورها موافق بودند و تعدادی مخالف بودند و اکثریت کشورها نیز بدون توجه به روند بحث ها و گفتگوها نظارت می‌کردند عملاً میشه گفت اتحادیه عرب فروپاشیده است. شورای همکاری با تمام تلاش هایی که امریکا و انگلستان سعی کردند تقویت کنند و موضوعاتی را برای نزدیک شدن آنها به یکدیگر مطرح بکنند از همکاری مالی همکاری بانکی همکاری امنیتی دفاعی نظامی ولی هیچ کدام از آنها محقق نشد بلکه اختلافات بیشتر شد یکی از شواهد این قضیه محاصره قطر بود که همچنان ادامه دارد فشار آمریکا نیز تا این لحظه هم نتوانسته به جایی برسد علیرغم اینکه امریکا به دنبال این است که ۱۰ هزار نیرو جدید در پایگاه العدید قطر مستقر کند و نیاز دارد که قطر از یک جایگاه مستقری برخوردار باشد

 حمله به یمن یک وضعیت دیگری است یک زخم عمیق دیگری است که به این زودی‌ها التیام نخواهد یافت به خصوص اینکه بدانیم یمنی‌ها نسبت به تقارب اسرائیلی اماراتی به عنوان یک حربه ای علیه یمن نیز نگاه می‌کنند بنابراین یک انگیزه قوی تری برای یمنی‌ها نیز ایجاد شد که نسبت به امارات مواضع جدی‌تر و تند تری اتخاذ بکنند با همه تلاش ها و رفت آمد هایی که بین عربستان و سایر کشورها امارات با عراق انجام گرفت تا به این  لحظه شاهد پیشرفتی در روابط عراق با امارات نبوده‌ایم این همه رفت و آمدها و صحبت‌ها و توافقات عملاً حرف و حدیث بود و به هیچ توافق ملموسی منجر نشده بنابراین تلاش های امریکا برای ایجاد یک  چارچوب جدیدی که بتواند از سیاست هایش حمایت کند و با خیال راحت منطقه را رها کند و به جای دیگر برود محقق نشده است به نظر من یکی از کارکردهای آوردن اسرائیل به منطقه دنبالش بودن این است که لااقل رژیم صهیونیستی میان این کشورها سیمان کاری کند شاید این کشورها بر اساس همکاری با یک عنصر خارج از مجموعه شان که نزدیک به منطقه است دور هم جمع شوند ولی این حربه هم به نظرم در خود امارات هم گوش شنوایی نخواهد داشت از هفت امارت تشکیل دهنده امارات حداقل چهار الی پنج تای آن مخالف این نوع توافق هستند این هم مایه دردسرهایی برای امارات خواهد شد و بعد هم به هم ریختن بافت اقتصادی امارات که مبتنی بر همکاری تجاری با همه کشورهای منطقه اعم از ایران و هند و پاکستان بود این همکاری را از دست خواهد داد  از اعتبار امارات نیز کاسته خواهد شد در عراق  اتفاقاً این نزدیک شدن امارات  به اسرائیل چشم مردم عراق و اردن  به این مسئله باز شد چراکه مردم اردن نسبت به فلسطین و قدس شریف حساسیت بالایی دارند. و توسعه طلبی اسرائیل منجر به توسعه طلبی در خاک اردن و توسعه طلبی در خاک عراق نیز شود و بنابراین حساسیت های مردم نسبت به این مسئله افزون شده و کاسته نشده جایگاه ایران درست است که اسم ایران در رسانه‌های منطقه کمتر برده می‌شود این منطقه به عنوان عامل تحریک عامل نفوذ و یا عامل هژمون منطقه اما در واقع این جوامع در تبلیغات اسم ایران کمتر برده می‌شود و همچنان ایران نیازمند روایتگری خودش است ظرفی که وجود دارد در مورد سیاست‌های رسانه‌ای امکانات رسانه‌ای و تنظیم برنامه‌ها و جنگ روانی یا نرم افزاری نیاز هست که توجه بیشتری بشود از صحبتی که پیش آمده باید استفاده کرد ایجاد ائتلاف های چندگانه حالا حتی مردم پاکستان نیز با این وضعیت مخالفند و با اهداف بزرگ پاکستان نمی‌شود کار کرد و ترکیه مستعد است قطر مستعد است به هر حال در شعار و در ظاهر می‌تواند همراهی کند خود تشکیلات اخوان المسلمین یا اتحادیه جهانی علمای مسلمین اینها همه آماده هستند که در این همکاری‌ها نقش ایفا کنند نزدیک شدن احزاب و گروههای فلسطینی به همدیگر اتحاد آنان را باید تشویق کنیم باید به سمت وحدت این گروه‌ها گام برداشت.

جناب آقای فردوسی پور؛

  سپاسگزارم آقای صباح زنگنه، جناب آقای مهتدی به درستی اشاره فرمودند جناب آقای زنگنه که پرونده فلسطین باید در منطقه شامات تعیین تکلیف شود چیزی که در حوزه تحولات کشورهای شورای همکاری خلیج فارس دارد اتفاق می‌افتد خیلی چشمگیر و تاثیر گذار نخواهد بود اما به خوبی شاهد این بودیم که تشکیل محور مقاومت در منطقه شامات چقدر   مسئله فلسطین را بعد از پایان جنگ های عربی و بعد از ۱۹۶۷ اتفاقاتی  که افتاد و حتی پذیرش اسلو و تسلیم فلسطینی‌ها به دنبال آن مسئله کمپ‌دیوید چقدر پرونده فلسطین را در جهت احقاق حقوق مردم فلسطین پیشبرد سوالم به طور خاص این است که در واقع تحولات این حوزه یعنی حوزه لبنان و سوریه مخصوصاً در فتنه اخیر و کنار هم قرار گرفتن محور مقاومت با خودگردانی تا چه حدی می‌تواند در رابطه با سیاست‌های جدید عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی مانع ایجاد کند و تا چه مقدار می‌تواند مقوم محور مقاومت باشد با توجه به تحولات سوریه و مسائلی که در رابطه با فلسطین  وجود دارد.

جناب آقای مهتدی

 همه این کشورهای عرب در خلیج فارس که به روند صلح با اسرائیل بپیوندند تغییری در به اصطلاح معامله قدرت داده نمی‌شود اینها نه در گذشته و نه در حال نقشی نداشتند و ندارند تظاهر می‌کردند که کمک مالی میکنند  و یا حمایت سیاسی می‌کنند خوب الان مشخص شده که وجود یا عدم وجود این‌ها در کنار مسئله فلسطین عملاً تاثیری در قدرت مقاومت ملت فلسطین ندارد مسئله فلسطین مسئله که در وجدان ملل عرب در وجدان ملل اسلامی جا دارد ما الان علیرغم تحولاتی که دارد صورت می‌پذیرد شاهد یک  تغییرات مهمی هستیم اشاره کردند اتحادیه عرب نفس‌های آخر خود را می‌کشد چه بسا یک اتحادیه عرب دیگری از کشورهایی که مخالف عادی سازی هستند تشکیل شود همچنانکه تشکیلات خودگردان نیز موقعیت خود را از دست داده چه وسایلی که ما در آینده نزدیک شاهد تشکیل یک سازمان آزادی بخش جدیدی برای فلسطین باشیم همین مسئله را ما در مورد سازمان همکاری کنفرانس اسلامی می‌بینیم شما خودتان اشاره کردید به تحولی که رخ داده و اقداماتی که در حال حاضر پاکستان اندونزی و مالزی شروع کرده و ایران در آن شرکت کرده و این می‌تواند جای همکاری اسلامی قدیمی را بگیرد این تحولات همه در حال رخ دادن است و من فکر می‌کنم که به شدت به سود آرمان فلسطین است اما آنچه که در لبنان می‌گذرد و من سریع اشاره می‌کنم این هست که رژیم صهیونیستی و آمریکا و به طور کلی غرب از خلع سلاح حزب الله ناامید شده‌اند یعنی می‌دانند ارتشی وجود ندارد که بتواند حزب‌الله را خلع سلاح کند در داخل لبنان نیز همچین قدرتی وجود ندارد برای خلع سلاح حزب الله بنابراین برنامه‌ای که الان در لبنان دارد پیش می‌رود به زنجیر کشیدن  اسلحه حزب الله است و به اصطلاح ایجاد زمینه‌ای که حزب‌الله نتواند از آن سلاح استفاده کند یعنی زمین‌گیر کردن این سلاح این روش از طریق فشار اقتصادی است تحریم است و تحریک برخی از جریان‌های سیاسی در لبنان علیه مقاومت است و ضربه زدن به وحدت ملی که پشت سر مقاومت وجود دارد به طوریکه در شرایطی مقاومت اصلاً نتواند از این سلاح علیه رژیم صهیونیستی استفاده کند آنچه که الان دارد رخ می دهد این است که فشار مفرط بر روی حزب الله و لبنان باعث می‌شود که حزب‌الله میز بازی را برهم زند و این قدرت را حزب‌الله دارد که میز را برهم زند و معادلات داخلی لبنان را بر هم زند کما اینکه در ۷ می سال ۲۰۰۸ نیز یک چنین اتفاقی افتاد بنابراین آقای مکرون فرانسه به عنوان پلیس خوب وارد شده و پلیس بدی که امریکا است و خیلی هم به حزب الله و مقاومت احترام می‌گذارد این نشان می دهد که مقاومت و حزب الله را تروریست نمی داند خواستار همکاری با حزب الله است اما در حال حاضر نخست وزیری تعیین شده و برنامه ای که برای انتخاب وزرا دارند نشان می دهد که می خواهند افراد مربوط به جریان مقاومت را داخل کابینه نیاورند و این امکان ناپذیر است چون بالاخره هر کابینه که روی کار بیاید بایستی از پارلمان رای اعتماد بگیرد و در پارلمان حزب‌الله و جریان امل و اما به طور کلی جریان مقاومت بیشتر این کرسی‌ها را دارند ۶۶ کرسی دارند و اینها می‌توانند رای اعتماد ندهند به این دولت و به ناچار  بایستی آقای مکرون از بین جریان گسترده کابینه و پستهای کابینه را در نظر بگیرد ما در لبنان شاهد یک چنین مسئله هستیم حزب الله نیز نشان داده که در هر شرایطی نیز اگر بتواند و می‌تواند میز بازی را که امریکایی‌ها یا فرانسوی‌ها بچینه بر هم بریزد و به همین خاطر امکان پاسخگویی به رژیم صهیونیستی را هم در هر شرایطی دارد این چیزی است که در لبنان شاهد آن هستیم در سوریه دولت توانسته تقریباً ۸۰ درصد خاک سوریه را زیر حاکمیت خود بیاورد ۳ تا کانون بحرانی داریم یکی ادلب است حضور تکفیری‌ها در آنجا و یکی در عفرین است  و حضور نیروهای ترکیه که اشغالگر به حساب می آیند بقایایی نیروهای امریکایی در منطقه قامشلی و حسکه در شمال شرق سوریه در شرق فرات این پرونده‌ها را فعلا دولت سوریه منجمد نگه داشت تا مسئله انتخابات امریکا روشن شود تا در آینده در امریکا چه کسی پیروز میشود شبکه سیاستی را در مورد سوریه و در قبال منطقه پیش خواهد گرفت در حال حاضر سوریه بیشتر سرگرم حل مشکلات اقتصادی و پایین آوردن قیمت لیره سوریه است انتظار روشن شدن مسئله انتخابات امریکا و معادلات بین‌المللی و منطقه‌ای است

 

 جناب آقای فردوسی پور؛

 جناب آقای دکتر احمدیان شما در بحث اول به مسائل عراق اشاره فرمودید اما من سوال را به گونه دیگری مطرح می‌کنم  سوال آخر این است که اعتقاد بر این است که عراق همیشه  به عنوان شاقول منطقه ای نقشه توازن منطقه ای را بازی کرده به نظر شما عراق به این وزن خود واقف است تحولات این کشور در آینده سمت و سوی این نقش را از نظر شما بالا میبرد یا تنزل میدهد؟

جناب آقای احمدیان

  ببینید در مورد عراق من فکر می‌کنم که تصور خود آقای کاظمی و حتی نخست وزیران سابق این است که عراق می‌تواند نقش منطقه‌ای بازی کند تلاش بر این بوده که از نقش منطقه‌ای عراق برای تثبیت وضعیت داخلی استفاده شود اینکه عراق از سیاست خارجی در راستای هماهنگ کردن موازنه‌ها در داخل احتمالاً در راستای استقرار قدرت حاکم در ساختار قدرت موجود استفاده کند وجود ندارد.

 این اتفاق  اکنون با ایده اتحاد شرق آقای کاظمی دنبال میشود این که بتواند با مصر و اردن و سایر کشورها این کار را پیش ببرد نگاه‌ها می‌تواند تعبیر های مختلفی داشته باشد.

آیا این طرح عراقی است یا طرح سعودی است و یا طرح ترکی، تلاش کدام جهت است برای پیشبرد  در واقع استفاده از عراق در سطح منطقه‌ای من فکر می‌کنم که خود عراق است که جویای این تحول است طرح عجیبی است نگاه نگاه عجیبی است با هر چیدمانی که نگاه کنیم اردن و عراق و مصر و سوریه حداقل در یک چهارچوب در وضعیت فعلی قرار نمی‌گیرند و ترکیه هم بحثش هست لذا من فکر می‌کنم سطح منطقه‌ای تحولات گسترده تر و پیچیده تر از آن است که عراق بی ثبات فعلی بتواند در آن نقش جدی ایفا کند مضاف بر اینکه وضعیت داخلی آقای کاظمی ناامنی و بی‌ثباتی داخلی اجازه ی تحرک در سطح خارجی را به آن نمی دهد  یعنی ارتباطاتی برقرار شود و ایشان فکر می‌کنم نگاهشان این است که به رابط میان ایران و کشور های عربی بدل بشود و از این نقش در راستای منافع عراق استفاده کند و این  ضرورتا به ضرر ایران نیست اتفاقاً در راستای منافع منطقه ما میتواند عمل کند منتها بلندپروازی عراق خیلی واقع بینانه نیست آنهم در وضعیت فعلی اردن یک شرایط خاص دارد در صلح با اسرائیل است لبنان وضعیت متفاوتی دارد سوریه یک جبهه مقاومت در مقابل اسرائیل است مصر شرایط خاصی دارد اولویت های  تهدید مصری حوزه نیل است که مسئله عراق نیز مسئله خلیج فارس نیست و اینها ثانویه است و گفتمانی که از آن استفاده می‌شود لذا من فکر می‌کنم که عراق آقای کاظمی خیلی زود به سنگ‌های واقعیت برخورد  خواهد کرد در مشرق عربی و تا حد زیادی رسیده است به آن منطق و فکر می‌کنم که می‌شود از این ارتباطات استفاده کرد ولی زیاد هم نمی‌توان روی آن حساب باز کرد عراق در داخل دارای مشکل است و این مشکل داخلی را همه میفهمند. می‌خواهد رابطه برقرار کند استفاده از این رابطه در داخل برای منافع خودش است نه برای نقش دادن جدی به عراق در معادلات منطقه.

جناب آقای فردوسی پور

  سپاسگزارم جناب آقای دکتر احمدیان، جناب آقای دکتر سجاد پور ما میخواهیم جمع بندی شما را به عنوان حسن ختام بشنویم.

جناب آقای دکتر سجادپور

 بنده خیلی استفاده کردم اول تشکر می‌کنم از جناب عالی و تک تک دوستان خود، این جلسه نشان دهنده ی بخشی از قدرت فکری و تحلیلی ایران است نگاه‌ها بسیار بومی و مسلط و برای بنده باعث افتخار است که در این پنل بوده‌ام من اگر برداشت خودم را از این بحث هایی که شده است بگویم یکم اینکه به هر جهت ما با یک منطقه پیچیده روبرو هستیم منطقه‌ای که با سطح بین‌المللی پیوندی جدی ساختاری نامتعادل و البته معیوبی دارد بازیگران جدیدی وارد شده اند و حتی آقای  مهتدی اشاره کردند به ورود بازیگران جدید سوای قدرت های بزرگ قدرت های مانند هند و برزیل و باز اینکه برایم جالب بود نکته دوم کنشگری شدید در منطقه اشاره‌ای که جناب آقای احمدیان کردند به کشورهای کوچک به نظر من بسیار حائز اهمیت است نقشه خوانی به هرحال منطقه از نظر کنشگری بسیار شلوغ است و این شلوغی در جاهای مختلف خودش را نشان میدهد. نکته سوم که  بنده استنباط کردم درعین سطح کلان یکدست منطقه نگاه یک دست به منطقه از بالا است. هر پرونده‌ای پویایی خودش را دارد پرونده لبنان  را آقای مهتدی اشاره فرمودند پرونده عراق را جناب آقای صباح  فرمودند و همچنین جناب آقای احمدیان اشاره فرمودند یک بحث خیلی به اصطلاح متفاوتی است و آن چیزی که پرونده‌های دیگر دارند پرونده لبنان پیچیدگی‌هایش خیلی زیاد است پرونده عراق هم همینطور و به نظر من این حائز اهمیت است و اما نکته آخر و پایانی شاید همان بحث نگاههای مختلف شاید اجماعی که وجود داشت تصویر کلان و استراتژیک نباید فراموش شود ایران  به حمدالله در یک موقعیت خاص تاریخی به سر می‌برد در منطقه و این هیاهوها اثری از اثر بزرگی در این نگرش و جایگاه استراتژیک نیست و باید دقت کنیم که در یک شرایط فوق العاده روانی و ترکیبی از نوع جنگ هایی که علیه منافع ما مطرح است که  آقای مهتدی فرمودند جنگهای ترکیبی به نظرم خیلی نسل سوم و نسل چهارم و پنجم فکر می‌کنم هدف همه این جنگ ها شکستن اراده مردمان این  منطقه است ‏ و به نحوی پذیرش هژمونی و سلطه دیگران ولی علی رغم همه بحث ها هیچ گاه اراده فلسطینیان برای اهداف اراده ما برای استقلال و زندگی در یک محیط امن منطقه‌ای و بر اساس چارچوب های  مورد نیاز مردم از بین نخواهد رفت.

تهیه کننده: خانم یگانه نیکبخت

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است