صفحه اصلیاخباردرباره دفترهمایش هاسخنرانی هامیزگرد هاتماس با مانقشه سایت
منو اصلی
اخبار > «مهاجرت در ابعاد اروپايي و جهاني» و «تحرکات چين در منطقه آسياي جنوب شرقي»


  چاپ        ارسال به دوست

سخنراني

«مهاجرت در ابعاد اروپايي و جهاني» و «تحرکات چين در منطقه آسياي جنوب شرقي»

 

هيأت اتريشي متشکل از مقامات پيشين رسمي اين کشور، در روز 26 مرداد ميهمان دفتر مطالعات سياسي و بين المللي وزارت امور خارجه بوده و طي جلسه اي، وزراي پيشين وزارت امور خارجه و دفاع اين کشور به سخنراني پيرامون دو موضوع «مهاجرت در ابعاد اروپايي و جهاني» و «تحرکات چين در منطقه آسياي جنوب شرقي» پرداختند.

در ابتداي جلسه آقاي اشپيندلگر، رئيس مرکز مهاجرت بين المللي و وزير پيشين خارجه و امور مالي اتريش در ارائه خود پيرامون مهاجرت، پس از بررسي ميزان رشد جمعيت جهاني در 5 منطقه اصلي آفريقا، آسيا، آمريکاي لاتين و آمريکاي شمالي از سال 2015 تا 2050 و مقايسه آنها با هم، به بررسي اين روند در ايران پرداخته و فرصتهاي توسعه جمعيتي در ايران را بسيار مطلوب توصيف نمود. او در خصوص آمار پناهجويان،اظهار داشت، حدود 60 ميليون نفر پناهجو در سال 2016 داشتيم که 1ميليون و 300 هزار نفر از آنها به اروپا پناه آورده اند که مبدأ اصلي اين مهاجران سوريه و بعد افغانستان مي باشد. وي گفت 264 هزار نفر از اين تعداد از طريق دريا به اروپا، عمدتاً يونان،ايتاليا و ترکيه و سپس اسپانيا وارد شدند که 3176 نفر در اثر سوانح ناشي از اين جابجايي جان خود را از دست دادند.

وي در ادامه راهکارهايي را براي محافظت از آينده اروپا از سيل پناهجويان و مهاجران پيشنهاد داد:

 * اروپايي کردن بيشتر تصميم سازي در زمينه محافظت؛

* توجه به فرصت هاي تصميم سازي در خارج از اروپا؛

* غيرملي کردن فضاي محافظت: به اين معنا که بيشتر مهاجران مي خواهند وارد کشورهاي مهم اروپايي مثل آلمان،اتريش و سوئد شوند؛

* ايجاد مکانيزمهاي توزيعي تقاضا-محور درون اروپايي: به اين معنا که پناهجويان بر اساس نياز و تقاضاي کشورهاي اروپايي توزيع شده و راهکارهايي براي توزيع مناسب نيروي کار انديشيده شود؛

* تقسيم مسئوليت ها قبل از اسکان پناهجويان: يعني منافع مختلف کشورها به اشتراک گذاشته شده و مسئوليت پناهجويان متوجه همه کشورهاي اروپايي بر حسب شرايط آنها بشود.

وي در ادامه ديپلماسي مهاجرت بين المللي را بر اساس فاکتورهاي زير تعريف کرده و مورد تأکيد قرار داد:

ü     تمرکز بر شراکت مؤثر و کارآمد با کشورهاي مبدأ و کشورهاي تزانزيت، به عنوان پيش شرطي براي ايجاد مهاجرت نظام مند.

ü     ايجاد مشوق هاي واقعي براي تبادل و تشخيص فرصت ها

ü     مقابله با ريشه ها و عوامل اصلي مهاجرت

ü     بررسي ميزان کارآمدي چهارچوب هاي موجود

ü     اتخاذ رويکرد جهاني اتحاديه اروپا به مهاجرت و جابجايي جمعيتي

ü     اتخاذ دستور کار مشترک براي مهاجرت

اشپيندلگر در پايان صحبت هاي خود به توافق اتحاديه اروپا-ترکيه اشاره داشته و گفت، بر اساس اين توافق اگر مهاجران غير قانوني از ترکيه وارد اروپا شوند، پس فرستاده مي شوند، اما در مقابل هر استرداد، يک فرد ترک از اردوگا ه هاي پناهجويي که قانوناً تقاضاي مهاجرت کرده پذيرفته مي شود.

          در ادامه جلسه، آقاي فاسلابند، وزير دفاع سابق به بررسي اقدامات و تحرکات چين در درياي چين جنوبي پرداخته و اظهار داشت،موقعيت استراتژيک چين هم اکنون به توسعه و تحول جمعيتي و اقتصادي جهان مرتبط است، آنچه وي «اثر استراتژيک تحولات منطقه هند-پاسيفيک» مي نامد. اين موقعيت بدان جهت بسيار مهم است که هلالي را از غرب اقيانوس آرام به اقيانوس هند در بر مي گيرد. تحولاتي که در اثر اقدامات چين در اين منطقه رخ مي دهد،بيشتر قسمت هاي آسيا را در بر مي گيرد لذا عمده آسيا در حوزه استراتژيک چين قرار خواهد گرفت. در واقع در نتيجه اين اقدامات،70، 80 درصد درياي چين جنوبي به چين خواهد رسيد و به دنبال آن،فيليپين، ويتنام و ساير کشورهاي حوزه تنها به حاشيه باريکي از درياي سرزميني خود محدود خواهند شد. لذا کشوري که بر اين حوزه تسلط يابد،در واقع براي کل جهان تبعاتي خواهد داشت.

          وي ادامه داد، در اين راستا،​​ کريدور چين از طريق پاکستان بسيار حائز اهميت است. چيني ها بر مهم ترين بندر در پاکستان تسلط داشته که در استان بلوچستان اين کشور قرار دارد. بنابراين چنانچه کشوري با اين نفوذ چين در اين بندر موافق نباشد،بايد لاجرم به جدايي بلوچستان از پاکستان بيانديشد که در اينجا نقش ايران به عنوان همسايه اين کشور مهم شمرده مي شود.

در انتهاي جلسه پرسش هايي از حضار مطرح شد که در پاسخ به آنها، نکات زير مطرح شد:

·        آمريکايي ها زمان و توان خود را در خاورميانه به هدر دادند و اين موضوع باعث شد در رقابت با چين در منطقه پاسيفيک و جنوب شرق آسيا عرصه را به اين کشور واگذار کنند.

·        هم اکنون ايران باثبات ترين و شايد بتوان گفت تنها کشور باثبات در منطقه خاورميانه بوده و لذا هم براي چيني ها و هم براي آمريکايي عامل تعيين کننده محسوب مي شود.

·        احتمالا در 10 يا 20 سال آينده ما شاهد بريتانياي کبيري متشکل از انگلستان و ولز خواهيم بود. اين کشور بخشي از قابليت هاي الي خود را از دست خواهد داد و لندن ديگر پايتخت مالي اتحاديه اروپا نخواهد بود.

·        انگلستان سعي مي کند به منظور حفظ خود و به حداقل رساندن آسيب هاي ناشي از خروج از اتحاديه اروپا، قابليت هاي نظامي خود را تقويت کرده و موقعيت خود را در شوراي امنيت حفظ و روي آن تأکيد کند.

·        در مناسبات آينده سياست جهاني،هند، روسيه و اروپا دايره هاي آبي اند و داراي نقش حاشيه اي بوده و دو کشور چين و آمريکا دايره هاي قرمز را تشکيل داده و کشورهاي اصلي خواهند بود. اروپا بيشتر درگير مسائل داخلي همگرايي خود خواهد بود و هند با وجود آنکه در مسير توسعه و پيشرفت است، مسير کندي را طي مي کند و ساختارهاي توسعه اي چندان قوي ندارد. روسيه داراي نقاط قوت و ضعفي هست که نقاط قوت آن را: اندازه اين کشور؛ مؤلفه هسته اي؛ و منابع طبيعي تشکيل داده و نقاظ ضعف آن عبارتند از: رشد و ترکيب ضعيف جمعيتي آن؛ ضعف اقتصادي اين کشور: به اين معنا که اگر صادرات نفت و گاز را از مبادلات تجاري اين کشور حذف کنيم، کشوري متوسط محسوب شده چرا که صادرات قوي اي به جز منابع طبيعي ندارد.

 

 

 


١٤:٢١ - 1395/06/03    /    شماره : ١٨٠٢    /    تعداد نمایش : ٢٧٩٥



خروج




صفحه اصلی | اخبار | تماس با ما
©1392 دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
Copyright © 2003-2013 Institute for Political and International Studies of the Ministry of Foreign Affairs (IPIS) - All rights reserved.